حقوق بشری زنان ( قسمت سوم)

مفهوم حقوق بشر زنان
در فاصله سال های (۸۵-۱۹۷۶) که «دهه ی سازمان ملل برای زنان» نام گرفت، زنانی با زمینه های مختلف نژادی، مذهبی، فرهنگی و طبقاتی، سازماندهی اصلاح وضعیت زنان را از سرگرفتند. از سوی سازمان ملل، کنفرانس هایی باهدف ارزیابی وضعیت زنان و تنظیم استراتژی هایی برای پیشترفت آنها برگزار شد که کنفرانس های مکسیکو (۱۹۷۵)، کپنهاک (۱۹۸۰) و نایروبی (۱۹۸۵) از آن جمله اند.

این کنفرانس ها، جایگاه های نقادانه ای بودند که زنان گردهم آمده، فرصت داشتند از تفاوت ها و اشتراکات شان صحبت کنند و به تدریج آموختند که از تفاوت ها، به خلق و ایجاد یک جنبش جهانی پل بزنند. در اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰، زنان در کشورهای مختلف به سراغ چارچوب حقوق بشر رفتند و به توسعه ی ابزارهای تحلیلی و سیاسی پرداختند که سازنده ی ایده ها و رویه های حقوق بشر زنان هستند. پرداختن به چارچوب حقوق بشر باعث تحولی دوگانه در اندیشیدن به حقوق بشر، و سخن گفتن از زندگی زنان شده است. به زبان ساده، این امر مستلزم ارزیابی چارچوب حقوق بشر توسط عینک جنسیت، و توصیف زندگی زنان به وسیله ی چارچوب حقوق بشر بوده است. زنان در نگاه به چارچوب حقوق بشر، نشان دادند که چگونه تعاریف و رویه های فعلی حقوق بشر، ناتون است از شناسایی راه هایی که به عنوان سو استفاده از حقوق بشر به رسمیت شناخته شده، بر زنان به دلیل جنسیت شان تاثیر می گذارد. این رهیافت، تاکید کننده ی اهمیت مفاهیم و فعالیت های موجود است. اما در ضمن یادآور این نکته است که در این تعاریف، ابعاد خاص یک جنسیت وجود دارد و نیازمند آن است که با درنظر گرفتن راهکارها، برنامه ها و چارچوب حقوق بشر، تجربیات نیمه ی مونث جمعیت جهان هم انعکاس داشته باشد.
استفاده از چارچوب بشر برای بیان مجموعه ی وسیعی از تجاوزات و سو استفاده ها از حقوق بشر که زنان با آن مواجه اند، ابزارهایی قدرتمند برای تجزیه و تحلیل زنان به دست می دهد. این استراتژی در تلاش برای جلب توجه به حقوق بشری که ویژه ی زنان بوده و پیشتر به عنوان حقوق زنان شناخته می شده است- اما به عنوان حقوق بشر به رسمیت شناخته نمی شده- یک استراتژی محوری و انسانی است. به عنوان مثال، مساله ی خشونت علیه زنان را در نظر بگیرید. اعلامیه جهانی اعلام می کند: «هیچ فردی را نباید تحت شکنجه یا رفتار یا کیفر ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز قرار داد». این ماده، دستورالعملی برای زنان به منظور تعریف و بیان حقوق بشر از واژگانی مثل تحت شکنجه یا رفتار و مجازات ظالمانه و غیرانسانی، فراهم می آورد. شناسایی چنین موضوعاتی به عنوان موارد نقض حقوق بشر، سطح توقع و انتظار از آنچه که می تواند و باید در حق زنان روا شود را افزایش می دهد. این تعریف از خشونت علیه زنان در چارچوب حقوق بشر، به طور معین این موضوع را تثبیت کرده و بنیان می نهد که دولت ها در قبال چنین مواردی از نقض حقوق بشر مسوول اند. هم چنین این امر، سوال هایی را به وجود می آورد درباره ی چگونگی مسوول نگه داشتن حکومت ها، و میکانیزم هایی که در مواقع بی تفاوتی شان در چنین موقعیت هایی، برای تسهیل فرآیند اصلاح مورد نیاز است.
ادامه دارد

دکمه بازگشت به بالا