حضرت صاحب، ولسی جرگه را به دویل فرا می خواند

به دنبال اعتراض های ولسی جرگه مبنی بر غیرقانونی بودن ادامه ی کار یک ثلث از اعضای مشرانو جرگه،  حضرت صاحب مجددی، رییس مشرانو جرگه با اظهار این که بدبینی و تعصب نسبت به مشرانو جرگه موجب این مخالفت ها شده است و منشای این کار نیز کمونیست ها هستند که دیگران را تحریک می نمایند، اضافه کرد که ما به کار خود ادامه می دهیم. وی هم چنان گفت: «اگر آن ها مرد هستند بیایند تا ببینیم که چگونه همکاران ما را از مجلس سنا خارج می کنند».

چنین معلوم می شود که هیات مختلط پیشنهاد شده توسط ولسی جرگه به توافقی دست نیافته است. از این سبب به فحوای «چون به تنگ آمد به جنگ آمد»، مشرانو جرگه راه حل پهلوانانه را گره کشای مشکل دیده است. معلوم نیست در این میانه خانم های عضو ولسی جرگه، چه نقشی خواهند داشت.  زیرا ظاهرا خطاب حضرت صاحب متوجه آنان نیست. مشکل تر از همه کار آن وکیلان است که مرد هستند، ولی پیرتر و یا لاغرتر از آن اند که دعوت به این مصاف را لبیک گویند. اما یک نکته در این میان نادیده گرفته شده است و آن این که تعداد اعضای ولسی جرگه بیشتر از وکیلان مشرانو جرگه می باشد و این مصاف چندان عادلانه هم نیست.  ولی منشی مشرانو جرگه که ظاهرا جگر کوچک تر از حضرت صاحب دارد، با این استدلال که موارد متعددی از قانون شکنی وجود دارد،  در این مورد نیز نباید سخت گرفت. ولی جالب تر و پرمعناتر از آن تهدید شدیدی است که یکی دیگر از سناتوران به آدرس ولسی جرگه حواله داد و آن این که «اگر ولسی جرگه با دوام کار یک ثلث از اعضای مشرانوجرگه مخالفت کند، همه خیانت های آنان را برملا خواهد کرد». وی حتا ادعا کرد که در این مورد اسنادی هم در اختیار  دارد. معنای این سخن همان ضرب المثل است که»خپ تو چپ من». خطر این است که از این به بعد روشی را که مشرانو جرگه در پیش گرفته است، براساس الگوی رفتاری حضرت صاحب رواج عام یابد. مثلا هرگاه رییس دولت بخواهد وزیری یا حتا ولسوالی را معزول سازد، آن شخص، رییس دولت و یا شورای وزیران را به مصاف دعوت کند و بدین ترتیب دویل به عنوان راه کاری قانونی در حل همه معضلات مملکتی به کار گرفته شود. تا آن جا که رییس دولت هم هنگام پایان دوره ی خدمت اش به عوض مراجعه به آرای مردم،  همه مردم را به دویل دعوت کند.  کما این که به تعویق انداختن غیرقانونی انتخابات و اصرار بر ادامه ی ریاست نیز نمونه ای از همین رفتار پهلوانانه است.  سوال اساسی اما این است که هرگاه مجلسین نتوانند مشکلات فیمابین خودشان را با مسالمت و از طریق گفتگو و نه دعوت به زورآزمایی حل کنند،  از آن مردمی که طی سی سال قربانی جنگ و قهر و خشونت بوده اند وهزاران عقده بر روان شان ریخته اند، چه انتظاری می توان داشت؟ وانگهی مگر منطق طالبان غیر از این است.  بهتر آن خواهد بود که مشرانو جرگه و به خصوص شخص رییس آن که هم یک روحانی است و هم پیرمرد و بزرگ سال و از قضا در راس کمیسیون صلح قرار دارند، این روش ها را کنار بگذارد. آقای مجددی کمونیست ها را عامل اساسی برانگیختن این اعتراض هامی داند تا از این طریق، دعوت اش به زورآزمایی و کشتی گیری را، توجیه جهادی کند و احساس مبارزه با کفر و الحاد را از نو زنده نماید، در حالی که از آن کمونیست ها فرد مقتدری باقی نمانده است و حتا آقای گلاب زوی، یکی از قوماندان های کودتای هفت ثور،  آن داعیه ها را به فراموشی سپرده و مشق دموکراسی می نماید.  تازه شما آقای مجددی که فوج فوج جنایتکار طالب پاکستانی را از حبس رها نمودید، چرا در این مورد خاص این قدر سخت می گیرید.  

 

دکمه بازگشت به بالا