جنجال بر سر ملیشه سازی ناهماهنگی حکومت و جامعه جهانی در مبارزه با طالبان

در حالی که ایالات متحده امریکا برای اولین واحد از گروپ های ملیشه ای در ولایت میدان وردک آمادگی می گیرد، وزارت داخله کشور با هر نوع اقدامی برای ایجاد گروه های ملیشه ای مخالفت کرده است. زمری بشری، سخنگوی وزارت داخله اخیرا گفته است که هر نوع همکاری مردمی باید در چارچوب اردو و پولیس ملی باشد و این وزارت از هیچ نوع تصمیم و اقدامی برای ایجاد گروه های شبه نظامی حمایت نمی کند. قبل از این مشرانو جرگه و برخی نهاد های سیاسی- مدنی نیز با ملیشه سازی در کشور مخالفت کرده بودند.

تجربه های ناکام ملیشه سازی:
افغانستان از گذشته های دور برای تامین امنیت از نیروهای ملیشه ای استفاده کرده است. این نیرو ها عمدتا در مناطق قبایلی فعالیت داشته و در همسویی با حکومت به دفاع از مناطق شان مشغول بوده اند. رژیم های گذشته به خصوص داکتر نجیب الله در آخرین روز های حکومت خود به ملیشه  سازی روی آورد. داکتر نجیب با ایجاد گروپ های، از میان اقوام مختلف در صدد بر آمد تا هسته های مقاومت را در دفاع از مراکز ولایات ایجاد نماید.
این رویکرد هر چند برای مقطعی کوتاه  با دستاورد هایی همراه بود، اما دیری نگذشت که شیرازه ی نظام حکومت وی توسط همین ملیشه ها از بین رفت.
 افراد و سربازان بازمانده از این ملیشه ها در دهه ی هفتاد به عنوان نیروهای اصلی جنگ در منازعه میان رهبران جهادی به کار گرفته می شدند.
طرح مسلح سازی قبایل و استفاده از آنان در برابر طالبان و گروه های مسلح مخالف، از مدت زمانی است که مطرح شده است. حکومت افغانستان در آغاز از این طرح استقبال نموده و نبود نیروی کافی، پولیس و ناتوانی آنان را در تامین امنیت عامل اصلی در این رویکرد می دانست. ایالات متحده امریکا با تجارب از وضعیت عراق، بیش از هر کشور دیگر در صدد است تا طرح جنبه ای عمل به خود گیرد. هر چند بیشتر آگاهان  بر این باور اند که تفاوت های جدی و اساسی میان افغانستان و عراق وجود دارد، اما ظاهرا امریکایی ها مایل اند تا تجربه های عراق را در افغانستان عملی سازند. یکی از عوامل اساسی علاقمندی امریکا به ملیشه سازی دست یابی به پیروزی های موقت و برون رفت از بن بست در جنگ است. ایالات متحده امریکا به خوبی دریافته است که کمبود و ناتوانی نیرو های امنیتی افغان سبب گردیده تا طالبان در ولسوالی های زیاد نفوذ کرده و از همین جهت یکی از راه های ممکن برای مقابله با آن ایجاد گروه دفاعی ملیشه ای را بیان می کند.
افزایش نا امنی در بیشتر ولسوالی ها و شاهراه های کشور این روحیه را در برخی مناطق خلق کرده است که اگر واقعا حکومت و جامعه جهانی در تامین امنیت ناتوان اند، به مردم اجازه داده شود تا آنان خود به دفاع از مناطق شان بپردازند.

 

پیامد های ملیشه سازی:
حکومت افغانستان در یک سیاست متناقض، اکنون با پدیده های ملیشه سازی مخالفت می کند. هر چند معلوم نیست که این دوگانگی ریشه در چه چیزی دارد، اما چند پیامد را در پیرامون طرح ملیشه سازی نباید نادیده گرفت. نخست این که هر نوع  نیروی نظامی جدید در عرض  اردو و پولیس، سبب تعارض و اصطکاک در صلاحیت ها و حوزه های وظیفوی می گردد. هم اکنون پولیس و اردوی ملی با کار ویژه های مشخص و تعریف شده در حال نو سازی، بازسازی و آموزش اند و انتظار همگانی از حکومت و جامعه جهانی این است که این نیرو ها بتوانند بر وضعیت موجود حاکم گردند. با توجه به این که جایگاه ملیشه سازی در ساختار نیروهای امنیتی کشور، مشخص نشده و شرح وظایف و مسوولیت های آن تعریف نگردیده است، احتمال آن می رود که این نیرو ها در هنگام عمل با تصادمات جدی رو به رو گردند.
گذشته از این، یکی از دست آورد های جامعه جهانی تلاش برای پروسه دایاگ، «دی دی آر» و ملکی سازی افراد مسلح و وابسته به تنظیم های جهادی می باشد. با توجه این تلاش ها، بر اساس ارزیابی هایی که صورت گرفته، هم اکنون نیز نزدیک به دو هزار گروپ مسلح غیر قانونی در کشور وجود دارند که تعداد زیاد آنان از توان بالایی در ایجاد اخلال و بی نظمی برخوردار می باشند. با این حال تلاش برای مسلح سازی نیروهای ملیشه ای چگونه قابل توجیه است؟ هرچند هنوز معلوم نیست که این نیرو ها در چوکات کدام نهاد عمل خواهد کرد، اما تجربه سه دهه نشان داده است که ملیشه ها از ثبات لازم در اجرای وظایف شان برخوردار نمی باشند. به طور نمونه در دهه ی هفتاد شاهد بودیم که چگونه یک فرمانده ملیشه ای با پشت کردن به یک رهبر سیاسی توازن جنگ های داخلی را برهم زده و اوضاع سیاسی را تغییر داد. اکنون نیز همین نگرانی ها وجود دارد که ملیشه های جدید بار دیگر در نقش بازیگران دهه ی هفتاد ظاهر گردند.
مردم افغانستان در سال های اخیر از نبود حاکمیت قانون رنج برده و اکنون نیز این ترس وجود دارد که با موجودیت ملیشه ها حاکمیت قانون ضعیف شده و بار دیگر هرج و مرج در بخش های از کشور حاکم گردد. در کنار نگرانی های یاد شده، برخی از اقوام نیز با مسلح سازی یک بخش از کشور و خلع سلاح در بخش های دیگر به شدت نگران شده اند. با این وضع چه خوب است که ایالات متحده برای غلبه بر نا امنی های موجود از توانمندی ایجاد شده در اردو و پولیس ملی و ظرفیت های موجود در نیروهای خارجی استفاده کرده و به این همه نگرانی ها خاتمه بخشد. زیرا یکی از نگرانی اساسی این است که آینده ملیشه ها پس از کنترول اوضاع چه خواهد شد و آیا حکومت افغانستان توانایی کنترول آنان را خواهد داشت؟ اکنون با توجه به تناقض های سیاست حکومت در مورد ملیشه سازی معلوم نیست که این طرح در نبود حمایت حکومت افغانستان جنبه ی عملی خواهد گرفت یا نه.

دکمه بازگشت به بالا