جبهه ملی حرفی برای گفتن دارد؟

هنگامی که خبر کنفرانس مطبوعاتی جبهه ملی در هوتل انترکانتیننتال پخش شد،  احتمال غالب این بود که جبهه موضوع مهمی برای مطرح کردن دارد و همان گونه که قبلا وعده کرده بود، شاید نامزد مورد اتفاق‌اش را برای شرکت در انتخابات آینده معرفی نماید؛ یا این‌که پیوستن یکی از احزاب را که آوازه‌اش از مدتی بدین سو، بر سر زبان‌ها بود و آقای چکری یکی از اعضای معتبر جبهه ملی در مصاحبه‌اش با هفته نامه «سخن نو» اشاره‌ای به آن داشت،  اعلام شود.

اما چنین نبود و جبهه ملی مکررا آن مواضعی را اعلام کرد که قبل بر این و بارها توسط مسوولین و سخنگویان جبهه اعلام شده بود و اهل مطبوعات از آن بی‌خبر نبودند. مثلا مواضع جبهه در رابطه با مذاکره با طالبان خیلی قبل اعلام شده بود و حتا توسط سخنگوی جبهه گفته شده بود که آنان خود نیز با طالبان در حال گفتگو هستند.  به نظر می رسد که جبهه ملی هم‌زمان با آمدن هیات حقیقت‌یاب ملل متحد، فرصت را برای اعلام حضورش ضروری و مساعد دیده است و خواسته است توجه هیات متذکره را جلب نماید.  گرچه جبهه ملی بارها وعده کرده است که به زودی، نامزد جبهه را برای انتخابات ریاست‌جمهوری، معرفی خواهد کرد و حتا قبلا گفته بود که ممکن است چنین شخصی عضویت جبهه را نداشته باشد. اما آن گونه که از قراین بر می‌آید، اتفاق نظر در مورد کسی که باید معرفی شود،  یک مشکل اساسی برای جبهه است و شاید از همین سبب هم باشد که جبهه می‌کوشد با گزینش شخص مورد نیاز خویش از خارج از جبهه، زمینه‌ای برای از میان برداشتن عدم توافق در درون بیابد.  هرچند به مشکل می‌توان باور کرد که جبهه در این ادعایش استوار بماند. همین چندی پیش بود که یکی از مشخصات نامزد احتمالی جبهه،  مجاهد بودن وی اعلام شد و آقای چکری نیز در مصاحبه‌ای که ذکرش رفت،  بر آن تاکید ورزید.  روشن است که مصداق این شاخصه چه کسانی خواهند بود؟ با این ترتیب همین مشخصه حتا در داخل جبهه نیز به مشکل می‌تواند مورد اتفاق باشد و افرادی را که نه فقط مجاهد نبوده‌اند، بلکه در جبهه مقابل موضع داشته‌اند و جبهه را به عنوان تنها پناهگاهی که می‌تواند به آنان فرصت تجدید تنفس بدهد و یا دست کم سپری برای دفاع در برابر حملات مخالفین احتمالی‌شان باشد، انتخاب کرده‌اند، قانع و راضی بسازد.  احتمال دیگری نیز در این رابطه وجود دارد و آن این که جبهه هنوز منتظر باشد که از طرف آقای کرزی، رمزی و اشاره‌ای دریافت کند و وعده‌ی تضمین شده‌ای دریافت کند. در آن صورت چنان که برخی از چهره‌های شناخته شده جبهه در گذشته نشان داده‌اند،  جهت و سنگر بدل کرده انتخاب دیگری خواهند کرد. اکنون مدت زمان زیادی به شروع انتخابات نمانده است و شاید فوری و حتمی‌ترین مساله برای جبهه نیز معرفی نامزد برای انتخاباتی باشد که برای جبهه کمال اهمیت را دارد. با وجود آن جبهه هم چنان وعده به «زودی» می‌دهد در حالی که این مساله خیلی‌ها را در مورد توانایی جبهه در رسیدن به یک توافق عملی مشکوک ساخته است. این در حالی است که رییس دولت بیکار ننشسته و می‌کوشد با اعضای مهم و شناخته شده جبهه به صورت جداگانه به توافق دست یابد و با جلب آنها جبهه ملی را در حالت انزوا قرار دهد. کنفرانس مطبوعاتی جبهه اگر هیچ چیزی را نشان ندهد افلاس سیاسی جبهه و مشت خالی‌اش را نشان می‌دهد، افلاسی که عمدتا از ترکیب نامتجانس و ناهمگون جبهه برمی‌خیزد.  جبهه ملی تا حال در موضع انفعالی قرار داشته است و اگر موفقیت‌هایی داشته است بیشتر از هر چیزی مرهون ندانم کاری ها و غلط روی‌های دولت آقای کرزی و ناکامی‌های حکومت وی بوده است. اما یک جبهه سیاسی تا کی می‌تواند فقط از ناتوانی و ضعف و شکست دولت تغذیه نماید؟

دکمه بازگشت به بالا