جای رییس اروپا عوض شد ؛ از پاریس تا پراگ

این روزها بحث پایان ریاست دوره‌‌ای فرانسه بر اتحادیه اروپا و نشستن جمهوری چک بر مسند رهبری این اتحادیه، مهم‌ترین سوژه رسانه‌های اروپایی است. نیکولا سارکوزی رییس‌جمهور فرانسه که خودش شش‌ماه ریاست اتحادیه اروپا را به عهده داشته، مدعی است که توانسته اروپا را «تغییر» بدهد. جالب این جا است که او می‌گوید اروپا باعث ایجاد تغییراتی در خود او هم شده است. خیلی رهبران دیگر اروپایی مثل تونی بلر هم زمانی که بر سر کار بودند وعده رسیدن به توافق‌های اساسی در اروپا را مطرح می‌کردند، اما عملا کار چندانی در این راه از پیش نبردند. ازجمله کارهایی که سارکوزی آنها را جزو دستاوردهای خودش می‌داند، یکی جمع و جور کردن مناقشه روسیه و گرجستان بود که تقریبا به جاهای باریک کشیده بود.
او همچنین با همکاری گوردون براون، نخست‌وزیر انگلیس برنامه‌هایی برای نجات بانک‌های اروپایی از بحران اقتصادی ارایه داد و البته امریکا هم بلافاصله از روش‌های مشابهی استفاده کرد. توجه به برنامه‌های اروپا برای مقابله با آزاد شدن گازهای گلخانه‌‌ای هم بخش دیگری بود از این تلاش‌ها. ‌
اما هرکس که به سیاست‌های اتحادیه اروپا واقعا توجه کرده باشد، قطعا به یک نکته ی مهم برخورده است. ماجرا از این قرار است که کشورهای عضو اتحادیه اروپا در سال‌های اخیر دایما از یک رویه در سیاست‌های خود استفاده کرده‌اند و آن هم تکیه صرف به یکدیگر و هراس از هر موضع گیری جدید بوده است. این اتحادیه می‌توانسته بازیگری در عرصه بین‌المللی باشد اما چشم‌اندازی که فعلا از سال ۲۰۰۹ میلادی وجود دارد، این است که آن «اروپای تغییریافته» مورد نظر سارکوزی در این سال نمی‌تواند کار خیلی خاصی از پیش ببرد. سارکوزی در واقع در سال گذشته میلادی خوش‌شانس هم بود چون توانست خلایی را که در عرصه جهانی بر اثر انتخابات ریاست جمهوری امریکا به وجود آمده بود، پر کند. در این فاصله چون دولت جورج بوش به پایان خط رسیده و دولت اوباما هم کارش را شروع نکرده بود و بحران اقتصادی هم در امریکا بیداد می‌کرد، شرایط برای ورود قدرتمندانه اتحادیه اروپا به صحنه فراهم بود.
تا دو یا سه هفته دیگر، حضور باراک اوباما در کاخ‌سفید می‌تواند این اوضاع را تا حد زیادی تغییر بدهد. آنچه که تاکنون از مواضع اوباما برداشت شده این است که او تمایل چندانی ندارد اروپا را در تصمیم‌گیری‌های خود شریک کند. شاید توافق‌هایی میان امریکا با برخی کشورهای اروپایی حاصل شود اما بعید به نظر می‌رسد که کلیت اتحادیه اروپا در این راه، موفقیت خاصی به‌دست بیاورد.
به هر حال از آغاز سال نو میلادی، سارکوزی سکان هدایت اتحادیه اروپا را به جمهوری چک واگذار کرده است. رییس‌جمهور فرانسه قطعا تمایل زیادی داشته که کشورهای اتحادیه اروپا به او قدرت جدیدی تفویض کنند اما ظاهرا برخی کشورهای اروپایی ازجمله آلمان دوست داشته‌اند او را هرچه زودتر از این صحنه خارج کنند. به نظر می‌رسد که رسیدن رهبری اروپا به کشوری مانند جمهوری چک هم این شرایط را بیشتر تقویت کرده است. واسلاو کلاوس رییس‌جمهور این کشور اعتقادی به اتحادیه اروپا ندارد و به آن بدبین است. در مقابل، میرک توپولانک نخست‌وزیر جمهوری چک هم طرفدار اتحادیه اروپا است و هم سیاست‌های معتدلی دارد. با این وجود، جمهوری چک نه از واحد پول یورو استفاده می‌کند و نه هنوز پیمان اصلاحی لیسبون را تصویب کرده است.
شاید در سال‌های گذشته، رسیدن کشوری مثل جمهوری چک به ریاست اتحادیه اروپا خیلی هم عادی به نظر می‌رسید. در گذشته نیز بارها پیش آمده که کشورهای کوچک در اتحادیه اروپا به رهبری برسند و خیلی هم خوب عمل کنند. توپولانک که خودش طرفدار اتحادیه اروپا است، می‌تواند در این راستا نفوذ خوبی را اعمال کند. اما واقعیت این است که سال جدید میلادی را نمی‌توان یک سال عادی قلمداد کرد، زیرا اتحادیه اروپا در این سال با چالش‌هایی بنیادین مواجه است. از یک‌سو بحث بحران اقتصادی مطرح است و کشورهای اروپایی درخصوص مقابله با آن به یک راهکار مشترک نرسیده‌اند و برخی می‌خواهند سیاست‌هایی کاملا متفاوت از هم را به اجرا دربیاورند. ‌آلمان تنها کشوری در اروپا است که می‌تواند بدون آسیب دیدن اقتصاد خود، نقدینگی زیادی را به بازار اروپا تزریق کند، اما به‌دلایلی به انجام این کار تمایلی نشان نمی‌دهد. در سال ۲۰۰۹ میلادی برخی کشورهای اروپایی ازجمله یونان، ایرلند و حتا ایتالیا و بلجیم برای حفظ اقتصاد خود با چالش‌هایی جدی مواجه خواهند بود و این مساله ممکن است ثبات یورو را هم به خطر بیندازد. حتا مقام های برخی کشورهای اروپایی از جمله فرانسه از این نگران اند که شورش‌های خیابانی اخیر در یونان، الگویی شود برای اعتراض ضددولتی در سایر کشورهای اروپایی. ‌ از سوی دیگر، روسیه هم که خودش با مشکلات اقتصادی زیادی مواجه‌ شده تصمیم گرفته وحدت و صبر کشورهای عضو اتحادیه اروپا را بسنجد و به همین دلیل، بار دیگر وارد مناقشه گازی با اوکراین شده است! نتیجه ی این مناقشه هرچه که باشد، مستقیما سایر کشورهای اروپایی را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد. حالا مقام های جمهوری چک می‌مانند و تلاش برای حل و فصل این بحران. حتا سوید هم که پس از جمهوری چک- یعنی از اول ماه جولای- به ریاست این اتحادیه می‌رسد، وارث این بحران‌ها خواهد بود.
برخی مقام های کاخ الیزه می‌گویند سارکوزی پیش از آن که رهبری اتحادیه اروپا را به دست بگیرد کاملا به این اتحادیه بدبین بود و بیشتر به مسایل داخلی فرانسه توجه می‌کرد تا به مسایل بین‌المللی. اصلا هم علاقه‌‌ای نداشت که به مذاکره با ده‌ها عضو اتحادیه اروپا بنشیند! و احتمالا منظورش از آن «تغییرات» هم این است که خودش کمی در سیاست‌هایش تجدیدنظر کرده است. از سوی دیگر ریاست چرخشی اتحادیه اروپا و عملکرد برخی رهبران نشان داده که برخی نهادهای اروپایی دیگر از جمله کمیسیون اروپایی و رییس آن خوزه مانویل باروسو چندان از ظرفیت‌های موجود استفاده نکرده‌اند. به هر حال، این اروپا است و رهبران اش که برای آینده قاره تصمیم می‌گیرند.

دکمه بازگشت به بالا