تلاش پشتون های پاکستان برای بقا؛ پشت پرده توافقات سوات

هرچند توافقات صلح دولت پاکستان با طالبان محلی در سوات و تلاش های جدی حکومت محلی ایالت سرحد برای سازمان دهی این توافقات با واکنش های منفی منطقه ای و جهانی مواجه شده است، اما کمتر به مسایل پشت پرده این توافقات پرداخته می شود.  
برای روشن شدن توافقات پاکستان  با طالبان محلی با حمایت شدید حکومت ایالتی به رهبری حزب عوامی لیگ پشتونخواه به موارد در زیر اشاره می شود و تلاش می گردد تا ارتباط آنها با همدیگر اندکی روشن ساخته شوند.
پاکستان نیز مثل بسیاری از کشورهای جنوب شرق آسیا، یک کشور کثیرالاقوم است. پنجابی ها، سندی ها، بلوچ ها و پشتون ها از اقوام عمده ی پاکستان اند که حتا مناطق محل زیست این اقوام نیز به ایالت های تقسیم شده اند که کاملا نمایانگر تقسیم بندی قومی در این کشور به حساب می آید. این در حالی است که در این کشور شمار اقوام کوچک دیگر نیز زندگی می کنند که البته در محاسبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در پاکستان زیاد در نظر گرفته نمی شوند.
احزاب سیاسی پاکستان نیز عمدتا احزابی اند که براساس گرایش های قومی و ایالتی و یا به تعبیر دیگر گرایش های ایالتی- قومی ساخته شده اند. حزب مردم، عمدتا متشکل است از سندی ها؛ حزب مسلم لیگ عمدتا متشکل است از پنجابی ها و حزب عوامی لیگ پشتوانخواه متشکل است از پشتون ها. البته بلوچ ها نیز در کنار تلاش های آزادی خواهانه برای بلوچستان، در سه حزب عمده پاکستان که نام برده شد، حضور و نقش دارند. به عنوان نمونه آصف علی زرداری شوهر صدراعظم فقید، بی نظیر بوتو بلوچ و از سرداران این قوم است.
براساس برخی آمارها در حال حاضر پنجابی ها عمده ترین گروه قومی در پاکستان به شمار می روند که ۴۵٫۱۵ درصد از نفوس این کشور را تشکیل می دهند. پنجابی ها به دلیل اکثریت قومی که در پاکستان دارند، در نهادهای عمده قدرت در این کشور نیز از نقش بارز و برجسته ای برخودار می باشند. به ویژه اقتصاد، ارتش و سیاست پاکستان عمدتا در دست پنجابی متمرکز است.
در طول تاریخ وجود پاکستان، پنجابی ها تلاش کرده اند تا از قدرت گیری اقوام دیگر به  ویژه سندی ها، پشتون ها و بلوچ به صورت سیستماتیک جلوگیری کنند و از حضور نمایندگان این اقوام در رده های بالای نهادهای مقتدر پاکستان جلوگیری نمایند.
به همین خاطر جنگ قومی و کشمکش بر سر منابع قدرت و حضور در نهادهای مقتدر  در پاکستان همیشه به صورت بالقوه و بالفعل وجود داشته است. از جمله پشتون های ساکن در پاکستان تصور می کنند که سازمان استخباراتی پاکستان و ارتش آن کشور با ایجاد طالبان و حمایت این گروه در مناطق سرحدی آن کشور تلاش کرده اند تا از یک طرف منافع استراتژیک خود را در منطقه به ویژه در افغانستان توسعه ببخشند و از جانب دیگر مانع رشد و توسعه سیاسی و اقتصادی در مناطق پشتون نشین این کشور گردند. زیرا توسعه اقتصادی و انسانی در مناطق پشتون نشین  پاکستان از یک طرف باعث می گردد تا پشتون ها خواستار نقش بیشتر در نهادهای قدرت در پاکستان گردند و از طرف دیگر ثبات و توسعه در این مناطق می تواند پشتون ها را  به عدم گسترش برنامه های استراتژیک پاکستان در افغانستان ترغیب نماید. از طرف دیگر ثبات در مناطق پشتون نشین در پاکستان به صورت طبیعی می تواند جلو رشد و گسترش تروریزم و تفکرات طالبانی را نیز بگیرد، چیزی که نهادهای نظامی پاکستان به ویژه استخبارات و ارتش آن کشور به شدت با آن مخالف اند.
از سوی دیگر فراموش نکنیم که حزب عوامی لیگ پشتونخواه که تمایلات به شدت قومی دارد، در انتخابات اخیر ایالتی در پاکستان، اکثریت کرسی های مجلس ایالت سرحد را به دست آورد و اکنون حکومتی ایالتی در اختیار این حزب است. این نخستین باری است که این حزب توانسته است، اکثریت لازم را برای تشکیل حکومت در این ایالت در طول تاریخ موجودیت خود به دست آورد.  
عوامی لیگ پشتونخواه فکر می کند که ادامه ی جنگ علیه ترور در ایالت سرحد، دامنه ی گسترش تروریزم و افکار طالبانی را در این مناطق افزایش می بخشد و از جانب دیگر باعث کندی روند توسعه و پیشرفت در مناطق روستایی این ایالت می گردد، چیزی که گمان برده می شود توطیه ای از سوی سازمان استخباراتی پاکستان و ارتش آن کشور باشد.
بنابراین توافق حکومت ایالت سرحد با طالبان سوات مبنی بر تطبیق قوانین شرعی در این منطقه و مناطق همجوار آن، تلاشی است برای جلوگیری از کشتار بیشتر پشتون ها در این ایالت و احتمالا به زعم آنها جلوگیری از گسترش بیشتر تروریزم در این منطقه.
عوامی لیگ پشتونخواه می داند که اگر در دوران حاکمیت خود قادر به ایجاد آشتی و همسویی در میان پشتون ها در ایالت سرحد نگردد، حضور سیاسی پشتون ها برای مدت های مدید در نظام سیاسی پاکستان به تاخیر خواهد افتید و از جانب دیگر روند اضمحلال پشتون ها را عمدتا در پاکستان و باالطبع در افغانستان شدیدتر و سریع تر خواهد ساخت.
یک تصور این است که توافقات دولت ایالتی با طالبان محلی این فرصت را در اختیار طالبان قرار خواهد داد تا با آرامش خاطر به تجدید قوا بپردازند و جانب افغانستان را بیشتر آسیب پذیر بسازند که این البته یک تصور درست نیز است، چون تجارب گذشته نشان داده است که افغانستان از درک توافقات پاکستان با طالبان محلی بیشترین آسیب را دیده است. اما اگر دولت ایالتی پاکستان و جامعه جهانی در جریان اجرای این توافقات به توسعه این مناطق بیشتر توجه کنند، ممکن است این توافقات در دراز مدت  بتواند به ایجاد ثبات در منطقه کمک نموده و جلو رشد و گسترش بیشتر تروریزم را بگیرد. هم چنان این روند را می تواند از نظارت و کنترول و رهبری استخبارات پاکستان بدر کرده و اختیار را به دست خود بگیرند.
از سوی دیگر فراموش نباید کرد که تطبیق قوانین شرعی در سوات و مناطق همجوار آن، آنهم با تعبیر های سنتی و سخت گیرانه ای که طالبان از شریعت اسلامی دارند، بدون شک در بلند مدت باعث واکنش مردم این مناطق خواهد شد و آنان را وادار خواهد کرد تا برای ملایم تر کردن آن و یا بازگشت به قوانین مدنی پاکستان تلاش کنند. اگر این تصور درست باشد، باید نتیجه بگیریم که تطبیق قوانین شرعی در سوات و مناطق همجوار آن در کنار رشد آگاهی مردم، زمینه های رشد فکری و تحول مدنی را نیز در این مناطق  فراهم می کند.
با تمام مسایلی که گفته شد، آنچه که عمده است، این است که ارتش و استخبارات پاکستان صادقانه از حمایت مادی و معنوی تروریزم به عنوان ابزار توسعه استراتژیک در منطقه به ویژه افغانستان باید دست بردارد. اگر حمایت مادی و معنوی از تروریزم به مثابه ی ابزار استراتژیک از سوی ارتش و استخبارات پاکستان متوقف نگردد، نه تنها توافقات سوات می تواند برای افغانستان خطرناک باشد، بلکه روند اضمحلال پشتون های پاکستان را نیز به سرعت فراهم می کند، زیرا همین اکنون در اکثریت مناطق ایالت سرحد طالبان نفوذ دارند و ادامه ی حضور طالبان در این مناطق حداقل برای ده سال دیگر می تواند یک نسل از پشتون ها را هم در پاکستان و هم در افغانستان از باسواد شدن بازدارد. که این کار البته می تواند آرمان های سیاستمداران پنجابی را فراهم کند، اما برای پشتون ها که در افغانستان ادعای داشتن اکثریت را دارند و در پاکستان سومین قوم بزرگ به حساب می آیند، زیاد به نفع نیست.

دکمه بازگشت به بالا