تقاضایی که تا حال ناشنیده مانده است

آقای کرزی رییس دولت افغانستان، ضمن استقبال از پیروزی باراک اوباما در انتخابات امریکا، خواستار تغییر استراتژی این کشور در جنگ علیه تروریزم شده، اظهار امیدواری کرد که ورود اوباما به کاخ سفید، وضعیت را در افغانستان بهبود بخشیده و منجر به تامین امنیت در افغانستان گردد.
وی همچنان گفت که «امیدوار هستم که این انتخابات مردم افغانستان را به آرزوی دیرین‌شان برای صلح و امنیت برساند و تشنچ را در منطقه و جهان کم کند». ضرورت تغییر در استراتژی جنگ بر ضد تروریزم، یکی از مسایلی است که به صورت مکرر و متناوب چه توسط مقام‌های افغانی و چه دولت‌ها و مقام‌های خارجی و نهادهای معتبر بین‌المللی مورد تاکید نیز قرار گرفته است و وعده‌هایی هم در مورد عملی شدن عنقریب آن داده شده است. با وجود آن هنوز حتا نشانه‌هایی از اجرای آن وعده‌ها به چشم نمی‌خورد. تردیدی نیست که استراتژی جنگی جامعه جهانی در افغانستان با موفقیت قرین نبوده است و حتا نتایج آن، برعکس بوده است. این‌که طالبان پس از هفت سال جنگ توانسته اند از گروه‌های منهزم و فراری به یک نیروی تهدید کننده بدل شوند،  حضور و موجودیت‌شان را بر جامعه جهانی تحمیل نمایند، به عنوان یک گروه سیاسی پذیرفته شوند و معامله با آنان  از طرف قدرت‌های ذی‌دخل توصیه گردد، نشان‌دهنده‌ی شکست آن استراتژی‌ای است که طی این هفت سال در دست اجرا بوده است. اما تا هنوز مشخص نشده است که این تغییرات احتمالی چه مواردی را در بر می‌گیرد. از سخنان رییس دولت چنین معلوم می‌شود که برون بردن جنگ از جغرافیای افغانستان و کاهش و تخفیف  تلفات غیر نظامیان، مشخصات تغییر استراتژی جنگ علیه تروریزم می‌باشد که حداقل یکی از این موارد یعنی کوشش برای قطع ریشه‌های تروریزم در بیرون از مرزهای افغانستان در ظاهر امر به صورت محدود و مشروط مورد قبول قرار گرفته است و نمونه‌هایی از آن را در افزایش حملات هوایی امریکا بر پناه‌گاه‌های تروریست‌ها در داخل خاک پاکستان می‌توان مشاهده کرد. تردیدی در این نیست که دولت امریکا نقش خیلی موثر و حتا تعیین کننده در جنگ جاری دارد، چنانچه طی هفت سال اخیر که ده‌ها هزار تن از نیروهای مسلح خارجی در حال جنگ با طالبان بوده‌اند، امریکا نقش محوری و اساسی را در تحولات افغانستان داشته است، اما این هرگز به این معنا نیست که به صورت یک‌جانبه او را مسوول نتایج خوب و بد این جنگ بدانیم و از این طریق از خود رفع مسوولیت بنماییم و آرزومند باشیم که ورود و خروج یک فرد از راس اهرم قدرت، می‌تواند همه چیز را دگرگون نماید. جدا از این‌که لحن سخنان آقای کرزی هم‌چون لحن کسی است که می‌خواهد با تبریه خودش همه  گناه‌ها را به گردن کس دیگری بیاندازد و از خود رفع مسوولیت بنماید، به شدت عامیانه و حتا ساده لوحانه نیز بود. البته مردم عادی افغانستان حق دارند آرزو کنند که باراک اوباما به صورت خارق‌العاده‌ای، همه اوضاع را بر وفق مرادشان بگرداند. اما برای یک رییس دولت هرگز زیبنده نیست که به عنوان یک فرد بی‌طرف نشسته در غندی خیر چنین آرزویی را داشته باشد، در حالی که خودش رییس جمهور است و هزاران چشم به او دوخته شده است که چه می‌کند. کسی که خود را آماده می‌سازد تا دور دیگری از زعامت و ریاست را تجربه نماید، چگونه می‌تواند به دروازه‌ی کاخ سفید چشم انتظار دوخته باشد؟ اگر چنین باشد،‌ که چنین هست، آقای کرزی برای انجام چه کارهایی خودش را دوباره نامزد ریاست جمهوری می‌نماید؟ اگر وضعیت فعلی کشور و مردم ما تاحد زیادی محصول برنامه‌گذاری‌های نادرست امریکا و سایر دولت‌ها و قدرت‌های ذی‌دخل در افغانستان است و یا مداخلات پاکستان و سایر همسایگان را درآن می‌توان موثر دانست، ناکارآیی و بی‌کفایتی، عدم تعهد و صداقت، بزدلی و عدم قاطعیت و در نهایت فساد بی‌کرانه‌ی دستگاهی که ایشان در راس آن قرار دارند، نمی‌تواند نادیده گرفته شود. اگر قرار بر این باشد که امنیت و صلح و رفاه و ترقی و آبادانی را منتظر الطاف و عنایات امریکا باشیم، معلوم نیست خود چه کاره‌ایم.

دکمه بازگشت به بالا