تساهل یکی از ویژگی های جامعه مدنی (قسمت پنجم و پایانی)

اما با یک نگاه شتابان اگر به پس منظری تاریخ مدنیت های بزرگ جهان، نظر افگنیم خیلی هم به سادگی مبرهن می گردد، که غنی ترین حوزه ی مدنی ای که ریشه در بن تاریخ داشته وسایر مدنیت های جهان یا زاده ی همین مدنیت اند و یامتاثر از آن، به همین قلمرو وجغرافیا متعلق است. چنانکه محقق ایرانی آقای نور بخش رحیم زاده در مقاله ی پژوهشی خویش به نام « تاجیکستان شمالی و تاجیکستان جنوبی» که در مجله ی فرهنگ آریانا تحت عنوان»بیاد یار دیار» به چاپ رسیده،

این گونه تصویر را ارایه می دارد: اگر «ما کشور کهن سال تاجیکستان را بنام باستانی اش که «ایرانویج» بوده است بنامیم، و تاریخ این اولین کشور جهان را در دسترس نسل حاضر بگذاریم، ثابت خواهد گردید که نه تنها پشتون ها (که انگیزه ی نوشتن این مقاله ی پژوهشی، در حقیقت پاسخی است به ادعای بعضی از تفرقه افگنانی که همیشه زمزمه می نمایند که تاجیکان از تاجیکستان اند که در زمان انقلاب بلشویکی به این کشور مهاجرت نموده اند و می باشند) هم مهاجران تاجیکستان هستند، بلکه تمام چینی ها، هندی ها پاکستانی ها و تمام ایرانیان کنونی و تمام اروپایی ها و امریکا ییان آریایی تبار نیز مهاجران تاجیکستان می باشند و عموم آنان از تخم و ترکه ی جمشید پیشدادی هستند.
کشور های تاجیکستان و ازبکستان و قرغیزستان و قسمتی از قزاقستان کنونی در هنگام شروع تمدن، جمعا یک کشور بوده اند که ایرانویج یا با زبان اوستا و ریگویداد» اییره و ییجه» خوانده می شده اند. اسناد کهن سال بسیاری در دست داریم که این کشور، وقتی که درزمان مه آباد بزرگ (بیش از ۱۱۰۰۰ سال قبل)، سر سلسله ی آبادیان، به صورت یک کشور قانون دار تاسیس گردیده نه تنها در پیرامون این کشور، بلکه در سراسر گیتی هیچ تجمعی که آن را یک روستا نامید، وجود نداشت. در این زمان آدم های دوپا، دوره ی بیشتر از یک ملیون سال را، از زمان کیومرث تا زمان مه آباد، دربین رود های سیر دریا وآمودریا گذرانـده بودند. مـه آبـاد ( آباد بزرگ)، اولین فرمان روای جهان است که درایرانویج بر اساس نظام مه سالاری حـکـومت تاسیس کـرد و یک قـانـون اساسی مشروطه به نام «میترادات» تدوین نمود، که تمام موضوعات مدنی، حقوقی و جزایی جامعه ی آن روز را منظم نمود، وی مجلس مهستان تاسیس نمود، که همگی فره ی ایزدی و لباس مهستی بوده اند. همین مجلس است که فرمان روا خلع می کرد(جمشید پیشدادی را) وفرمان روا نصب می نمود (لهراسپ را.)» (۱۱)
لذا بحث جامعه ی مدنی و پذیرش اصل اساسی تساهل در اصول رهبری و سیاست اداره ی امور کشور، اصلی است سودمند و ضروری و بیشتر از این که در کشورهای دارای روند رشد طبیعی وقانون مند نیاز آن احساس گردد، نیاز مبرم وحیاتی جامعه ی ازهم گسیخته ی ما خواهد بود زیرا هر دیدگاه و سیاست و اصولی که درجهت رهایی این کشور ازوضعیت کنونی بتواند نقش موثر ایفا نماید، امری است ضروری وحتمی منجمله تساهل ومدارا و راه حل قضیه ی کنونی خونین افغانستان به طور قطع باید از این مسیر عبور نماید، زیرا تا زمانی که فرهنگ سازنده ی تفاهم، تحمل و تساند که اجزای متشکله ی روح تساهل ومدارا هستند، نه تنها بر ذهن وعقول گردانندگان اهرم های اساسی قدرت دولتی، بلکه برروان مسوولین وطن اعم از دولتی و غیر دولی، روشنفکر وتوده ی عوام مسلط نگردد، نمی توان نقطه ی پایانی برای زمان ختم بحران کنونی و از سرگیری بازسازی کشور گذاشت.
حس برتری جویی وخود بزرگ بینی، ارجحیت منافع خودی(خصوصی)، عدم تحمل یکدیگر، دوری از تفاهم وبیگانگی با ارزش های ملی، تاریخی، انسانی واسلامی، تهی شدن از روح آزادگی وتمایل به اغیار، ازجمله عواملی اند که در جنب مداخلات خارجی، موجب فروپاشی نظام ملی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی واجتماعی گردید.
یگانه راه برون رفت از این بن بست کشنده ی جاری، توسل به اصل اساسی تساهل ومدارا بر مبنای برتر پنداشتن منافع ملی، وحدت ملی، استقلال وآزادی کشوراست.

سرچشمه ها:
۱- جان لاک، نامه درباب تساهل.
۲- سید محمد خاتمی، ازدنیای شهرتا شهر دنیا، صص- ۳۳ و۳۵ .
۳- ابونصرفارابی، احصا العلوم، ترجمه حسین خدیوجم، برگرفته شده ازدنیای شهرتا شهردنیا، ص- ۱۷ —
۴- توماس سپریگنز، فهم نظریه های سیاسی، ص- ۱۸ .
۵- همانجا، ص- ۲۰ .
۶- سید محمد خاتمی منبع بالا، ص- ۱۶ .
۷- توماس سپریگنز، فهم نظریه های سیاسی، ص- ۱۸٫
۸- برتراند راسل، ترجمه منوچهربزرگ مهر، نشر خوارزمی، صص- ۳ و۴ .
۹- هنری توماس، ماجراهای جاییدان در فلسفه احمد شهسا، ص- ۳۳۷ .
۱۰- فریدون جنیدی، حقوق بشردرجهان امروز وحقوق جهان درایران باستان، ص- ۱۶۵٫
۱۱- نوربخش رحیم زاده، فرهنگ آریانا، شماره(۴-۵-۶)، صص- ۴۷ و۴۸ .

 

دکمه بازگشت به بالا