ترس از طالبان بر همه جا سایه افکنده است

عده ای از نمایندگان سنا خواستار جهاد علیه نیروهای خارجی در افغانستان شدند. دلیل این جهاد کشته شدن غیرنظامیان به دست این نیروها است. طالبان که همیشه از سوی دولت، ناتو و سازمان های حقوق بشری متهم به استفاده از غیر نظامیان به عنوان سپر انسانی در جنگ علیه ناتو شده اند، کمتر مورد انتقاد نمایندگان پارلمان و رییس جمهور کشور قرار گرفته اند.

برای من جالب بود که چرا این نمایندگان محترم دستور این جهاد را علیه طالبان صادر نکردند؟ زمانی که طالبان به صورت بی رحمانه مردم عادی را گردن می زنند، سربازان و پولیس ملی را می کشند، با بمب گذاری و حملات انتحاری خون مردم را می ریزند، کسی در سنا دستور جهاد را علیه این گروه تروریستی صادر می نماید؟ وقتی بیش از ۵۰ افغان بیگناه در پیش روی سفارت هند جان های شان را از دست دادند، حتا نمایندگان سنا در حد یک اعتراض و محکومیت شدید از خود واکنش نشان ندادند. کسانی که کشتار بی رحمانه طالبان را نظاره می کنند و مهر سکوت را بر لب می زنند، ولی در عین حال کشتار غیر نظامیان به وسیله ی ناتو خون های شان را به جوش می آورد، احساسات شان تنها به خاطر مقاصد سیاسی و شاید هم حمایت از طالبان، بروز داده شده و کسی نیز به آن توجهی نمی کند.
ترس از طالبان
کمتر کسی از افراد دولتی و غیردولتی را در رسانه ها دیده ام که علیه طالبان کمپاینی را به راه انداخته باشند، از عملیات تروریستی این گروه انتقاد علنی کرده باشند، و کشتار بی رحمانه ی این گروه تروریستی را محکوم کرده باشند.
زیاد برای من قابل تعجب نبود که نمایندگان سنا تنها به انتقاد از ناتو بسنده کردند، و در برابر طالبان مهر سکوت را بر لب زدند. تا جای که به عنوان یک روزنامه نگار با افراد مختلف سیاسی تماس داشته ام، ترس از طالب در درون شان رخنه کرده است. با وجود نیروهای خارجی در افغانستان، در ناخودآگاه بسیاری از این افراد ترس از بازگشت طالبان وجود دارد. اصرار زیادی من برای مصاحبه فقط منجر به خاموشی مبایل های مصاحبه شوندگان شده است تا من نتوانم با آنها تماس بگیرم، و سوال های خود را در باره ی طالبان و به ویژه نقد اقدام های این گروهک تروریستی، با آنها مطرح نمایم. زیرا، باور من این است که رعب فراگیر طالبان در جامعه ناشی از سکوت و ترس مردم از آنها است. گروه های تروریستی با پخش هراس در میان مردم هر نوع مخالفت را علیه خود سرکوب می کنند. وقتی نمایندگان مردم در کابل نمی توانند به صورت علنی اقدام های طالبان را محکوم کنند، سخت است که از مردم عادی در خوست و هلمند این توقع را داشته باشیم.
این نمایندگان توقع دارند که خود در گوشه ی امن پنهان شوند و نیروهای خارجی و افغان از آنها دفاع کنند. ولی در عین حال در کمال بی مسوولیتی و از روی احساسات تصنعی سیاسی حکم جهاد را علیه غرب در افغانستان مطرح می کنند.
چرا ما غرب را در افغانستان داریم؟ هیچ کسی دوست ندارد که دولت های خارجی در کشورش حضور نظامی داشته باشند و در تعیین کردن حکومت، تنظیم امور اقتصادی و نظامی سهم اساسی را داشته باشند. مردم به خاطر ترس از طالبان و بازگشت دو باره ی آنان به قدرت، به غرب پناه برده اند. اگر در این کشور کسی جهاد اعلام نماید، باید علیه طالبان، فساد دولتی و سیاستمداران ناکام و فاسد باشد.
نه سیاستمداران و نه علمای دینی، قادر نشده اند که در همکاری با هم به لحاظ فرهنگی و سیاسی کمپاینی تبلیغی و سیاسی را علیه طالبان آغاز کنند. ما نام این کمپاین را مقاومت علیه طالبان، به عنوان یک خطر اساسی علیه هستی و پیشرفت افغانستان، در جامعه عنوان می کنیم.
در موارد بسیار دیده ایم که شوراهای گوناگون علمای دینی علیه جریان های رسانه ای اعتراض کرده اند، و پخش برنامه های آن رسانه ها را تهاجم فرهنگی و سست کردن ارزش های دینی جامعه قلمداد کرده اند. ولی کمتر دیده ام و شنیده ام که چنین اعتراض هایی علیه طالبان به عنوان نیروی بنیان کن فرهنگ و مذهب، سر و سامان گرفته باشد. بسیاری از خطیبان مساجد در روزهای جمعه علیه نیروهای خارجی، رسانه های مدرن، سازمان های حقوق بشری، دموکراسی و… تبلیغ می کنند. اما، تبلیغ علیه طالبان چقدر در این موعظه ها جای دارد؟ آیا خطر  «سریال های هندی» و «دموکراسی» و… بزرگتر از خطر سیاه طالبان است؟
مشکل بزرگ سیاست مقاومت علیه طالبان در جامعه ی ما این است که نه دولت دیگر تمایلی به موضعگیری تند علیه طالبان دارد و نه مردم مایل به چنین کاری هستند. عملا، با سکوت جمعی مسلط، طالبان به وسیله ی رعب و وحشتی که در ذهن عامه ایجاد کرده اند، از یک گروه تروریستی خود را به یک گروه سیاسی ای تبدیل کرده اند که همه توقع دارند به نوعی داخل سیستم سیاسی افغانستان شوند. و این یک پیروزی بزرگ برای گروهک تروریستی طالبان و حامیان پاکستانی شان است.

دکمه بازگشت به بالا