ترس از تروریزم، میراث بوش به اوباما

در حالی که باراک اوباما، رییس جمهور منتخب ایالات متحده، تا یک هفته دیگر به کارش در کاخ سفید آغاز خواهد کرد، به نظر می رسد میراثی را که او از دولت قبلی دریافت می کند، برایش چندان خوشایند نخواهد بود. زیرا این میراث تجربه ای مفیدی نیست که برای وی در آسان سازی مدیریت سیاسی و اجرایی ایالات متحده به حیث یک ابزار تلقی شود، بلکه این میراث چیزی است که او را به تشویش می اندازد و به چالش می گیرد.
جورج بوش، رییس جمهور کنونی امریکا که تا یک هفته‌ی دیگر مقام اش را به باراک اوباما می دهد، در آخرین کنفرانس خبری خود در مقام ریاست جمهوری ایالات متحده گفته است که مهمترین مساله ای که باراک اوباما پس از روی کار آمدن باید به مقابله با آن بپردازد، بحران اقتصادی جاری در این کشور نبوده، بلکه یک حمله ی بالقوه تروریستی به این کشور می باشد.
این مساله که نوعی هشدار به رییس جمهور جدید ایالات متحده تلقی می گردد، نشان می دهد که خطری را که مقام های امریکایی از ناحیه موجودیت  تهدید های امنیتی احساس می کنند، واقعا جدی می باشد. زیرا بر اساس گزارش های قبلی، آنچه در دوره انتخابات ریاست جمهوری امریکا برای رای دهندگان امریکایی مهم محسوب می شد، برنامه های احزاب و نامزدان برای مقابله با بحران اقتصادی حاکم بر این کشور بود و حتا باراک اوباما نیز در سخنانی بر اهمیت این موضوع تاکید کرده بود. اما اکنون جورج بوش مساله ی خطر ناشی از ناحیه تروریزم را یک بار دیگر در آخرین روزهای ریاست خود بر قصر سفید مورد تاکید قرار می دهد و این نشان دهنده ارزیابی و تحلیل مقام های سیاسی و امنیتی امریکا نسبت به چالش های عمده ای است که این مقام های، ایالات متحده را با آن مواجه می دانند که نظر به سخنان اخیر جورج بوش، تهدید های امنیتی موجود یا بالقوه، یکی از مهمترین این چالش ها می باشد.
حد اقل چنین به نظر می رسد که از نظر جورج بوش خطر حمله ی تروریستی به امریکا وجود دارد و این خطر به اندازه ای بزرگ و جدی می باشد که او نتوانسته است خود را در قبال آن به سکوت قانع کند و با یادآوری آن رییس جمهور آینده این کشور را نگران نسازد. جورج بوش گفته است که  فوری ترین خطری که رییس جمهور بعدی و دیگر رییس جمهوران امریکا که بعد از او بر مسند قدرت خواهند نشست، با آن مواجه خواهند شد، احتمال حمله به این کشور خواهد بود . بوش حتا به ضروری بودن اشاره به این خطر نیز تصریح کرده و گفته است که ای کاش  لازم نمی بوده تا او این موضوع را مطرح کند، اما به باور وی دشمنی وجود دارد که می خواهد به امریکایی ها آسیب برساند و این موضوع مهم ترین خطر است.
جالب این که جورج بوش به کشورهایی نیز به عنوان ایجاد کنندگان خطر اشاره کرده و با ذکر نام کشورهایی چون ایران و کوریای شمالی، که در گذشته از سوی وی محور شرارت خوانده شده، این کشورها را خطر آفرین توصیف کرده است.
به نظر می رسد جورج بوش با تاکید بر نام کشورهایی چون ایران و کوریایی شمالی، خواسته است تا افق دید سیاسی باراک اوباما را نسبت به این کشورها به خصوص ایران جهت دهی کند. با توجه به این که در گذشته گفته می شد باراک اوباما از مذاکره با ایران حمایت خواهد کرد و از همین رو بعد از اعلام نتایج انتخابات ایالات متحده امریکا، پیش بینی ها در خصوص تنش آلود بودن روابط دو کشور نیز بسیار کاهش یافته است. این در حالی است که حتا برخی از مقام های ایرانی نیز در شش ماه اخیر دوره ریاست جمهوری جورج بوش، این احتمال را مطرح می کردند که ممکن رییس جمهور امریکا تصمیم بگیرد تا پیش از خاتمه یافتن دوره ریاست خود، فرمان حمله نظامی بر ایران را صادر کند. با توجه به این که از زمان برگزاری انتخابات ایالات متحده تا کنون و به پیروزی رسیدن اوبامای دموکرات، این باور به وجود آمده است که امریکا از در مخاصمت با ایران وارد نخواهد شد، سخنان اخیر جورج بوش نوعی جهت دهی فکری رییس جمهور جدید امریکا است که می خواهد وی را در ذهنیت خوش بینانه نسبت به ایران باقی نگذارد.
از سوی دیگر آنچه باعث می گردد تا جورج بوش، رییس جمهور ایالات متحده با ذهنیت مشوش و نگران کاخ سفید را ترک کند و باراک اوباما نیز با عین ذهنیت توام با تشویش به کاخ سفید وارد گردد، مبهم بودن میزان نتیجه ای است که این کشور از جنگ در افغانستان نصیب گردیده است. این کشور که با هدف گرفتاری و از بین بردن رهبران سازمان القاعده جنگ را در افغانستان آغاز کرده بودند، اکنون و با گذشت هفت سال نه تنها به این هدف دست نیافته اند، بلکه با ظهور مجدد طالبان نیز مواجه بوده اند چنانچه لوی درستیز اردوی امریکا جنرال مایک مولن نیز بدان اشاره کرده و اعتراف کرده است که تحرک طالبان در سال ۲۰۰۸ میلادی آنان را شگفت زده کرده است. اگرچه دیک چینی، معاون جورج بوش در سخنان خوش بینانه ای گرفتاری اسامه بن لادن تا پایان دوره ریاست جمهوری جورج بوش را ممکن خوانده است، اما این احتمال بسیار بعید به نظر می رسد، مگر این که زمینه های از قبل سازماندهی شده ای وجود داشته باشد مبنی بر این که اسامه در دقیقه ۹۰ گرفتار شود و از این طریق شوکی به رقبای سیاسی جورج بوش وارد گردد. اما واقعیت این است که، چه تحت تاثیر نتیجه جنگ و حضور نظامی امریکا در افغانستان، چه تحت تاثیر نتیجه دیپلوماسی تحت رهبری امریکا در برابر ایران و چه تحت تاثیر نتیجه رخدادهای اخیر در خاورمیانه یا هر دلیل دیگر، آنچه حد اقل از نظر جورج بوش برای باراک اوباما به میراث گذاشته می شود، همان چیزی است که خود جورج بوش بدان تصریح کرده است.

دکمه بازگشت به بالا