بی میلی کرزی برای مبارزه با فساد

ضد حمله ی متحدان رییس جمهور افغانستان آغاز شده است. چند هفته پیش این آقای کرزی بود که در بازی انتقاد و اتهام بار گناهان را بر دوش متحدان غربی خود می انداخت، این بار دولت های غربی حامی رییس جمهور اند که حرف دل خود را به گوش او می رسانند: دولت، ضعیف و ظرفیت های آن اندک است.
هیلاری کلینتون، از شخصیت های با نفوذ حزب دموکرات و وزیرخارجه آینده ی ایالات متحده، انتقاد های سختی از رییس جمهور را آغاز کرد، و آقای یاپ دی  هوپ شیفر، دبیرکل ناتو همان سخنان را با لحن دیگر و با بیان ملایم تر اظهار داشت. ولی، خط انتقاد های شان در جهت موافق حرکت می نماید.
آقای شیفر در مقاله اش در روزنامه ی واشنگتن پست، از عدم اعتماد مردم نسبت به حکومت سخن زده است. او می گوید که مشکل بزرگتر نه موجودیت طالبان بلکه ضعف حکومتداری خوب است. از آن جای که آقای کرزی و دوستان بین المللی اش به مدت هشت سال در حکومتداری این کشور نقش اساسی را داشته اند، این انتقاد های آقای شیفر متوجه آنان، و البته در قدم نخست متوجه آقای کرزی است. آقای شیفر می گوید اگر اعتماد و وفاداری مردم نسبت به حکومت جلب شود، شورش طالبان رو به زوال می نهد. این ممکن نیست مگر با حکومت کارا و مصمم برای مبارزه با فساد.
این انتقاد های برهنه زمینه ساز انتقاد های متقابل از سوی حکومت خواهد شد، اما پیداست که حکومت از تغییرات اساسی سرباز می زند. دلیل آن این است که خود را از بعضی جهات قربانی تصمیم های جامعه جهانی در افغانستان قلمداد می کند. این سخن را باری آقای فرانسیس وندرل در مصاحبه اش با طلوع گفته بود که غرب به اندازه ی انتظارات، صلاحیت کافی در اختیار رییس جمهور کرزی نگذاشته بود. معنای دیگر آن این است که غرب گاه مانع از یک سلسله اقدام های حکومت شده است، و گاه از طرح های رییس جمهور مانند گفتگو با طالبان و یا گرفتاری جنگ سالاران محلی حمایت نکرده است.
هیلاری کلینتون در سنای امریکا به مساله ی اساسی اشاره کرد: باید با فساد در دولت افغانستان مبارزه شود، و حکومت قانون در سرتاسر کشور گسترش یابد. آقای شیفر نیز برای مبارزه با تروریزم و طالبان احیای حکومت خوب در کشور را مورد توجه قرار داد. اما، آیا مبارزه با فساد در حوزه ی توانایی های رییس جمهور است و یا ایجابات سیاسی غرب در افغانستان نیز فساد و بی قانونی را در کشور قوی تر می سازد؟
بی میلی کرزی برای مبارزه با فساد
وقتی خبرنگاران از آقای کرزی می پرسند که چرا با فساد مبارزه نمی کند، او نمونه هایی از قضایای را ذکر می کند که دولت به آن رسیدگی کرده است. این شیوه ی جواب دادن به خبرنگاران بسیار ماهرانه و در عین حال جسارت آمیز است، ولی، این نیرنگ سخنورانه به کار همان لحظه می آید و فاجعه ای به نام فساد در دولت افغانستان را پوشانده نمی تواند. آیا آن پاسخ های رییس جمهور به خبرنگاران می تواند مردمی را قانع سازد که هر روز در ادارات افغانستان با ماموران رشوه بگیر، با رییسان در انتظار رشوه های کلان و سو استفاده های عظیم سر و کار دارند؟ ضعف حکومت در این است که توجهی به جلب رضایت مردم ندارد. اگر افکارعامه به هرمیزانی از فساد و گسترش بی قانونی در سرتاسر افغانستان ناراض باشند، رییس جمهور به همان مثال های دایمی خود تکیه می کند.
زمان برای تصمیم های اساسی رییس جمهور فرارسیده است، به ویژه که جهد عظیم برای احراز مجدد پست کنونی اش را دارد. با یک دولت فاسد نمی شود افغانستان را از گرداب بحران نجات داد.
با رهبران فاسد سیاسی، با جنگ سالاران قدرتمند محلی، با تکنوکرات های قوم گرا و فاسد، با موتلفین قانون شکن حکومتی نمی شود بحران فساد دولتی را مهار زد. رییس جمهور چه بخواهد و یا نخواهد، تصمیم های سیاسی او نقشی کلان در گسترش فساد در دولت دارند. اگر قبول کنیم که ایتلاف سیاسی او با جنگ سالاران قدرتمند ناشی از ناگزیری های سیاسی و فشار های غرب بود، آیا عدم برخورد او با تکنوکرات های دولتی و متحدان سیاسی اش نیز از روی ناگزیری بوده است؟ دیگر این تیوری که جنگ سالاران عامل فساد و بی قانونی در کشور هستند، رنگ خود را از دست داده است. فساد و اختلاس های کلان تکنوکرات های نزدیک به کرزی و تحریکات قومی نخبگان دولتی حامی رییس جمهور، به همان مقیاس پایه های حکومت قانون را ضعیف و دامنه ی فساد را گسترش داده است.
سوال این است که بر اساس چه ملاحظه ای تکنوکرات های فاسد و دخیل در اختلاس های کلان در حکومت آقای کرزی حضور دارند؟ بر اساس چه ملاحظه ای قاضیان ارشد در ولایات و مرکز، والیان و قوماندانان امنیه ولایت های مختلف که در فساد، قاچاق مواد مخدر، غصب زمین، جعل اسناد برای ملکیت های مردم و … دست دارند در دولت حضور دارند، ولی، آقای کرزی از کنار آنان بی هیچ برخورد جدی و تنبیهی می گذرد؟ وزیر شهر سازی، آقای یوسف پشتون صحبت از غصب صدها جریب زمین در پایتخت کشور دارد. چه کسانی به جز از قدرتمندان دولتی، جنگ سالاران و وابستگان قدرتمند شان در این تصاحب غیر قانونی زمین ها نقش دارند؟ آیا دولت در برابر آنان کوچکترین برخوردی کرده است؟
به نظر من مشکل سیاسی آقای کرزی این است که برای بقای حکومت خود نیازمند سازش با افراد قدرتمند، قوماندانان محلی و تکنوکرات های فاسد ولی به درد بخور است. درست است که فلان وزیر و یا رییس و یا فلان قوماندان در غصب زمین، اختلاس در پروژه های کلان بازسازی، تجاوز به زنان و دختران و… دست دارند، ولی آقای کرزی برای گسترش نفوذ و بقای سیاسی خود به آنان نیازمند است.
رییس جمهور  با آن عده از جنگ سالاران، مدیران و وزیرانی مشکل دارد که با منافع او سازگار نباشند. او به هر قیمتی جنرال دوستم را باید از صحنه سیاسی حذف کند. ولی، قوماندان عطا منافع او را در شمال تامین کرده و برای سالیان متمادی از حمایت های بی دریغ رییس جمهور برخوردار است. باید اسماعیل خان به دلیل نفوذ خود در غرب افغانستان به کابل فراخوانده شود، حتا به قیمت جنگ های از پیش طرح شده. ولی، جمعه خان همدرد و دیگر افراد با نفوذ حزب اسلامی در مناصب مختلف جای داده شوند. باید، مدیری کارامدی مانند نجیب روشن از رادیو تلویزیون افغانستان کنار زده شود، ولی، وزیر قوم گرای چون خرم بر سر کار آید تا از یک سو چون وسیله ی فشار بالای رسانه ها و در جهت اعمال محدودیت علیه آنان عمل کند، و از سوی دیگر نخبگان قومگرای دولتی، رادیو تلویزیون را در جهت مقاصد قومی و نمایش هژمونی تاریخی یک قوم بر سایر اقوام، استفاده کنند.
به نظر من در هر جایی که رییس جمهور منافع اش ایجاب کند در برابر هرگونه فساد و قانون شکنی سکوت می کند، و این جاست که توجیه اعمال حکومت امر ناپذیرفتنی می نماید.
سیاست مبارزه با تروریزم باعث گسترش فساد و بی قانونی
آقای دیوید ملیبند در آخرین روزهای حکومت جورج بوش سیاست مبارزه با تروریزم را اشتباه‌آمیز توصیف کرد.
به گفته‌ی او، این سیاست تمام گروه‌های مخالف دولت ایالات متحده را که ریشه در اسلام سیاسی منتقد سیاست‌های این کشور در منطقه دارند، در یک جبهه قرار می دهد.
اما، دیوید میلیبند می تواند با توجه به تجربه‌ی افغانستان بگوید که سیاست مبارزه با تروریزم سبب سر برآوردن یک حکومت مملو از جنگ سالاران قدرتمند، مافیای مواد مخدر، مافیای نفت و غذا، تکنوکرات‌های فاسد و بی ریشه و… شده است. چرا، چون غرب در افغانستان به دنبال یک دولت متحد حتا متشکل از سران حزب اسلامی و طالبان است. وقتی شما به بهانه‌ی ثبات، جنگ‌سالاران، طالبان، تکنوکرات‌های بی‌ماهیت، ملاهای قدرت طلب و بنیادگرا را در چارچوب یک دولت قرار می‌دهید، و هیچ کنترولی، مگر اراده‌ی یک رییس جمهور ضعیف، بر آنان وجود ندارد، این حکومت به جز از گسترش فساد و فروپاشی دولت چه کاری کرده می تواند؟
غرب و دولتمردان افغان نمی‌توانند بیش از این به این صورت به دولت سازی در افغانستان ادامه بدهند. اگر اولویت، مبارزه با تروریزم، در ظاهر قضیه، و تهدید کشورهای رقیب در پشت قضیه باشد، نمی‌توان امیدی به ساختن یک حکومت باثبات، مترقی و روز تا روز در جهت خوبی داشت.
حتا اگرکاخ سفید تنها به مبارزه با تروریسم اولویت قایل است، ولی، موجودیت هر گونه دولت بی ثبات و فاسد حضور غرب در کشور و منطقه را زیر سوال می برد. دبیرکل ناتو، آقای شیفر می گوید که مردم در غرب می خواهند بدانند که تا چه زمانی فرزندان شان در افغانستان حضور خواهند داشت؟ پاسخ این است، تا زمانی که غرب بالای یک دولت مشروع در افغانستان کار نماید. تنها ساختن یک جزیره‌ی باثبات به وسیله ی مافیای مواد مخدر و جنگ سالاران قدرتمند میسر نیست. وقتی نسل جدیدی از سیاستمداران افغان مورد توجه قرار نمی‌گیرند، و جنگ سالاران و تکنوکرات‌های فاسد در نقطه ی توجه قرار دارند، ساختن یک حکومت موثر در افغانستان محال است.

دکمه بازگشت به بالا