بررسی مقایسوی سه جنگ در افغانستان (قسمت سوم و پایانی)

با درنظرداشت خلاهای فوق، این احتمال وجود دارد که در صورت به انجام سپردن کارهای ذیل، می توان وضع امنیتی  را بهبود بخشید:
۱ـ  بر تعداد سربازان نیروهای ایالات متحده و ناتو باید ۴۰ هزار سرباز دیگر اضافه گردند. از این سربازان، از یک طرف به خاطر حفظ سرحدات استفاده شود و از طرف دیگر در جنگ علیه طالبان و حفظ امنیت شاهراه ها استفاده به عمل آید.
۲ـ مناطقی که از وجود طالبان تصفیه می شوند،امنیت آن  مناطق از جانب قوت هایی که متشکل از جزو تام های اردوی ملی، پولیس، قوای ایتلاف و ناتو باشد، حفظ  و تامین گردد.
۳ـ به خاطر حفظ دقیق و دوامدار امنیت مناطق آزاد شده، قرارگاه های مشترک متشکل از نمایندگان نظامی، امنیتی، کشفی و استخباراتی در سطح محلات، مناطق و پایتخت کشور از متخصصین پولیس، امور نظامی، کشفی و استخباراتی افغانی، امریکایی و ناتو ایجاد گردد.
۴ـ جزوتام های عملیات سریع تحت قومانده ی قرارگاه مشترک امنیتی مرکزی قرار داده شود، تا درصورت ضرورت، قرارگاه های امنیتی منطقه ای و محلی، جهت ضربه زدن به طالبان از آنها استفاده به عمل آورند.
۵ـ  قرارگاه مشترک امنیتی مرکزی، از اطلاعات ماهواره ای و طیارات کشفی درمورد حرکات گروپ های مسلح دشمن و محل تجمع آنها استفاده موثر کند.
۶ـ این قرارگاه ها در قسمت تنظیم تشریک مساعی نیروهای پولیس، کشفی و استخباراتی در مبارزه علیه طالبان و القاعده عمل کرده و برای قوای هوایی کوردینات دقیق نقاط موجودیت دشمن را مخابره نموده و در تلاشی خانه ها، گروپ های مشترک افغانی و خارجی را توظیف دارند.
۷ـ فعالیت گروپ های بازسازی ولایتی را در قسمت بازسازی و کمک رسانی اضطراری برای مردم نجات یافته از تحت سلطه ی طالبان، در مشوره با اراکین اداری آن مناطق، با در نظر داشت اولویت کمک هایی که مردم به آن ضرورت دارند، تنظیم کنند.
۸ـ موازی با اجرای این برنامه ها، تعداد افسران و سربازان اردوی ملی، پولیس و کارمندان نهاد استخباراتی دولت ازدیاد یابد و آنها تحت تربیه قرار گیرند و با سلاح و تخنیک مدرن نظامی، امنیتی و استخباراتی تجهیز گردند.
۹ـ عناصر فاسد و گماشته شده در صفوف پولیس ملی و نهاد های استخباراتی شناسایی شده و نهاد های مذکور از وجود فساد و عوامل آن پاک گردند.
۱۰ـ تشریک مساعی کشفی و استخباراتی میان کشور های پاکستان، افغانستان، قوای ایتلاف، ناتو وکشورهایی که به حل مشکل افغانستان علاقمندی دارند، به وجود آید.
۱۱ـ فعالیت های نفوذی استخباراتی در داخل گروپ های نظامی دشمن تسریع و توسعه پذیرد.
۱۲ـ همکاری مردم با نیرو های کشفی، استخباراتی و پولیس جهت شناسایی عناصر تروریست و همکاران آنها جلب گردد.
۱۳ـ مناسبات با کشور پاکستان به گونه ای عیار شود که از این طریق، نظامیان این کشور در همکاری صادقانه با ایالات متحده، ناتو و افغانستان در جنگ با القاعده و گروه طالبان عمل کنند.
۱۴ـ ایالات متحده و ناتو سیاست خود در منطقه را به گونه ای عیار سازند که کشور هایی چون، ایران، روسیه، هندوستان، چین، ازبکستان، تاجکستان و ترکمنستان یقین حاصل کنند که پیروزی آن ها در جنگ افغانستان، در تحلیل نهایی هیچ گونه خطری را متوجه شان نخواهد کرد. این سیاست به خاطر باید عملی شود که حکومت آقای بوش با دست درازی هایی که در امور کشور های آسیای میانه انجام داد و ازآن نتیجه مطلوبی به دست نیاورد،کشور های روسیه، چین، ایران، آذربایجان و ازبکستان را علیه ایالات متحده حساس ساخت.
علاوه بر این، اگر توجه جدی به خاطر رونق امور زراعتی، باغداری و مالداری صورت پذیرد، روی تولید انرژی برق آبی در آن ساحاتی که زمینه ی آن موجود است، سرمایه گذاری گردد، استخراج معادن خاصتا نفت و گاز در اولویت کاری دولت قرار گیرد، سرمایه گذاری بخاطر تاسیس موسسات تولیدی به پیمانه ی وسیع صورت گیرد و پروسه ی تعلیمات فنی و حرفه ای توسعه یابد، در این صورت است که زمینه ی اشتغال مردم مساعد گردیده، امنیت روحی شان تضمین شده و  از پیوستن عناصر بیکار و فقیر با تروریستان به خاطر به دست آوردن پول و استخدام آنها توسط طالبان در جبهات جنگ جلوگیری به عمل می آید.
به همین ترتیب، اگر کار روی فراهم شدن زمینه برای حکومت داری خوب و پایین آمدن سطح فساد اداری که در بهبود وضع امنیتی اثر گذار است، صحبت شود، می بینیم مشکلاتی که امروز مردم افغانستان با آن دست و پنجه نرم می کنند، اکثرا برخاسته از نبود حکومت داری خوب و گسترش فساد در نهاد های دولتی، موسسات خصوصی و مراجع بین المللی ای که مصروف کار در امور افغانستان هستند،  می باشد چون در راس اداره آنهایی قرار دارند که اکثر شان نه تنها از ظرفیت مدیریتی لازم برخوردار نیستند، بلکه از لحاظ  ایدیولوژی، تعلقات حزبی، قومی و منافعی که در صدد بر آورده گردیدن آن هستند، با هم توافق ندارند. منافع ملی و خدمت به مردم که باید به صفت هماهنگ کننده اجراآت شان در هر پستی که قرار دارند باشد، شاید که هیچ ارزشی در نزد عده ای از آنها نداشته باشد. به این لحاظ، بی آن که تغییر ریشه ای در ترکیب کابینه و پست های بلند رتبه دیگر نیاید، امکان بهره مند شدن مردم افغانستان از مزایای حکومتداری خوب و محو فساد، ضعیف به نظر می رسد. چون در تشکیلات حکومت، شبکه های زنجیره ای زیادی وجود دارند که ازیک ولسوال، قاضی، سارنوال، قوماندان امنیه، شاروال و دیگر کارمندان یک ولسوالی گرفته تا کادر هایی که در راس اداره ولایت ها قرار دارند، با شبکه های موجود در مرکز در ارتباط اند. اگر شما بخواهید که از یک ولسوال، قاضی، سارنوال، قوماندان امنیه، مدیر معارف و دیگر کادر ها را به خاطر بیکارگی و یا آغشته بودن آنان به فساد از وظیفه ی شان تبدیل و یا برطرف کنید، باید با یکی از اعضای شورای ولایتی، مشرانو جرگه، ولسی جرگه و مقام های دولتی ای که این شخص از جانب آنها حمایت می گردد،به مقابله بپردازید. در این مقابله نیز احتمال پیروزی تان اگر غیر ممکن نباشد،آن قدر ها ساده هم نیست. به این اساس، به عقیده ی من در این چند ماهی که از زمان ریاست جمهوری جناب آقای کرزی باقی مانده است، هر طرحی را که به خاطر وارد آمدن بهبود در این دو زمینه ارایه گردد، نه به آن توجه صورت می گیرد و نه هم زمان و راه عملی شدن آن میسر است. بنا براین شاید این بهتر باشد که کار کردن در این زمینه ها را بگذاریم به حکومتی که پس از انتخابات قریب الوقع ریاست جمهوری شکل می گیرد.

دکمه بازگشت به بالا