بحران قانون اساسی، نا امنی را گسترش نخواهد داد؟

اختلافات در حکومت باعث سوء استفاده ی سیاسی از بحران قانون اساسی در کشور شده است. رییس جمهور تصمیم دارد که تا زمان برگزاری انتخابات، حکومت را در دست داشته باشد، ولی، مخالفین با استفاده از این بحران سعی دارند که کرزی را بیشتر از گذشته ضعیف بسازند. این بازی خرابکارانه در شرایط کنونی قابل درک به نظر نمی رسد. از یک سو، بحران قانون اساسی یکی از مهمترین بحران های سیاسی کشور را به وجود آورده است،

ولی، از سوی دیگر جبهه ملی و رهبران سابق جهادی با استفاده از این بحران در پی موضع گیری های شخصی خود هستند. شرایط به گونه ای است که اساس دموکراسی و حکومت قانون با خطر مواجه شده است، ولی، هیچ جناح سیاسی تلاش نمی ورزد که در همکاری با دیگر جناح ها راه حلی قابل قبول بجوید. جنگ قدرت چنان جناح های قدرت را رو در روی یک دیگر قرار داده است، که در چشمان شان جز نفرت و ستیز چیز دیگری نمی توان دید.
بحران در پی بحران
کسانی از جبهه ملی اعلام می نمایند که انتخابات در موعد مقرر برگزار شود، و اگر چنین نشود ادامه ی حکومت غیر مشروع است. ولی، از جانب دیگر حکومت افغانستان و ناتو نیز آمادگی برگزاری و تامین امنیت انتخابات را ندارند. با وجود این که باراک اوباما با فرستادن هفده هزار سرباز تازه نفس، آن گونه که سخنگوی کاخ سفید گفت، می خواهد که انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در فضای امن برگزار شود، اما، استقرار این افراد و آمادگی برای تامین انتخابات امری سهل نیست. امریکایی ها، آن چنان که از گفتگوی حامد کرزی با سی ان ان بر می آمد، طرفدار برگزاری انتخابات در سال ۲۰۱۰ بودند تا بتوانند آمادگی های لازم را برای تدویر انتخابات را روی دست بگیرند، ولی، رییس جمهور می گوید که این کار برایش مقدور نبوده است. روشن نیست که در جلسات درون ارگ، در ارتباط به انتخابات، در میان جناح های قدرت و کشور های خارجی چه مباحثی در جریان بوده و چه تصامیم و نتیجه گیری هایی صورت گرفته است.
اما، معاون اول رییس جمهور ، سخن از حکومت انتقالی زده است. البته، او به روشنی توضیح نداده است که منظور از حکومت انتقالی چیست؟ آیا او چیزی شبیه به جلسه بن را در نظر داشته و یا در صدد ایجاد یک شورای رهبری موقت با حضور رهبران سابق تنظیم های جهادی و چهره های تکنوکرات برجسته ی پشتون و شاید چهره های دیگر مستقل، هست. ولی، آشکار است که جبهه ملی طرفدار چنین طرحی هست و حتا گفته می شود که آنها خواهان شورای موقت به رهبری یکی از رهبران سابق تنظیم های جهادی اند.
جبهه متحد در شرایط کنونی نشان می دهد که با استفاده از خلای سیاسی در صدد مانور و استفاده از آن است. هرچند، آنان می گویند که دوام حکومت پس از ختم دوره اش غیر قانونی است، اما، آنها به صورت آشکار یک طرح غیر قانونی دیگر، پر از ابهام، مملو از نفاق را پیشنهاد می کنند.
درست است که حکومت و شخص رییس جمهور پس از ختم دوره ی کاری شان مشروعیت قانونی ندارند، ولی، حکومت انتقالی و یا شورای موقت مشروعیت خود را از کجا به دست می آورد؟ این حکومت موقت چه ساختاری دارد، وجاهت قانونی خود را از کجا به دست می آورد، چه کسانی در آن حضور دارند، میکانیزم انتخاب افراد به چه صورتی است؟
به همان میزان که حکومت بدون برگزاری انتخابات مشروعیت نخواهد داشت، حکومت انتقالی طرح جنجالی تر و بی معنا تر از آن است. پیش از آن که طرح حکومت انتقالی در جهت رفع بحران قانون اساسی باشد، تحکیم دو باره ی قدرت جبهه متحد است تا به این واسطه بتوانند کرزی را زیر فشار شدید قرار بدهند.
کرزی نیز از این چال ماهرانه حریف آگاه است. او در جنگ لفظی با معاون اول خود گفت که تا ۱۵ روز آینده در مشورت با حقوقدان ها و روسای مجلسین شورای ملی، بر سر این مساله که خلای قدرت به وجود نیاید، تصمیم گیری خواهد شد.
این اختلافات دارای پیامد های نامعلوم است، و حداقل تاثیر آن شگاف های بزرگ میان جناح های قدرت در کشور است. تجربه نشان داده است که هرگز جناح های قدرت در افغانستان بدون فشار خارجی به توافق دست پیدا نمی کنند. چندی پیش این انتقاد مطرح شد که چرا در مسایل سیاسی افغانستان چشم ها به کاخ سفید دوخته شده است. ولی، نزاع تند کرزی و مخالفین اش نشان می دهد که چیزی به نام منافع ملی و سرنوشت کشور مطرح نیست، و هر جناح تلاش می کند که در این بحران سود خود را بجوید، و حریف را از صحنه کنار بکشد. حال اگر امریکایی ها داخل اقدام نشوند، این اختلافات می تواند تاسطح نا آرامی های داخلی نیز برسد.

دکمه بازگشت به بالا