بازی دوگانه‌ی پاکستان با طالبان و تروریزم

حکومت پاکستان به طالبان دره سوات اجازه داد که به تطبیق شریعت طالبانی در آنجا بپردازند و در اثر آن موافقت نامه ی صلح میان دو طرف به امضا رسید. هرچند مقام های امریکایی در برابر این اقدام اسلام آباد واکنش نشان نداده اند، ولی، انتظار می رود که با توجه به رویکرد اوباما نسبت به پاکستان، به ویژه مبارزه با طالبان در مناطق قبایلی، این توافقنامه ی صلح مورد انتقاد آن حکومت قرار بگیرد.

 

آشکار است که این موافقت نامه از یک جهت وضعیت مبارزه با طالبان را در خاک پاکستان پیچیده می سازد و از سوی دیگر همکاری پاکستان و امریکا را در امر مبارزه با تروریزم دچار چالش های جدید می نماید.
با توجه به موافقت نامه های قبلی پاکستان با طالبان در مناطق قبایلی، انتظار می رود که موج خشونت ها در افغانستان نیز افزایش یابد. زیرا، یکی از اهداف عمده ی طالبان پاکستانی تقویت برادران طالب شان در افغانستان است. در گذشته نیز چنین فرض شده است که توافقنامه های صلح میان پاکستان و طالبان، دو هدف عمده را تعقیب می کرده است. یکی، طالبان پس از درگیری هایی با ارتش پاکستان دوباره مجال سازماندهی می یافتند. دوم، می کوشیدند که جبهات طالبان افغان را در افغانستان تقویت نمایند.
باری، دیکستر فیلیکنس گزارشگر روزنامه نیویارک تایمز، در ۵ سپتامبر ۲۰۰۸ در گزارشی مفصل از مناطق قبایلی، در گفتگو با فرماندهان طالبان پاکستانی دریافت که ارتش پاکستان قصد نابودی طالبان را ندارد. یکی از فرماندهان طالبان به گزارشگر نیویارک تایمز گفت که هدف عملیات نظامی، تنها پاسخی به فشار های روز افزون غرب بالای حکومت پاکستان است، و آن ها می خواهند غرب را بازی داده و مصروف درگیری های بی سرانجام ارتش با جنگجویان پاکستانی نمایند.
همکاری پیچیده ی امریکا و پاکستان
این تنها دیکستر فیلیکنس، به عنوان روزنامه نگار یک روزنامه معتبر امریکایی، نیست که بازی دوگانه ی پاکستان را در باره ی طالبان و تروریزم پی می برد، بلکه سوال عمده فعلی در واشنگتن، به ویژه در میان نظامیان آن کشور، این است که چرا پاکستان با وجود گرفتن کمک های بزرگ مالی و نظامی و پس از هشت سال نبرد با طالبان، نمی تواند کنترول مناطق قبایلی خود را به دست بگیرد و راه های تدارکاتی ناتو را محافظت کند؟
پس از این که طالبان موفق شدند راه های تدارکاتی ناتو از خاک پاکستان را با مشکلات جدی مواجه سازند، نظامیان امریکایی به این نتیجه رسیده اند که پاکستان قصد همکاری با ناتو را در افغانستان ندارد.
با وجود این که امریکا بر سر همکاری با پاکستان تاکید می ورزد، ولی، تردیدهای کاخ سفید را نمی توان در ارتباط به این همکاری نادیده گرفت. چنانچه در قضیه انفجار سفارت هند در کابل، امریکایی ها به صراحت دخالت آی اس آی را تایید کردند. در کنار این، تحلیلگران بسیار به این موضوع باور دارند که پاکستان بازی دوگانه در ارتباط به طالبان را به پیش می برد؛ موضوعی که از دیرباز، حکومت افغانستان از طرح آن چشم پوشیده است.
به نظر می رسد که زمان عقد این قرارداد بسیار مهم است. در شرایطی که ایالات متحده مبارزه با طالبان و القاعده را در صدر دستورکار خود در افغانستان و پاکستان قرار داده است، بی تردید این توافق به ضرر ایالات متحده بررسی شده می تواند. زیرا، نبود فشار نظامی بالای طالبان در تقویت این گروه و گسترش حکومت محلی به سبک طالبانی در مناطق قبایلی موثر می افتد و تردیدی نیست که اسامه بن لادن قلمرو کوچک امنی را در درون خاک پاکستان پیدا می کند. هرگونه امان و آسایش برای طالبان در مناطق قبایلی، زمینه ی تقویت طالبان در افغانستان را نیز آماده می سازد. حال اگر تصور کنیم که تروریست های بین المللی با تحت فشار قرار گرفتن در عراق به سوی لانه های امن خود در سوات و یا سایر مناطق قبایلی سرازیر شوند وضعیت چگونه خواهد شد.
هنوز روشن نیست که دولت امریکا چه عکس العملی مشخص در این ارتباط نشان خواهد داد. از حمله هوایی اخیر این کشور به پناهگاه تروریست ها در پاکستان، پیداست که اوباما همانند حکومت بوش سیاست حمله به مناطق قبایلی را ادامه می دهد. البته، با وجود این که حکومت پاکستان در برابر این حملات واکنش خشمگینانه نشان داده است، ولی، در صورت ادامه ی این حملات هستی حکومت ملکی پاکستان در خطر می افتد. زیرا، حکومتی که نتواند از خاک خود در برابر حملات هوایی خارجی دفاع کند، افکارعامه انتقاد ها و فشار های خود را بالای آن حکومت می افزاید.

 

فایده های اقتصادی تروریزم
با وجود این که افراط گرایی اسلامی، خطری برای ثبات پاکستان تلقی می شود، ولی، شواهد تاریخی نشان می دهد که افراط گرایی در پاکستان به وجود آمده، کنترول شده و به عنوان وسیله ی استراتژیک در جنگ علیه دشمنان و در جهت منافع اقتصادی و سیاسی و امنیتی پاکستان استفاده گردیده است.
همان گونه که پاکستان لشکر طیبه را برای جنگ با هند در منطقه ی کشمیر به وجود آورد، به همان دلایل طالبان را برای مبارزه با نفوذ هند در افغانستان، حمایت کرده است. از زمان جهاد افغانستان تا اکنون، مبنای همکاری های استراتژیک و کمک های مالی و نظامی غرب به پاکستان، بر اساس همکاری های این کشور با غرب به دلیل مبارزه با دشمنان منطقه ای و بین الملیی شان بوده است. در حقیقت، جنگ امریکا با شوروی سابق را در افغانستان، پاکستانی ها و مجاهدین افغان که به وسیله ی آنها حمایت و آموزش می دیدند، انجام می دادند. غرب بیشتر در نقش لوژیستکی و سیاسی این جنگ بازی می کرد.
همکاری پاکستان در راستای  مبارزه با تروریزم از واقعیت های ارزشمند برای ایالات متحده است، به اضافه این که غرب به خاطر ثبات پاکستان کمک های زیادی را به این کشور انجام می دهد.
به نظر می رسد که همکاری پاکستان با امریکا، نه از جهت خطری است که افراط گرایی این کشور را تهدید می نماید، بلکه، کمک های مالی و اقتصادی غرب است که اسلام آباد را مشتاق به ادامه ی همکاری می نماید. بعید نیست که ادامه روند مبارزه با تروریزم بیشتر از هر کشوری به نفع پاکستان است. اگر خطری از بابت گروه های افراطی و تروریستی  متوجه پاکستان می بود، استخبارات و ارتش پاکستان دست از حمایت از طالبان و گروه های تندرو کشمیری بر می داشت. به صورت استراتژیک، پاکستان جنبش های افراط گرایی و تروریستی را به عنوان متحد خود علیه خطر هندوستان و حضور بلندمدت امریکا که برخلاف میل پاکستان با هند رابطه ی خود را گسترده ساخته است، در افغانستان می بیند.
به هر ترتیب، دولت پاکستان تلاش دارد که به خاطر نقش این کشور در مبارزه با تروریزم، غرب را به دادن کمک های مالی بیشتر به این کشور کمک کند. این در حالی است که امریکایی ها اظهار داشته اند که چرا پاکستان با وجود گرفتن ۱۰ میلیارد دالر مبارزه موثر با القاعده و طالبان در خاک خود نمی نماید. اما، پاکستانی ها وانمود می سازند که خود قربانی تروریزم بوده و اگر غرب کمکی به این کشور نکند، تروریزم و افراط گرایی موجود ثبات پاکستان را به خطر می اندازد.
یوسف رضا گیلانی، نخست وزیر پاکستان، روز دوشنبه در افتتاح نشست سه جانبه ی کارگری در پاکستان گفت که ثبات کشورش برای صلح جهان بسیار مهم است و غرب باید کشورش را در امر مبارزه با چالش های امنیتی و اقتصادی یاری رساند. به گفته ی آقای گیلانی، از آن جایی که کشورش در خط مقدم مبارزه با تروریزم قرار دارد، این مبارزه بالای اقتصاد این کشور تاثیرات خود را گذاشته است. آقای گیلانی تاکید کرد که مسایل تروریزم و چالش های اقتصادی با هم ارتباط دارند و هر انفجاری که در این کشور می شود، یک سرمایه از این کشور فرار می نماید. از این خاطر، جهان بالای قوت و توسعه اقتصاد پاکستان توجه نماید.
منظور از این جملات چیست؟ هر سیاستمدار عاقلی می داند که این کشور به بهانه ی مبارزه با تروریزم خواهان کمک های مالی است و در عین حال، بازی دوگانه حمایت/جنگ زرگری با طالبان را پیش می برد. روشن است که حمایت از طالبان در افغانستان، حادثه ی تروریستی بمبیی و ارتباط آن تروریست ها با منابعی در پاکستان نشان می دهد که این کشور هرگز قربانی تروریزم بوده نمی تواند.

دکمه بازگشت به بالا