بازی امریکا با افغانستان

به تازگی ریچارد هالبروک، فرستاده ویژه رییس جمهور امریکا در امور افغانستان و پاکستان در دیدارش با حامد کرزی حمایت دولت امریکا از رییس جمهور کرزی را اعلام کرد.
ریچارد هالبروک که برای دیدار و گفتگو با مقام های افغان به کابل آمده بود، در ملاقات اش با رییس جمهور کرزی گفت که اداره ی باراک اوباما از حکومت آقای کرزی حمایت می کند.
هرچند هالبروک به طور مفصل توضیح نداد که اداره ی رییس جمهور اوباما از کدام بخش حکومت آقای کرزی حمایت می کند. آیا این حمایت ها، ضعف مدیریت رییس جمهور ، نامزدی رییس جمهور در انتخابات آینده ، نزدیکی با کشور های نظیر روسیه و رشد تولید مواد مخدر را هم در بر خواهد گرفت یا خیر؛ با این حال مطرح کردن این موضوع هم سوال های زیادی را ایجاد می کند.
اولین پرسشی که در این رابطه ایجاد می شود این است، در صورتی که امریکا از حکومت فعلی حامد کرزی حمایت می کند، پس چگونه این حکومت را حکومت فاسد و دستگاه مواد مخدر می داند. وزیر خارجه فعلی امریکا در گذشته حکومت افغانستان را به دستگاه تولید مواد مخدر شبیه دانسته بود. با آن که هیلاری کلینتون،  وزیر خارجه امریکا این اظهارات را زمانی مطرح کرده بود  که هنوز به سمت وزارت خارجه منصوب نگردیده بود، ولی با توجه به نگاه مشخص حکومت آقای اوباما، این اظهارات می تواند اظهارات رسمی این اداره نیز تلقی گردد. از سوی دیگر خود باراک اوباما پس از سفرش به افغانستان قبل از انتخاب اش به حیث رییس جمهور امریکا اداره ی حامد کرزی را ضعیف و ناتوان دانسته و گفته بود که مردم حمایت خود را از این حکومت قطع کرده اند.
در کل یک تعداد زیاد کشور هایی که با افغانستان به انحای مختلف روابط استراتژیک دارند، از ضعف حکومت داری در افغانستان انتقاد کرده اند. حالا سوال این ست که اگر این حکومت ناکار آمد ، ضعیف ، غرق در فساد و هزار مرض دیگر است، پس حمایت از این حکومت چه معنا دارد؟ آیا حمایت از رییس جمهور کرزی حمایت از فساد اداری گسترده در افغانستان تلقی نخواهد شد؟
جالب است که هالبروک این اظهارات را پس از آن مطرح کرد که تلویزیون الجزیره به نقل از حامد کرزی اظهار داشت که رییس جمهور افغانستان پس از به کرسی نشستن اوباما با وی صحبتی نکرده است.
گویا قهر کردن کرزی از اوباما باعث شده رییس جمهور امریکا بر سر عطوفت بیاید و از رییس جمهور دلجویی کند. تا مبادا بر اساس هشدار رییس جمهور کرزی، وی به سوی روسیه متمایل گردد.
این دیپلوماسی که بیشتر شبیه بازی های دوران کودکی می باشد،   مردم را واقعا سردرگم  کرده است. مردم که حالا می پندارند این امریکا است که در آینده افغانستان و تعیین رییس جمهورش نقش کامل دارد، با این اظهارات نمی دانند واقعا امریکا برای آینده افغانستان خیرخواهانه می نگرد یا به عقیده ی اکثر مردم دنبال منافع خود است.
آنچه قابل چشم پوشی نیست، این که حکومت افغانستان در هفت سال گذشته ضعیف ترین مدیر یت را از خود تبارز داده است. تا جایی که وزارت دفاع امریکا به تازگی حکومت افغانستان را ضعیف ترین حکومت جهان عنوان کرده است.
فساد اداری گسترده ، نگرش های قوم مدارانه و قبیله ای ، قومی ساختن ادارات دولتی ، دست داشتن مقام های دولتی در قاچاق مواد مخدر، بدتر شدن وضعیت امنیتی تا مرز بحران و هزار و یک مشکل دیگر مسایلی اند که نه تنها جامعه جهانی آن را متوجه شده است که اکثر مردم افغانستان آن را با گوشت و پوست خود لمس کرده اند. پیش بینی میگردد به دلیل مایوس شدن مردم از شیوه ی حکومت داری، حضور آنان در انتخابات آینده بسیار کمرنگ باشد. با این حال آنانی که در انتخابات حضور خواهند یافت به این عقیده اند که حداقل آنچه به عنوان دستاورد های مشخص، به همکاری جامعه جهانی نه تلاش حکومت، به دست آمده، از دست نرود و حداقل حکومتی به وجود بیاید که بتواند مردم را از وضعیت فعلی برهاند. به همین دلیل توقع مردم از جامعه جهانی و کشور های قدرتمندی که حالا به رضایت یا عدم رضایت مردم نقش کافی در تحولات داخلی کشور دارند، این است که حمایت شان را از حکومتی ابراز کنند که   حداقل در زمانی که با ملت روبه رو می گردد چشمان اش  به زیر نیافتد. نه حکومتی که حتا دستاورد های اولیه اش را می خواهد دوباره به هدر بدهد.
از سوی دیگر حکومت امریکا خیلی ساده از تاخیر انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان حمایت کرده و آن را به نفع مردم و دولت دانسته است. معلوم نیست کجای تاخیر در انتخابات خوب است. مگر امریکا این را نمی داند که با تاخیر در انتخابات بزرگترین قدم در نقض قانون اساسی برداشته می شود. هرچند قانون اساسی در طول این چند سال که از نافذ شدن آن می گذرد، کمتر وضعیت اجرایی به خود دیده و بیشتر شبیه به تحسین نامه ای  برای افغانستان شده که به پاس قبول نظام دموکراسی از سوی مردم به آنان داده شده، تا در قاب زده و آن را به دیوار بزنند و افتخار کنند.
نقض قانون اساسی بهترین فرصت را برای آنانی که همیشه شوق نظام جنگلی را دارند به دست می دهد تا با تمسک به قانون گریزی که حکومت در آن سر آمد است، هر کاری بخواهند بر این ملت روا دارند و جامعه جهانی به خصوص امریکا هم که خود نقش مهمی در ایجاد قانون اساسی داشت، حالا همکار حکومت شده است برای قانون شکنی.
به هر حال سیاست دو گانه، مبهم، پیچیده و عجیب و غریب امریکا در قبال افغانستان در پهلوی همه تبعات منفی  که به بار خواهد آورد، امید به آینده را در نزد مردم نیز محکوم به شکست خواهد کرد. زیرا مردم که جامعه جهانی را در گذشته حمایت کننده دموکراسی، حکومت با ثبات و سالم در افغانستان می دانستند و برای اجرای این مامول حداقل بیش از پنجاه میلیارد دالر را هم برای افغانستان هزینه کرده بود، حالا بعد از گذشت هفت سال و مصرف بیش از ۷۰ در صد این هزینه ها، باز هم خود را در نقطه ای می بینند که قبل از هفت سال بر آن نقطه قرار داشتند.
این بازی امریکا اگر در کوتاه مدت برای سردمداران حکومت افغانستان دلخوشی نسبی به وجود بیاورد، در دراز مدت نگاه مردم نسبت به امریکا را بدبینانه خواهد ساخت و آن وقت است که امریکا به معنای واقعی با چالشی بزرگ در افغانستان روبه رو خواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا