بازی دوگانه همچنان ادامه دارد

از همان زمانی که سپاهیان امریکا و انگلیس و سایر متحدین جهانی شان، به مقصد مبارزه بر ضد تروریزم به افغانستان هجوم آوردند و حکومت نظامی گر پاکستان تحت زعامت مشرف،  به اعلام همراهی و همکاری و هم سویی با آنان پرداخت و حتا برای اثبات صداقت اش در این امر به گرفتاری سفیر طالبان در اسلام آباد پرداخته و او را به نیروهای ایتلاف سپرد، خیلی ها را عقیده بر این بود که نظامی گران پاکستان می کوشند با این ظاهرسازی های بی مصرف نیات و مقاصد و چهره ی اصلی خویش را پشت پرده این کارها بپوشاند و در زیر آن همچنان به حمایت از طالبان و تمویل و تجهیز آنان پرداخته و آنان را به افغانستان بفرستد؛ تا این که بالاخره پرویز مشرف در کتاب اش «خط آتش» به صراحت نوشت که این تصمیم از راه ناگزیری صورت گرفته است و مشرف مجبور بود به خاطر حفظ پاکستان،  به پذیرش آن تن در دهد.

خیلی زود در اثر گرفتاری برخی از تروریست های پاکستانی و اعتراف های آشکار آنان روشن شد که «آی اس آی» پشت سر آنان قرار دارد و پاکستان می خواهد با تعقیب یک سیاست دوگانه و متعارض، هم برنامه ی مداخله گرانه خویش را دنبال کند و هم امریکا را بفریبد و به بهانه ی آن دستمزد مستمرش را از امریکا حفظ کند. با وجود آن امریکا به هر دلیلی که داشت از پذیرفتن این قضیه می پرهیزید و مشرف را متحد استوارش در مبارزه علیه تروریزم معرفی می کرد و شاید انتظار داشت پاکستان از این شعبده بازی های مزورانه دست بردار شود! کوشش برای پاگرفتن دموکراسی در پاکستان و به توافق رساندن بی نظیر و مشرف و سرانجام راه اندازی انتخاباتی که منجر به روی کار آمدن یک حکومت ملکی، از جمله به خاطر آن بود که کنترول این سیاست دوگانه به دست گرفته شود. ولی امریکا خیلی زود متوجه شد که برخی از سران نظامی استخبارات پاکستان،  برنامه ها و نقشه های امریکا را به طالبان می رساند. بالاخره و پس از رفت و آمدهای چندی، فشار بر نظامیان بیشتر گردید و در برابر آنان متعهد شدند که با ایجاد تغییراتی در ساختار اردو و حذف برخی از چهره های شناخته شده،  عزم و اراده شان را در جنگ علیه تروریزم اثبات نمایند. البته این کار پس از آن بود که درخواست حکومت ملکی پاکستان مبنی بر الحاق استخبارات اردو به وزارت داخله با یک تیلفون توسط جنرال اشفاق کیانی، فرد قدرتمند اردو یکسره مسکوت گذاشته شد.  در عوض بعدا اعلام شد که فعالیت های سیاسی این بخش خاتمه داده شده است. در هر حال گمان بسیاری از آگاهان بر این بود که نظامیان پاکستان همچون گذشته صاحب اختیار و قدرتمند هستند و حکومت غیر ملکی حق و توان رهبری آنان را ندارد.
مصاحبه ی اخیر جنرال شجاع پاشا، رییس کنونی «آی.اس. آی» با مجله اشپیگل آلمان به صورت ضمنی و در برخی از قسمت ها به صورت صریح این حقیقت را نشان می دهد که نظامیان قدرتمند پاکستان هنوز هم از سیاست دوگانه شان در قبال افغانستان و حمایت از طالبان دست بر نداشته اند. در این مصاحبه جنرال پاشا از عدم تمایل اش به گرفتاری ملاعمر سخن گفته و اضافه می کند که ارزش دارد که به سخنان وی از نزدیک گوش داده شود؛ در حالی که ادعا می شود که ملاعمر در شهر کویته ساکن است و از آنجا فعالیت های سپاهیان اش را رهبری می کند. وی سوال می کند که آیا وی اجازه دارد در مورد آن چه طالبان فکر می کنند از آنها پرسش کند؟ آنها یعنی طالبان باور دارند که جهاد (به معنای طالبانی آن) مجبوریت شان است، آیا این آزادی عقیده نیست؟ آیا معنای آشکار و بی پیرایه این سخنان غیر از این است که پاکستان با دفاع از آزادی عقیده برای طالبان،  آزادی عمل آنان را نیز صحه می گذارد و مورد حمایت قرار می دهد و در آینده نیز حال بر همین منوال خواهد بود؟ آیا این را نباید یک هشدار جدی به حساب آورد؟

دکمه بازگشت به بالا