ایکاش رهبری المپیک به این پرسش ها پاسخ بگوید

شمار کاستی ها و عملکردهای غیر مسوولانه اراکین ورزش روز تا روز فزونی می یابد و هیچ مرجعی نیست تا به این همه بی کفایتی و بی مسوولیتی و سو استفاده ها نقطه ی پایان بگذارد. هفته گذشته برای یافتن پاسخ به ده ها پرسش در مورد دشواریهای ورزش خواستم با یکی از اراکین بلند پایه ورزش مصاحبه اختصاصی داشته باشم. هنگامی که با سکرتر آن مقام تماس گرفتم، پس از چند دقیقه گفت که شما باید بر حسب امر فلانی صاحب پرسش های تان را روی یک تکه کاغذ بنویسید و به ما بدهید و ما پاسخ را به شما می گوییم.

هر چه اصرار کردم که آقای عزیز این پرسش ها از نوع دیگر پرسش ها اند و نمی شود با چند پرسش کلیشه ای مانند «چند مدال گرفته اید، در مورد فواید ورزش سخنرانی کنید و یا پیام تان به ورزشکاران چیست»، وقت خود و وقت آن مقام را ضایع کنم، بل می خواهم با یک مصاحبه دقیق و همه جانبه به زوایای تاریک ورزش پرداخته شود و ده ها چرا که از سال ها بدین سو بی پاسخ مانده اند، پاسخ بیابند. هر چه کوشش کردم سودی نبخشید و آنها هی اصرار به نوشتن چند پرسش کلیشه ای و ارایه چند پاسخ کلیشه ای داشتند. از خیر مصاحبه گذشتم.
بیشتر از صدها دشواری فرا راه ورزش افغانستان است که حتا نمی توان شمار آنها را با ساعت ها گفت و شنود نیز فهرست کرد، چه رسد به آن که آن را دریابیم و راه های حل مناسب برای شان جستجو کنیم. در این جا چند پرسش مختصر را به عنوان مشت نمونه ی خروار می نویسم و امیدوارم که هر کدام از رهبری المپیک که توان و آگاهی بیشتر به پاسخ دهی دارند، بدان پاسخ بدهند، تا از یک سو دست اندرکاران ورزش بدانند که ما چه می خواستیم و نیز ورزشکاران و علاقه مندان ورزش پاسخ خود را از آن بیابند. امیدوارم که در شماره آینده پاسخ دست اندرکاران المپیک را با خود داشته باشیم. پاسخ المپیک را در صورتی که از یک صفحه بیشتر نباشد، با اعتقاد به آزادی بیان و اندیشه، بدون سانسور به نشر می رسانیم و گفتنی های خود را در مورد آن پاسخ ها در شماره ی دیگر. و اما پرسش ها:
۱) برای تقرر در پست های کلیدی ریاست تربیت بدنی و ورزش و کمیته ملی المپیک چه معیارهای در نظر گرفته شده است و چند تن از کسانی که در این پست ها عز تقرر حاصل کرده اند، از این ویژه گی ها برخوردار اند؟
۲) بیشتر اعضای رهبری المپیک سنگ دموکرات بودن را به سینه می زنند، آیا در دموکراسی جایی و جایگاهی ویژه ای به زنان نیست؟ اگر از شمار ۳۵ فدراسیون رییس و معاون چند تای آن زنان اند، از شمار ده ها ریاست، آمریت و مدیریت در المپیک چند تای آن را زنان به عهده دارند؟
۳) چرا تا به حال به بهانه های مختلف جلو تکمیل پروسه اصلاحات اداری و خدمات ملکی گرفته شده است؟
۴) چرا عده ای از بی کفایت ترین افراد در پست های بلند المپیک مقرر شده و حمایت می شوند؟
۵) چرا زمینه ی تاخت و تاز و فرمانروایی بدون قید و شرط عده ای از سو استفاده کنندگان در فدراسیون ها فراهم شده و حمایت می شوند؟
۶) چرا هر کس که یک بار در یک مقام در المپیک یا فدراسیون به هر شیوه ای که آمده، فکر می کند که آن مقام به قباله اش است؛ ریاست المپیک ۱۶ سال، معاونیت المپیک ۷ سال، ریاست فنی ۷ سال و…؟
۷) با وجودی که بیشتر پول هایی که برای رشد و گسترش ورزش و قهرمان سازی مشخص شده اند، مصرف سفرهای فرمایشی و بی مفهوم می شوند، چرا از کمبود بودجه شکایت دارید؟
۸) برای عدم جلوگیری از سو استفاده از منابع مالی فدراسیون ها، سفرها، پول عصریه، جیب خرچ، سفر خرچ و دیگر سو استفاده خانوادگی از سفرها و دیگر امکانات، چه دلیلی می تواند وجود داشته باشد؟
۹) چرا با رییسان فدراسیون هایی که حتا از پول جیب خرچ و سفرخرچ ورزشکاران هم می زنند، برخورد قانونی صورت نمی گیرد؟
۱۰) چرا به خواست های نامعقول اراکین بلند پایه دولت و قوماندانان، مبنی بر تقرر افراد، دست رد زده نمی شود و افراد سالم و چیز فهم استخدام نمی شوند؟
۱۱) آیا المپیک توان ساختن چند تا تشناب را به کارمندان و ورزشکاران ندارد؟
۱۲) چرا المپیک با مصرف بسیار گزاف یک جمنازیوم کانتینر مانند با کیفیت بسیار پایین و خلاف همه معیارهای مهندسی ساخت که هر لحظه امکان فروریزی آن محتمل است؟
۱۳) چرا ریاست عمومی تربیت بدنی و ورزش و کمیته ملی المپیک مکانی برای باج دهی و معامله گری شده است؟
۱۴) چرا المپیک هر انتقاد سازنده برای بهبود ورزش را با تطمیع، تهدید، اخطار و خشونت پاسخ می دهد؟
۱۵) چرا بیشتر کسانی که به نام قهرمانان به دیدار رییس جمهوری برده می شوند، قهرمانان ورزش نه بل کارمندان اداری، سکرتر و محافظان و ورزشکاران عادی اند؟
۱۶) شما بر بنیاد کدام معیار به عده ای از اعضای پارلمان البسه و وسایل ورزشی می دهید؟
۱۷) چه هدفی در ساختن فدراسیون های سه یا چهار نفره نهفته است؟
۱۸) چرا هنگامی که رسانه های متعهد نارسایی های ورزش را یکایک می شمارند، شما عصبانی می شوید؟
۱۹) چرا شماری از رسانه ها از بودجه ریاست عمومی تربیت بدنی و ورزش و کمیته ملی تغذیه می شوند تا کارهای کوچک را بزرگ نمایی کنند و کاستی ها را نادیده بگیرند؟
۲۰) بر چه بنیادی عده ای از زورداران پس از معامله ها به ریاست فدراسیون ها ارتقا می کنند و هر چه دل شان خواست می کنند و رهبری المپیک توان کنترول آنها را ندارد؟
۲۱) چرا حلقاتی در المپیک خشونت را ترویج می کنند؟
۲۲) بر کدام بنیاد قانونی حق تصمیم گیری در عرصه های مختلف به خصوص در امور مالی به کسانی داده می شود که نه در ساختار اداری دولت شامل اند و نه سواد خواندن و نوشتن بلد اند؟
۲۳) آیا مشکل اصلی ورزش نبود کادر ورزیده و یا مجال ندادن به کادرهای ورزیده است. یا تنها و تنها کمبود بودجه؟
۲۴) با وجود مصرف هزاران دالر، آیا ریاست عمومی تربیت بدنی و ورزش توان ساختن یک وب سایت را ندارد؟
۲۵) چه کارهای برای بلند بردن سطح آگاهی و ارتقای دانش مسلکی کارمندان المپیک صورت گرفته است؟
۲۶) آیا شرط اساسی این است که رییسان فدراسیون ها مربی، سرپرست، معاون، آمر مالی و… فدراسیون باشند؟
۲۷) آیا این واقعیت دارد که در بیشتر سفرها عده ای از دوستان، محافظان، سکرترها و کارمندان اداری نیز در ترکیب سفرهای ورزشی اعزام می شوند؟
۲۸) گفته می شود که در بیشتر پست ها در المپیک کسانی مقرر شده اند که هیچ گونه آگاهی در همان بخش ندارند، در این مورد چه گفتنی دارید؟
۲۹) اعزام ورزشکاران به سفرها بر بنیاد چه شاخصه هایی صورت می گیرد؟
۳۰) گفته می شود که المپیک در یک روز سند سه فدراسیون را به یک نفر حاتم بخشی کرد، آیا این واقعیت دارد؟
۳۱) در مورد ایجاد چند فدراسیون چند حکم متفاوت اصدار شده است، آیا این امکان دارد که یک مساله در عین زمان هم درست باشد و هم نادرست؟
۳۲) چرا برای اعضای خانواده های عده ای از رییسان فدراسیون ویزای فرار از کشور گرفته می شود؟
۳۳) چرا در رهبری المپیک که هر کدام سرشان از یقه گروهی بیرون شده است و هیچ گونه کفایت اداری، فنی، مسلکی و مدیریتی ندارند، تجدید نظر صورت نمی گیرد؟
۳۴) سفرهای بی شمار و بی نتیجه عده ای رهبری المپیک به بهانه های مختلف چه دردی را دوا می کند؟
۳۵) آیا می توان پول عصریه ورزشکاران را به بهانه های مختلف به سفرهایی که بیشتر شان نمایشی و بدون پلان است، به مصرف رساند؟
۳۶) آیا می توان به فدراسیونی که شمار همه ورزشکاران آن کمتر از ۲۰ است، برای ۷۰ نفر عصریه داد و به فدراسیونی که شمار مدال هایش از میدان رقابت های بین المللی بیشتر از ۷۰ است، نیز همان مقدار عصریه دارد؟
۳۷) آیا اراکین بلند پایه ورزش که سرنوشت ورزش به دست آن هاست، گاهی برای ورزش فکر کرده اند؟
۳۸) آیا در پارلمان به غیر از استجواب های نمایشی کاری برای بلند بردن امکانات ورزش صورت گرفته است؟
۳۹) آیا می توان ریاست تربیت بدنی و ورزش و کمیته ملی المپیک را با بیشتر از چند صد هزار ورزشکار آن با شیوه های خان خانی، سنتی و معامله گری های غیر مسوولانه رهبری کرد؟
۴۰) پرسش آخر این که بخش ورزشی ۸صبح از یک سال و اندی بدین سو دشواری ها، کاستی ها، سو استفاده و عملکردهای غیر مسوولانه دست اندرکاران ورزش را بازتاب داده است، اما از طرف المپیک هیچ پاسخی بدان داده نشده است. شاید دست اندرکاران المپیک می گویند که دست تان خلاص تا لندن. شاید آنها می دانند که رهبری دولت اصلا وقت فکر کردن به ورزش و سرنوشت ورزشکاران را ندارند، شاید فکر می کنند که آزادی بیان «گپ مفت» است و یا شاید وقت برای خواندن این اباطیل نداشته باشند. اگر سالاران ورزش می دانستند که شاید همانند برخورد سریع و کوبنده رییس جمهور که در مقابل وزیر ترانسپورت رو به رو شوند، این گونه در مورد ورزش و سرنوشت هزاران ورزشکاران غیرمسوولانه عمل نمی کردند.
یادداشت ضروری: امید که در شماره آینده پاسخ رهبری المپیک را یکجا با هم بخوانیم. در شماره آینده ما پاسخ رهبری المپیک یا پاسخ یکی از کارشناسان ورزش به این پرسش ها را به نشر خواهیم رساند.

دکمه بازگشت به بالا