ایران در ۱۰۰ روز اول دولت اوباما

بنا بر یک سنت طولانى، عمل‌کرد رییسان جمهوری امریکا در پایان ۱۰۰ روز اول، پس از رسیدن به قدرت، مورد ارزیابى رسانه ها و قضاوت افکار عمومى قرار می گیرد.
در واکنش به این انتظار سنتى، رییسان جمهورى منتخب نیز براى ۱۰۰ روز اول دولت خود، با در نظر گرفتن فوریت هاى روز، به تدوین برنامه ی کارى می پردازند.
با توجه به فوریت و حساسیت مساله ایران در سیاست خارجى دولت تازه و همچنین تجدید ارزیابى در معادلات امنیت ملى امریکا، انتظار می رود که  پرداختن به این مساله، در شمول اولویت هاى دولت اوباما قرارگیرد.
بى تردید، نحوه ی رفتار دولت آینده امریکا با ایران، در مقایسه با هنجار هاى  گذشته واشنگتن، تفاوت هاى اساسى خواهد داشت.
دلیل عمده ی این تغییر را باید در جهان بینى متفاوت رییس جمهور تازه، سرمایه سیاسى قابل ملاحظه ی او در آغاز کار، و همچنین  ترکیب کار گذارانى جست که به همکارى فرا خوانده است.
بر خلاف  آنچه از جورج بوش طى آخرین سال ریاست جمهورى اش دیده شد، اوباما در شروع کار، مصمم، قدرتمند و هدف دار ظاهر خواهد شد.
در عرصه ی روابط بین الملل و رویارویى با مسایل حاد خارجى، تکیه دولت او به همکارى هاى جمعى با سایر دولت ها و استفاده از «دیپلوماسى هوشمند» خواهد بود.
اوباما در حقیقت جانشین رییس جمهورى می شود که در داخل از حمایت افکار عمومى محروم و در نظام جهانى مورد انتقادهاى تند  و در نتیجه در موضع تدافعى قرار داشت. از این لحاظ جانشین جورج بوش -باراک اوباما- حتا بدون در نظر گرفتن قابلیت هاى شخصى او، یک برنده سیاسى در آغاز کار محسوب می شود.
اوباما حتا پیش از آغاز به  کار، در اروپا از همان محبوبیتى برخوردار است که جان کندى پس از حضور در برلین به آن دست یافته بود. در افریقا اوباما را یک قهرمان می بینند و در خاورمیانه بسیارى چشم امید به او دوخته اند. به این ترتیب قرار گرفتن در مقابل اوباما و سیاست هاى دولت او براى هر دولت خارجى بسیار پر هزینه خواهد بود.
در خانه، آقای اوباما با توجه به اکثریت بالایى که حزب دموکرات در کنگره و سنا احراز کرده است، براى تصویب قوانین مورد نظر و  همچنین جلب حمایت از «فرمان هاى اجرایى» کم‌ترین مشکلى نخواهد داشت. در مجلس سنا، قرار گرفتن تنها ۴ یا ۵ نماینده جمهورى خواه در صف دموکرات ها، دولت او را از «اکثریت قاطع» برخوردار خواهد ساخت. به این ترتیب اوباما با تکیه بر امتیاز هاى بر شمرده، طى ۱۰۰ روز اول دولت خود سعى می کند در رویارویى با مشکلات عمده اى که پیش از پیروزى نهایى نشان کرده بود، مقتدر عمل کند.
در عرصه ی خارجى از جمله مشکلات پیش‌رو می توان به این موارد اشاره کرد: رقابت با قدرت مالى، ظرفیت صادراتى و نفوذ رو به گسترش سیاسى چین، مهار کردن سرکشى هاى دولت قدرت‌طلب پوتین در روسیه، تحکیم وحدت با اروپا و تجدید نظر در روش هاى مقابله با خطر تروریزم بین‌المللی. در عین حال رسیدگى به مساله فلسطین و مناقشات اعراب و اسراییل، برنامه اتومى ایران، حضور نظامى امریکا در عراق، تحکیم قدرت دولت مرکزى در افغانستان و ممانعت از پیشرفت طالبان در آن کشور و همچنین مهار برنامه اتومى کوریایی شمالى با شدت و فوریت بیشترى تعقیب می شوند.
رسیدگى اساسى به مناقشات اعراب و اسراییل، که قدمت آن به چند دهه می رسد، در ۱۰۰ روز نخست دولت اوباما نه ممکن است و نه مورد انتظار. حال آن که رویارویى با چالشى که ایران متوجه روابط خارجى امریکا کرده است -در صورت استفاده از تمامى اهرم هاى موجود و فرصت هاى فراهم- می تواند به قویتر کردن دست رییس جمهور تازه در صحنه جهانى بیانجامد.
اوباما و ایران؛ گام‌های احتمالی
با توجه به موقعیت جغرافیایى ایران و قرار گرفتن این کشور بین عراق و افغانستان، تغییر در رفتار خارجى دولت جمهورى اسلامى ایران، در نتیجه تحول احتمالى در مناسبات با واشنگتن، می تواند آثار وضعى مشهود در اوضاع امنیتى و سیاسى دو کشور یاد شده باقى بگذارد.
این تغییر، همچنین در روند صلح خاورمیانه و روابط تهران با حماس، گروه جهاد اسلامی فلسطین و حزب‌الله لبنان نیز موثر خواهد بود. ولى مهم‌تر از تمامى محورهاى یاد شده، بر نامه اتومى ایران است  که در صورت گرایش به جهات نظامى می تواند معادلات قدرت در منطقه ، امنیت انرژى در خلیج فارس و به‌گونه اى صلح جهانى را تحت تاثیر قرار دهد.
در رویارویى با این چالش، اوباما می تواند با تکیه بر آنچه  هیلارى کلینتون «دیپلماسى هوشمند» خوانده است، در کوتاه مدت ایران را در شرایط  دفاعى قرار داده و در میان مدت  به تجدید نظر در سیاست هاى اتومى‌اش وادار سازد.
اولین برگ برنده اوباما براى پیروزی در این زمینه، هماهنگ کردن سیاست هاى روسیه و چین با امریکا در مخالفت با ادامه غنى سازى یورانیم در ایران است، علی رغم اختلاف سلیقه اى که در نحوه ی بر خورد با آن در گذشته وجود داشته است. دومین برگ برنده، سقوط قیمت نفت و کاهش ۴.۲ میلیون بشکه اى تولید اوپک است که به افزایش ظرفیت اضافى تولید نفت انجامیده است.
با توجه به این دو عامل مرتبط، انتظار می رود که اوباما پس از فعال ساختن مذاکرات گروه ۱+۵  با ایران، حتا با وجود بى پاسخ ماندن آخرین بسته پیشنهادى گروه به تهران، ابتدا نماینده خود را به اجلاس بعدى این گروه بفرستد و زمینه ی  گفتگوى مستقیم با ایران را در سطوح پایین‌تر از وزیران خارجه فراهم سازد.
در گام بعدى، و در صورت  عدم پیشرفت ملموس در مذاکرات زمان‌بندى شده، روسیه و چین براى پیوستن به قطعنامه اى تازه تحت فشار قرار خواهند گرفت. در صورت رسیدن به توافق در تصویب قطعنامه اى تازه در شوراى امنیت، مهلت ۶۰ روزه اى به تهران براى تعلیق بدون قید و شرط غنى سازى یورانیم داده خواهد شد. این قطع نامه ممکن است متفاوت با قطعنامه هاى غیر موثر قبلى باشد و محدود ساختن صادرات نفت و واردات تیل از سوى ایران را هدف قرار دهد.
در این صورت، با توجه به کاهش کنونى  قیمت نفت در بازارهاى جهانى، نه تنها افزایش بیشتر قیمت ها، که تا چهار ماه قبل از عمده ترین بازدارنده ها براى توسل به شدت عمل در قبال ایران به حساب می آمد،  موجب نگرانى  بازار نخواهد شد که ممکن است به عنوان عامل تعدیل کننده بازار نفت، حتى مورد استقبال نیز قرار گیرد. در حقیقت قطع صدور نفت ایران در شرایط موجود، نه تنها نگرانى عمده اى را در داخل و خارج از اوپک بر نخواهد انگیخت که حتا می تواند پنهانی مورد استقبال نیز قرار گیرد.
به این ترتیب با توجه به اهرم هاى مناسبى که اوباما در قبال مسله ی ایران در اختیار خواهد داشت، رویارویى با این چالش، یقینا در ۱۰۰ روز اول کارى او جایگاهى مناسب خواهد یافت. در صورت دست یافتن به پیروزى نسبى در این رویارویى و توفیق «دیپلوماسى هوشمند»، موقعیت جهانى امریکا در جهان عملا بهبود یافته و  اوباما بر ذخایر سیاسى خود به منظور رویارویى با سایر چالش ها، خواهد افزود.

دکمه بازگشت به بالا