ایران در قضیه ی افغانستان دچار تناقض شده است

محمد کریم خلیلی، معاون دوم رییس جمهور، در راس یک هیات بلند رتبه در ایران به سر می برد. طی روز های گذشته وی و هیات همراه اش دیدارهایی با رییس جمهور، رییس پارلمان، وزیر خارجه و برخی مقام های اجرایی ایران داشته اند.
این سفر از چند زاویه قابل اهمیت و بررسی می باشد:
۱٫ سفر آقای خلیلی به تهران درست زمانی صورت می گیرد که از یک سو سیاست رویکرد منطقه ای و از سوی دیگر تکیه به راهبرد نظامی به عنوان یک راه حل در قضیه افغانستان مطرح گردیده است. جمهوری اسلامی ایران از یک سو بر نفس همکاری منطقه ای در حل قضیه افغانستان تاکید می کند و از طرف دیگر از حضور در کنفرانس پاریس امتناع می ورزد.

مخالفت ایران با سیاست افزایش نیرو در افغانستان دچار تناقض های جدی می باشد و نهادهای فعال در این کشور نتوانسته اند به یک جمع بندی واحد در مساله ی افغانستان دست یابند.
مشکل جمهوری اسلامی ایران در قضیه افغانستان این است که در این کشور نهاد های مختلفی درباره ی افغانستان مسوولیت دارند، اما فعالیت های نا متوازن آنان در قضیه افغانستان در برخی موارد این کشور را دچار سر درگمی و تناقض جدی می نماید.
جدا از بخش های امنیتی این کشور که نقش پررنگ در مسایل افغانستان دارند، نهاد های دیگر مانند ستاد پشتیبانی افغانستان در وزارت خارجه، قرار گاه انصار مربوط به سپاه پاسداران، دفتر آیت الله خامنه ای، مجمع جهانی اهلبیت، مرکز جهانی اسلامی، کمیته امداد خمینی و … همگی نهاد هایی اند که در پوشش فعالیت های فرهنگی، اجتماعی و امداد رسانی کار های سیاسی را نیز انجام می دهند. گزارش دهی این نهادها به مراجع مربوط و تاثیر پذیری آن ها از در یافت داده های متفاوت سبب تصمیم گیری های متناقض و متفاوت در مسایل افغانستان می گردد. این مسایل سبب شده است که ایران در عرصه ی منطقه ای و هم در سطح بین المللی به عنوان همکار فعال برای افغانستان به شمار نیاید. ایرانی ها به خوبی در یافته اند که تامین ثبات در افغانستان و ایجاد فضای امن بیش از آن که برای ثبات منطقه موثر باشد، یک دست آورد مهم برای دشمن دیرنه ی آن امریکا به شمار می آید. از این رو به هر قیمتی که شده با این پروسه مخالفت کرده و در تلاش است تا روند موجود اخلال نماید، اگر واقعا ایران به راهبرد منطقه ای که همواره از سوی این کشور و هواداران سیاسی آن در داخل افغانستان مطرح می گردد صادقانه باور داشته باشد، هرگز از شرکت در نشست پاریس به بهانه ی صرفا سیاسی امتناع نمی ورزید.
۲٫ رویکرد حکومت افغانستان به همسایگان در آخرین روز های ریاست جمهوری آقای کرزی نیز قابل تعجب و مایه ی پرسش می باشد. آقای کرزی که اکنون به ظاهر از سیاست های امریکا و هم پیمانان آن در افغانستان انتقاد می کند، به عنوان یک گزینه به همسایگان افغانستان نگاه می نماید. تلاش در راستای بهبود روابط با پاکستان، و اهمیت دادن به نقش ایران در مسایل افغانستان، صرفا به خاطر تکیه گاه های جدید در نبود حمایت غرب از آقای کرزی دنبال می گردد. آقای خلیلی، معاون دوم رییس جمهور در حالی از نقش برجسته ی ایران سخن می گوید که نمونه های فراوانی از بد رفتاری ایران در قبال مهاجرین، مانند ممنوعیت ادامه تحصیل برای فرزندان آنان به چشم می خورد. در حالی که مقام های ایرانی با جرات تمام از نگرانی های های خود از وضعیت در منطقه سخن می گویند، چرا مشکلات مهاجرین، مداخله های عریان ایران در قضیه افغانستان و پاسخ نگرانی های کاذب آنان از افزایش نیرو در افغانستان از زبان هیات افغانی بلند نمی شود. ظاهرا هیات افغانی به ایران برای این رفته است تا گفته های ایرانی ها را شنیده، تایید نموده و با آنان همسویی نشان دهد. چه خوب بود که آقای خلیلی از اردوگاه سفید سنگ، تله سیاه، کشتار افغان ها در سفید سنگ، حادثه خفاش شب، کشتار در فیروز آباد شیراز، کشتار در محمود آباد اصفهان، کشتار و تجاوز به کودکان در خشت پزی های تهران و… هم ذکری به میان می آورد تا حداقل برای یک بار هم که شده افغان های آواره در ایران احساس می کردند که چشمان باز مسوولان شان ناظر بر رویداد های است که بر افغان ها روا داشته می شود. اکنون باید دید که هیات افغانی در این سفر تا چه میزانی می تواند به اهداف سفر دست یافته و از میزان فشار بر مهاجران افغان بکاهد. هیچ تردیدی وجود ندارد که به دنبال برگشت هیات افغانی به افغانستان سیلی از افغان ها با وضعیت رقت بار در فصل زمستان جاری از آن کشور بار دیگر رانده شوند، تا باشد که نتیجه ی این سفر را به رخ افغان ها به نمایش بگذارند.

دکمه بازگشت به بالا