ایران اهل معامله با اسراییل و امریکا است!

در ذهن مردم منطقه و غرب، ایران به عنوان کشوری شناخته می شود که در سی سال گذشته خصومت شدید ایدیوژیک با اسراییل و امریکا داشته، و این خصومت چنان عمیق و ایدیولوژیک است که امکان مصالحه ی ایران با آن دو کشور را غیر ممکن می سازد. زیرا، ایرانی ها مبنای دشمنی خود با اسراییل را دفاع از حق مردم فلسطین و استکبارستیزی عنوان می نمایند، و اسراییل را یک غده ی سرطانی در منطقه می خوانند. ولی از نظر من، این موضعگیری های ایدیولوژیک، با گذشت ۳۰ سال از انقلاب، تنها به شعارهای تبلیغاتی تقلیل یافته است.
 در سال ۲۰۰۹ حکومت اسراییل رسما ایران را به عنوان خطری اصلی برای خود اعلام کرد. زیرا، آقای احمدی نژاد رییس جمهور ایران، بارها سخن از محو اسراییل از نقشه ی جهان زده و این کشور از پشتیبانان اصلی حماس و حزب الله- دو خصم قسم خورده ی دولت یهودی- در منطقه به حساب می آید.
از سوی دیگر، آقای احمدی نژاد با سخنان تند و ضد اسراییلی خود و دفاع از مردم فلسطین، به ویژه غزه در جنگ ۲۲ روزه، در مقاطع مختلف به یکی از چهره های محبوب در میان عرب های منطقه تبدیل شده است. زیرا، افکارعامه منطقه از بی خاصیتی و مصالحه ی دولت های اسلامی با اسراییل خسته شده و فکر می کنند که این دولت ها در جهت خیانت به عرب ها و به ویژه مردم فلسطین حرکت می کنند. در میان دولت های عربی خطر نفوذ ایران در میان افکارعامه، به ویژه شیعیان، جدی گرفته شده است.
برخلاف، تصور من این است که ایران مانند هر دولت  دیگر منافع کشور خود را مدنظر دارد، هرچند تندرو، ایدیولوژیک و طرفدار جنبش های افراطی و مقاومت اسلامی در منطقه و حتا امریکای لاتین می باشد، ولی، در مقاطع مشخص با دشمنان سرسخت و قدیمی خود از در دوستی و معامله پیش آمده است. چه برای ما قابل قبول باشد و یا نباشد، ایران اهل معامله با امریکا و اسراییل است، ولی، با احتیاط قدم بر می دارد و می کوشد که اعتبار اسراییل ستیزی و امریکا ستیزی اش را در یک شب بر باد ندهد.
 ایران- کنترا یا ماجرای مک فارلین
ماجرای ایران – کنترا که به ماجرای مک‌فارلین نیز معروف است، به معامله ی تسلیحاتی ایران با ایالات متحده امریکا از طریق اسراییل، در اواسط دهه ۱۹۸۰ (دهه ۱۳۶۰) باز می‌گردد که پول فروش این تسلیحات به طور پنهانی به ضد انقلابیون نیکاراگویه موسوم به کنترا داده می‌شد. ماجرای ایران – کنترا بعد از رسوایی واترگیت بزرگ‌ترین رسوایی سیاسی امریکا لقب گرفت.
انگیزه و آغاز ماجرا
دولت رونالد ریگان به دلیل ممنوعیت فروش سلاح به ضد انقلابیان کنترا و همچنین کمک به آزادی گروگان‌های امریکایی در لبنان این معامله را انجام داد. اعضای هیاتی که تاریخ ۲۵ می‌۱۹۸۶ جهت مذاکرات وارد تهران شد، عبارت بودند از الیور نورث، رابرت مک فارلین، تحلیل گر سازمان سیا جورج کیو، مقام شورای ملی امنیت هوارد تیچر، و امیرام نیر  از جانب اسراییل.
بر اساس توافق این هیات با دولت ایران، اولین محموله موشک های تاو در ششم اگوست ۱۹۸۵ به ایران ارسال شد .در ۱۵ سپتامبر همان سال، دومین محموله وارد تهران گردید. در همان روز بنیامین ویر، گروگان امریکایی در لبنان، آزاد گردید. رونالد ریگان همان ساعت به شیمون پرز تیلفونی مراتب تشکر دولت متبوع اش را به خاطر هماهنگ سازی اسراییل در انتقال تسلیحات به ایران ابراز داشت.
در ۳ نوامبر ۱۹۸۶ یک روزنامه لبنانی به نام الشراع نوشت که رابرت مک فارلین، مشاور امنیت ملی ریگان در یک ماموریت مخفیانه به همراه یک کیک و یک انجیل امضا شده توسط ریگان، به تهران سفر کرده تا از طریق فروش سلاح به ایرانیان از کمک آنان برای آزادی گروگان‌های امریکایی در لبنان استفاده کند.
رسوایی در ایران و امریکا
کسی که این اطلاعات را در اختیار الشراع قرار داده بود، مهدی هاشمی بود و وی نیز این اطلاعات را از امید نجف آبادی دریافت کرده بود. ایران در آن زمان چنین نشان داد که هیاتی بدون هماهنگی قبلی جهت مذاکره به ایران آمده و هیچ یک از مقام های ایران نیر حاضر به مذاکره با آنان نشده اند. مهدی هاشمی )برادر داماد آیت الله منتظری، جانشین آیت الله خمینی در آن سال ها، و مسوول نهضت های آزادی بخش سپاه پاسداران( و امید نجف آبادی (نماینده سابق مجلس شورای اسلامی و قاضی شرع سابق اصفهان) دستگیر و مدتی بعد به اتهاماتی که هیچ ربطی به ماجرای مک فارلین نداشت، محاکمه و اعدام شدند. در سال های اخیر و پس از گذشت بیش از بیست سال سیاستمداران ایران انجام این معامله ی تقریبا به طور کامل را پذیرفته اند.
در امریکا، در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۸۶ فاش شد که سرهنگ الیور نورث از کارکنان شورای امنیت ملی ایالات متحده امریکا ترتیبی داده بود که سود ۱۰ تا ۳۰ میلیون دالری فروش اسلحه به ایران به شورشیان کنترا پرداخت شود. در حالی که پیش از آن کنگره ایالات متحده امریکا چنین اقدامی را از اساس غیرقانونی کرده بود. انتشار این اخبار ریگان را واداشت تا آدمیرال جان پویندکستر، مشاور امنیت ملی را که در سال ۱۹۸۵ جانشین مک فارلین شده بود، به همراه اولیور نورث از کار برکنار کند.
به دنبال این ماجرا ریگان کمیته ی مشترک ریاست جمهوری و کنگره را به ریاست سناتور سابق جان تاور مامور رسیدگی به این ماجرا کرد. کمیسیون تاور بعدها اعلام کرد که ریگان از اقدام های زیردستان اش در شورای امنیت ملی در ماجرای ایران – کنترا خبر نداشته‌ است، هرچند که افرادی نظیر دونالد ریگان رییس ستاد کارکنان ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا، کاسپارواینبرگر وزیر دفاع و جورج شولتز وزیر خارجه به دلیل تعلل در جلوگیری از این قانون شکنی مورد انتقاد قرار گرفتند.
این ماجرا در اسراییل نیز موجب جنجال بسیار شد. در دهم دسامبر همان سال، شیمون پرز در دفاع از شرکت اسراییل در ماجرای ایران-کنترا پاسخ داد، «این که ما به ایرانیان اسلحه بدهیم فکر خود امریکاییان بود. ما فقط به درخواست واشنگتن وارد ماجرا شدیم». آبا ابان، که ریاست کمیسیون تحقیق روابط ایران و اسراییل در ماجرای ایران-کنترا را برعهده داشت، نیز حتا اذعان داشت: این حق ماست که بخواهیم به ایران اسلحه بفروشیم.
معامله ی ایران بر سر پرونده هسته ای
به گزارش بی بی سی، یک مقام ارشد بریتانیایی جزییات آنچه را که می گوید پیشنهاد ایران برای پایان دادن به حمله به نیروهای بریتانیایی در عراق بوده، فاش کرده است.
در یک برنامه ی مستند که شنبه، ۲۱ فبروری از شبکه ۲ تلویزیون بی بی سی پخش شد، جان سورز، نماینده بریتانیا در سازمان ملل متحد از گفتگوهای پشت پرده بین ایران و غرب سخن گفته و می گوید پیشنهادهای ایران در سال ۲۰۰۵ یعنی هنگامی که حمله به سربازان بریتانیایی و امریکایی در عراق با بمب هایی که در کنار جاده کارگذاشته شده بود، به اوج خود رسیده بود، مطرح شده بود.
در آن موقع ابعاد نقش ایران در مسلح ساختن و آموزش پیکارجویان روشن نبود و دولت ایران همواره هرگونه نقشی در این مورد را تکذیب کرده بود. ولی جان سورز در برنامه ی بی بی سی می گوید نه تنها ایران به طور خصوصی به دخالت خود در حملات با بمب اذعان کرده بود، حتا پیشنهاد کرده بود در برابر پایان دادن به این حملات، غرب از مخالفت با برنامه غنی سازی یورانیم ایران دست بردارد.
جان سورز می گوید دولت بریتانیا این پیشنهاد را که در جریان یک مذاکره غیررسمی در هوتلی در لندن عنوان شده بود، نپذیرفته بود.
جان سورز در این باره به بی بی سی می گوید: « ایرانیانی بودند که به لندن می آمدند و پیشنهاد صرف چای در یک هوتل را می دادند. آنان همین کار را در پاریس و برلین هم می کنند (می کردند). بعدا ما یادداشت هایی را که داشتیم با هم مقایسه می کردیم.»
جان سورز می افزاید: « ایرانی ها می خواستند با ما به توافقی برسند که بر اساس آن به کشتن نیروهای ما در عراق پایان دهند و در عوض مجاز باشند که برنامه ی هسته ای خود را دنبال کنند. آنها می گفتند ما به کشته شدن شما در عراق و تضعیف روند سیاسی عراق پایان می دهیم، شما هم به ما اجازه دهید برنامه ی هسته ای مان را بدون مزاحمت دنبال کنیم.»
دولت بریتانیا این پیشنهاد را نپذیرفت و اندکی بعد ایران برنامه ی غنی سازی هسته ای را از سر گرفت.
در ادامه ی برنامه بی بی سی، به این موضوع پرداخته می شود که این ماجرا تنها یک مورد از الگوی معاملات پشت پرده با ایرانی هاست که به نظر می رسد سابقه ی آن به سال ۲۰۰۱ برمی گردد.
آگاهی از این تماس ها در نتیجه ی مصاحبه با مقام های ایرانی و امریکایی پس از حملات ۱۱ سپتامبر است. این اطلاعات نشان می دهد ایران برای سرنگون کردن طالبان و اخراج القاعده از افغانستان، همکاری نزدیکی با امریکا داشته و حتا دو کشور برای تعیین دقیق هدف های نظامی جهت بمباران، اطلاعات محرمانه را فراهم می آوردند. در مورد عراق هم محمد خاتمی، رییس جمهوری اسبق اصلاح طلب ایران برای سرنگون کردن صدام حسین پیشنهاد همکاری داده و چنین استدلال می کرد که رهبر عراق، دشمن ایران هم هست.
ولی پس از آن که جورج بوش، رییس جمهوری سابق امریکا، ایران را بخشی از «محور شرارت» خواند، روابط ایران و امریکا وخیم تر شد و در نهایت مذاکراتی که به ابتکار اروپایی ها آغاز شده بود، به جایی نرسید. این رویدادها نشان گر این حقیقت هستند که ایران می تواند که در صورت ایجاب منافع اش وارد میدان مذاکره با امریکا و اسراییل شود. موضوع فلسطین، یکی از اجزای سیاست خارجی ایران در سی سال گذشته بوده است، ولی، اگر بر اساس طرح عربستان سعودی کشورهای اسلامی موجودیت دولت فلسطین و اسراییل را به رسمیت بشناسند، ایران نیز اسراییل را به رسمیت خواهد شناخت.

دکمه بازگشت به بالا