ایجاد موانع مردم را خسته و پریشان ساخته است

فرهنگ گذاشتن موانع  به دلایل  امنیتى در راه هاى عبور و مرور مردم عام در اکثر نقاط شهر کابل برعلاوه که زیبایى سرک و همان محیط را تحت شعاع است، مردم را نیز نگران ساخته است.
مسوولین امنیتى کشور و نیروهاى خارجى صرف غم امنیت و مصوونیت خود را دارند، نه فکر مصوون نگهداشتن ملت رنجیده و درد کشیده کشور را که هر لحظه تهدید به مرگ می شوند.
کسانی که باید امنیت دیگران را تامین کنند، در قدم نخست با ایجاد و گذاشتن دیوار هاى مستحکم و سمنتى، چک ها و یا بورى هاى ریگ  به دور  خود حصار کشیده و ساحه ی دید خود را صرف در چوکات این موانع نگه داشته اند.
گرچه مردم عام و رهگذر بار ها از ایجاد همچو موانع شکایت نموده و حتا اعتراض کرده اند، اما مسوولین امنیتى جز وعده هاى خالی کدام کار عاجل و به درد بخور دیگری  انجام نداده اند و اگر یک مانع را برداشتند، موانع مختلف دیگر را به جای آن گذاشته اند  که این خود عدم توجه  آنها به مشکلات مردم را نشان می دهد.
قبلا این موانع در سرک ها و پیاده روها توسط شرکت هاى خارجى، مالکین هوتل هاى لوکس، افراد زورمند و یا انجیو ها گذاشته شده بود، اما حال اگر نظر کنید وزارت هاى دفاع و داخله، که از نهاد هاى کلیدى براى تامین امنیت کشور محسوب می شوند، با دیوارهاى بلند سمنتى و بوجى هاى ریگ چهار اطراف خود را  حصار کشیده و ساحه دید خود را بسیار کوتاه ساخته اند.
سوال این جاست که چرا بعد از هر واقعه ی انفجار یا انتحار،  عاجل موانع گذاشته می شود، به عوض این که در گرفتن امنیت یا تدابیر امنیتى از شیوه هاى مختلف دیگر استفاده کنند و مردم را مطمین سازند که حادثه ی دیگری نخواهد رخ داد.
سرک وزارت امور داخله از چار راهى صدارت به روى عابرین و راکبین ملکى مسدود است و مردم روزانه با مشکلات مختلف روبه رو می شوند، زیرا در چند مترى آن شفاخانه جمهوریت قرار دارد و همین مسوولین امنیتى و پولیس که خدمتگار مردم هستند، بارها حتا مریضی که عاجل است و به شفاخانه باید انتقال یابد را مجبور به پیاده رفتن نموده و موترش را اجازه ی دخول به شفاخانه نداده اند.
اگر این قدر تدابیر شدید را اتخاذ می نمایند و در یک سرک باید از چهار تلاشى پولیس بگذرند، پس گذاشتن موانع چه معنا دارد؟
این در حالی است که رییس جمهور کشور نیز  در سال هاى اول ،فرمانى را صادر کرده بود که موانع باید از نقاط مختلف شهر کابل برداشته شود. وحتا کمیسیونى نیز جهت دور ساختن این موانع توظیف شده بود که مانند سایر کمیسیون ها، آن هم کارى را براى کم ساختن مشکلات مردم انجام نداده است .
گذاشتن  موانع نه تنها براى رفت و آمد مردم رهگذر  آن نواحى یا ساحه مشکلات ایجاد نموده، بلکه ازدحام ترافیک را در  جاده هاى موتر رو نیز  ازدیاد بخشیده است. اما براى بعضى از کسان، خصوصا زورمندان، گذاشتن موانع به یک فیشن تبدیل شده است و محافظین آنها به بسیار ناز و ادا در اطراف آن با میل کشیده کلاشینکوف گزمه می نمایند.
این کار  نه تنها در شهر کابل بلکه در ولایات نیز آهسته آهسته رایج شده است. به همین دلیل بعد از حمله ی انتحارى که در شهر چاریکار در مقابل مقام آن ولایت رخ داد، فرداى آن روز دیوارهاى سمنتى گذاشته شد که مشکلات مردم عام و رهگذر را دو برابر ساخته و سر و صدا هاى را نیز بلند نموده  است.
بیایید که از این نوع ترس و هراس و مود و فیشن بگذریم و مشکل واقعى مردم بیچاره خود را در نظر گرفته و  ساحه ی دید خود را باز نماییم تا هر نوع حشره، پرنده ، حیوان و انسان گزنده یا خطرناک را از دور دیده بتوانیم  و جلو گزیدن آنها را بگیریم.
گذاشتن چنین مانع را تدابیر امنیتى نام می گذارند که به عوض گرفتن امنیت، ترافیک را مختل ساخته، مشکلات  را به بار آورده و چهره همه ی این ساحات را به ساحه ی زندان گوانتانامو بدل کرده است. یعنى تصویر واقعى شهر کابل نزدیک است که با کمى بازسازى که صورت گرفته، پنهان شود.
اگر قرار باشد که همه‌ی این اشخاص بلند رتبه و مسوولین خود را مصوون نگه دارند، پس باید یک یک غرفه سمنتى نیز براى خود فرمایش بدهند و در موتر هاى خاص ذریعه‌ی آن رفت و آمد نمایند  و دیگران را از این همه تکلیف فارغ سازند.
 با فرا رسیدن سرماى زمستان مردم چشم امید  نموده، توقع و انتظار دور نمودن این همه موانع را از نقاط مختلف شهر کابل دارند.

دکمه بازگشت به بالا