اگر رییس جمهور از رقابت انتخاباتی خارج شود

برخی رسانه ها از احتمال کناره گیری رییس جمهور از رقابت بر سر دسترسی یا دستیابی مجدد به کرسی ریاست جمهوری خبر داده اند. این که رییس جمهور بخواهد چنین تصمیمی را بگیرد، طبعا تابع شرایط خاصی است که حد اقل در آن رییس جمهور باید با فراغت از احساسات هضم ناشدنی که از احتمال از دست دادن قدرت به وجود می آید، تصمیم بگیرد.
اما واقعیت این است که اگر رییس جمهور بخواهد داوطلبانه از مشارکت در انتخابات آینده ریاست جمهوری انصراف دهد و حتا با استفاده از صلاحیت قانونی خود، به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری پیش از به سر رسیدن دوره ریاست جمهوری اش تحقق بخشد، برای آینده سیاسی رییس جمهور کرزی بسیار با دستاورد و مثبت محسوب خواهد شد.
 پاراگراف دوم از بند سوم ماده شصت و دوم قانون اساسی افغانستان تصریح می کند که هیچ شخص نمی تواند بیش از دو دوره به حیث رییس جمهور انتخاب گردد. این صراحت نشان می دهد که، با توجه به این که رییس جمهور کرزی یک دوره به حیث رییس جمهور کار کرده است، تنها یک چانس دیگر برای دستیابی به این سمت دارد. حال این که رییس جمهور این چانس خود را در دومین دوره انتخابات ( دولت دوم انتخابی ) به کار بگیرد، یا این که از آن برای دوره های سوم یا چهارم و حتا بعد تر استفاده کند، جزو صلاحیت های شخصی رییس جمهور کرزی می باشد، اما آنچه مهم است، این که آقای کرزی فقط یک دوره پنج ساله دیگر می تواند رییس جمهور باشد.
جالب این که قانون اساسی افغانستان دوره دوم را مطلق آورده است. این اطلاق مشخص می کند که چه یک فرد دو دوره متوالی یا غیر متوالی در نقش رییس جمهور ایفای وظیفه کند، بعد از آن  زمینه ی ادامه کار در سمت رییس جمهور برایش از بین می رود. قابل ذکر این که پاراگراف سوم همین بند ایفای نقش در سمت معاون رییس جمهور را نیز  شامل همین عمومیت می کند و تصریح می کند که حکم مندرج این ماده درمورد معاونین رییس جمهور نیز تطبیق می گردد.
از آن جایی که با توجه به ارزیابی های موجود و با توجه به کارکرد دولت تحت رهبری آقای کرزی در نزدیک به پنج سال دوره ریاست جمهوری و اضافه تر از دو سال پیشتر از آن که در سمت رییس اداره های موقت و انتقالی کار کرده است، رضایت عمومی نسبت به این دولت به دست نیامده است. از همین رو خوش بینی به این که آقای کرزی دوباره بتواند آرای مردم را کمایی کند، بسیار ناچیز می باشد.
البته آقای کرزی در ناکامی ای که بر دولت اش عارض شده، به تنهایی مقصر نیست. شماری زیادی از شریکان وی در عمل نتوانستند با اجرای درست قوانین و به نمایش گذاشتن مدیریت سالم، وفاداری عملی خود را به نظام سیاسی تحت رهبری وی ثابت کنند. اما مردم چون آقای کرزی را در راس امور می بینند، بیشتر ناکامی های عارض شده بر دولت وی را مرتبط به عدم رهبری قاطعانه وی می دانند.
در چنین وضعیتی در قدم اول دسترسی آقای کرزی به حمایت بین المللی و آرای مردم بعید به نظر می رسد و در قدم دوم با فرض امکان پیروزی وی در انتخابات، کارآیی دولت دوم وی نیز چندان قابل پیش بینی نمی باشد. روی همین مبنا اگر آقای کرزی دومین دور ریاست جمهوری خود را با ناکامی به پایان برساند، فرصت جبران برایش به کلی منتفی می گردد. از همین رو اگر آقای کرزی از مشارکت در انتخابات انصراف دهد و یا این که در انتخابات شکست بخورد و شخص دیگری به قدرت برسد، چه این که دولت آینده موفق یا ناموفق باشد، می تواند تجربه ای برای آقای کرزی به دست دهد که اگر مایل شود، در دوره های بعدی دوباره با وارد شدن به رقابت و دستیابی به قدرت می تواند آن را به کار گیرد.
اگر رییس جمهور کرزی با مشاوران طرف اعتماد خود نیز مشورت کند و آنها را وادار بسازد تا از سر صداقت و مبتنی بر حقیقت اوضاع به وی مشوره دهند، نیز به نظر می رسد همین گزینه می تواند بهترین راه برای آقای کرزی باشد.
با این که کنار رفتن از قدرت و از دست دادن آن، بسیار مشکل می باشد و کنار آمدن با آن ظرفیت بسیار بالایی را می طلبد، اگر آقای کرزی با کناره گیری از رقابت به برگزاری به موقع انتخابات کمک کند، می تواند نام نیکی از خود به یاد گار بگذارد و اولین تجربه ی مثبت واگذاری قدرت بر اساس قانون را در افغانستان تحقق بخشد. رییس جمهور باید این حقیقت را قبول کند که دولت اش در انجام ماموریت خود برای تامین صلح و ثبات و زندگی آرام و بی دردسر برای مردم افغانستان، موفقیتی را به دست نیاورده و با توجه به این که از دیر زمان این ضرب المثل وجود داشته که از یک دست صدا نمی آید، نمی تواند این انتظار را داشته باشد که مردم با بی اعتنایی به مشکلاتی که در دولت آقای کرزی وجود داشته، وی را بار دیگر به عنوان بلند ترین مقام اجرایی و اداری در کشور انتخاب کنند. چیزی که این امکان را دور از ذهن می کند، این است که اعتماد به رییس جمهور کرزی با توجه به کارکرد دولت تحت رهبری اش برای مردم نیز یک ریسک می باشد و بعید به نظر می رسد که مردم با تجربه ای که در هفت سال گذشته از مدیریت آقای کرزی به دست آورده اند، زمام امور را دوباره به وی بسپارند. از همین رو ترک قدرت برای آقای کرزی و عدم وارد شدن به گود رقابت برای دستیابی به قدرت در دولت دوم، آقای کرزی را کمک می کند تا از یک چانس باقی مانده ی خود برای ریاست جمهوری در دوره های دیگر، غیر از دولت دوم، استفاده کند.

دکمه بازگشت به بالا