اوج گیری تنش میان هند و پاکستان و اثرات احتمالی آن

سوگمندانه وضعیت و موقعیت کشور ما به گونه ای در آمده است که هر تحولی و هر حادثه ای در سطح جهان و به ویژه در سطح منطقه می تواند بر روند تحولات جاری در آن اثر بگذارد و حتا بسیاری از معادلاتی را که مبنا و اساس برنامه ریزی ها و یا پیش بینی هاست، عوض نماید. از این سبب است که رخداد خونین بمبیی در هند را نمی توان سرسری گرفت. به خصوص این که انگشت اتهام متوجه همسایه ی دیگر ما یعنی کشور پاکستان است که مداخلات آن در ایجاد ناامنی و آشوب در افغانستان و بسیج و تمویل و تجهیز گروه های هراس افگن پیوسته وجود داشته است. اهمیت عملیات قاتلانه و مخربی که تروریست ها در هند سازمان دادند را از سخنان وزیر خارجه پاکستان، آقای شاه محمود قریشی می شود حدس زد که در پایان یک نشست اضطراری کابینه ی آن کشور اظهار داشت: خود را گول نزنیم، وقتی مردم هند احساس می کنند که این یازدهم سپتامبر هند است».

در همین حال خبر می رسد که کاندولیزا رایس، وزیر خارجه امریکا نیز برای گفتگو با مقام های هندی وارد هند شده است و این نشان دهنده ی نگرانی هایی است که امریکا از قضیه دارد. هند از پاکستان درخواست کرده بود که رییس «آی. اس.آی» را به هند بفرستد و قرار اعلام قبلی وعده شده بود که این خواست برآورده شود، ولی بعدا اعلام شد که وی از این سفر منصرف شده است و این می رساند که برخلاف وعده های آصف زرداری، رییس جمهوری پاکستان،  جریان ها و گروه های صاحب قدرتی در پاکستان هستند که مانع این مسافرت شده اند. اکنون ثابت شده است که هر ده نفر تروریست نه فقط پاکستانی هستند، بلکه از پاکستان به شهر بمبیی وارد شده اند و یک قایق پاکستانی نیز به ظن رسانیدن آنان به سواحل هند توقیف شده است.  هر چند آخرین فرد گرفتار شده توسط نیروهای هندی گفته است که این حملات توسط گروهی به نام لشکر طیبه رهبری و سازماندهی شده است، ولی با در نظر داشت برنامه ریزی دقیق این عملیات و آشنایی مهاجمین به اهداف مورد نظرشان، نمی توان باور کرد که لشکر طیبه که ظاهرا در پاکستان یک گروه ممنوعه و مورد پیگرد به حساب می آید، توان راه اندازی چنین عملیاتی را داشته باشد.  هند برای مقابله با تکرار این چنین حوادثی،  در حال آمادگی گرفتن است و همین موضوع به نگرانی مقام های پاکستانی افزوده است و آن را هشداری علیه خودشان تلقی می نمایند. چنان چه یکی از مقام های معتبر پاکستانی گفته است «اگر هندوستان به بسیج نیروهایش بپردازد، پاکستان نیز واکنش مشابه نشان خواهد داد، حتا اگر لازم باشد نیروهایش را که در مرز افغانستان مصروف پیکار با جنگجویان اسلام گرا هستند فرا می خواند».  واضح است که این تهدید، هرگز نمی تواند دوستانه باشد.  اگر چنین شود،  نظامی گران پاکستان از فرصت به دست آورده یشان حد اکثر استفاده لازم را می برند و با فرار از قید تعهدات قبلی شان در مبارزه علیه تروریزم،  فشار زیادی را بر افغانستان تحمیل می نمایند.  از همین جا می توان احتمال داد که حلقات خیلی پر قدرت پاکستان، در قضایای مربوط به بمبیی دست دارند و عملیات خونین بمبیی را به خاطر آن به راه انداخته اند که هم بتوانند از نزدیکی هند و پاکستان جلو گیری نمایند و هم مداخلات شان را در افغانستان، توسط گروه های تروریست ادامه و افزایش دهند؛ دو هدفی که میلیتاریزم پاکستانی را همیشه برپا داشته است.  اگر لشکر طیبه مسوول این عملیات می بود، چرا در همان آغاز کار این مسوولیت را برعهده نگرفت؟ در عین حال تکامل اوضاع در همین روند به آسانی می تواند رشته های دموکراسی و حکومت غیر نظامی در پاکستان را دوباره پنبه بنماید و نقش نظامیان و استخبارات نظامی را بیشتر سازد.  در چنین وضعی افغانستان باید بکوشد تا جایی که ممکن است از شدت گرفتن تنش میان دو کشور هند و پاکستان بکاهد، اما متاسفانه ابزار لازم برای این کار را در اختیار ندارد و آن قدر ناتوان و ضعیف است که نه می تواند بر هند اثر بگذارد و نه بر پاکستان که خودش را قیم و وصی مردم افغانستان می داند و درصد است که با استفاده از وضعیت به وجود آمده افغانستان را در موضع انفعال و اثرپذیری قرار دهد. در این میان البته امریکا با در نظر داشت علایق و روابطی که با هند دارد و تاثیراتی که می تواند بر پاکستان داشته باشد،  اثر گذراتر است و می تواند نقش تعیین کننده ای داشته باشد، در حالی که انگلیسی ها موضع برعکس خواهند داشت. انگلیسی ها از قدرت گیری مجدد نظامیان در پاکستان ناراض نخواهند بود. تنش میان پاکستان و هند در عین حال به قوت گیری مجدد جریان های افراطی اسلام گرا منجر شدنی است و این هم برای مردم افغانستان خبر خوشی نیست.

دکمه بازگشت به بالا