اوباما پایان کارزار علیه تروریزم را اعلام کند

جاناتان استیل، تحلیلگر روزنامه بریتانیایی «گاردین» در مقاله ای با اشاره به پیروزی باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری امریکا، به مسایلی اشاره می کند که از ریاست جمهوری جورج بوش،  رییس جمهوری فعلی برای آقای اوباما به ارث می ماند.
برخی از مهم ترین آن ها به عقیده ی جاناتان استیل، نگاه اشتباه به مساله تروریزم و نوع برخورد با کشورهایی مانند ایران است.
نویسنده ی گاردین می نویسد: پیروزی باراک اوباما مناسبت شادی بخش بود، ولی در عین حال در نقاط دیگر جهان روز دیگری بود از ترس و هراس. با وجود این که از انتخاب وی در سراسر جهان استقبال می شود، ولی سیاست‌های رییس جمهور قبلی سایه ی تیره خود را بر زمامدارای آقای اوباما خواهد انداخت.
در تازه ترین حمله ی هوایی امریکا در افغانستان ۲۳ کودک و ۱۰ زن کشته شده اند و در عراق ۱۳ نفر بر اثر انفجار یک بمب دیگر به قتل رسیدند. این ها نمونه‌هایی  است از عواقب خشونت بار آنچه که در دوران جورج بوش  «کارزار بین المللی علیه تروریزم» نام گرفت.
به نوشته ی این روزنامه، «هر چند بحران مالی و اقتصادی اخیر پیروزی باراک اوباما را تضمین کرد، ولی دیدگاه کاملا متفاوت او نسبت به سیاست‌های جنگ ‌افروزانه ی جورج بوش و جمهوری‌خواهان تندرو، زمینه ساز اولیه پیشرفت او در مبارزات انتخاباتی بود».
جاناتان استیل می گوید: «در مورد ایران به عنوان مثال آقای اوباما پیشنهاد نوعی تماس با حکومت آن کشور را مطرح می‌ کند، در حالی که سیاست اکثریت جمهوری خواهان بر محوریت آمادگی برای حمله به ایران است. در مواجهه با این سه مورد اصلی در سیاست خارجی امریکا-  یعنی عراق، افغانستان و ایران –  دیدگاه آقای اوباما مسلما بر سیاست های تند و جنگ طلبانه ی بوش و یا مک کین ارجحیت دارد».
به اعتقاد نویسنده ی گاردین، «در حالی که جورج بوش و همفکران وی یک جنگ صلیبی را علیه مخالفان امریکا به راه انداختند، سیاست آقای اوباما بازگشت به روش های دیپلوماتیک متعارف است. در چند دهه ی اخیر تصور رایج این بود که جمهوری خواهان در سیاست خارجی عملگرا هستند و دموکرات‌ها بیشتر بر اساس مبانی آرمانی و ایدیولوژیک عمل می‌کنند. ولی هشت سال حکومت جورج بوش دوران پیشبرد سیاست های ایدیولوژیک نومحافظه‌ کاران در عرصه ی سیاست خارجی بود و اکنون باراک اوباما، یک دموکرات، می ‌کوشد تا سیاست خارجی امریکا را از این عناصر ایدیولوژیک تندروانه پاک کند».
این روزنامه می نویسد: آقای اوباما نشان داده که سیاستمداری محتاط است. اما در هر حال انتظار از او این است که به مناسبت تعطیل کردن بازداشتگاه گوانتانامو، خاتمه ی سیاست «کارزار بین المللی علیه تروریزم» را اعلام کند و از سیاست‌های رییس جمهور گذشته به ‌طور کلی فاصله بگیرد.
این بدان معنا است که رهبران امریکا بپذیرند که تروریزم یک «روش» است و نه یک «آرمان و ایدیولوژی». به اعتقاد جاناتان استیل، «غرب یا یک دشمن سازمان ‌یافته و یکپارچه ی جهانی روبه رو نیست و جهان اسلام برای نابودی غرب توطیه نکرده است. ریشه ی اصلی بحران‌های منطقه ای عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی  و از همه ی آنها مهمتر، فقر و بی عدالتی و فقدان آزادی در آن کشورهاست. بنابر این غرب و در درجه ی نخست، امریکا نباید با مقابله ی تندروانه با این موارد  گروه‌های خشونت‌طلب را تحریک کرده و عملا آب به آسیاب تبلیغات ضد غربی آنها بریزد».
وی می افزاید: معنای این سیاست در افغانستان جدا کردن موضوع  القاعده از نحوه ی برخورد با طالبان است. مسیر جدید مذاکره با طالبان باید به خروج بیشتر نیروهای خارجی از افغانستان منجر شود و نه اعزام بیشتر نظامیان امریکایی به آن کشور … و در پاکستان امریکا به جای عملیات نظامی مستقل باید در همکاری با دولت آن کشور و حمایت از سیاست مذاکره و جنگ همزمان در مناطق هم مرز با افغانستان زمینه های فعالیت القاعده و طرفداران طالبان را از بین ببرد.
به نوشته ی گاردین، در مورد عراق، تناقض سیاست آقای اوباما به تصمیم او برای حفظ یک نیروی چند ده هزار نفره در این کشور باز می گردد. با وجودی که وی وعده داده بخش اعظم واحدهای رزمی را تا تابستان سال ۲۰۱۰ از عراق خارج می کند، ولی معتقد است  که یک نیروی ۵۰ هزار نفره برای حفاظت از منافع وسیع امریکا و آموزش ارتش عراق در آن کشور باقی بماند. ولی این کماکان نمادی خواهد بود از اشغال عراق توسط امریکا، امری که باعث خشم وسیع افکار عمومی جهان عرب شده است. آقای اوباما باید «خروج کامل ارتش امریکا» از عراق را در دستور کار قرار دهد.
نویسنده ی این روزنامه بریتانیایی در مورد ایران می نویسد: بالاخره در مورد ایران آقای اوباما با وجودی که از نوعی تماس به جای حمله به آن کشور صحبت می‌ کند،  ولی هنوز هم حمله ی نظامی را یک گزینه می‌داند و از حکومت ایران به عنوان «رژیمی که تهدیدی برای همه جهان است» یاد می کند. نباید فراموش کرد که بخشی از دلیل ادامه ی دشمنی سی ساله بین ایران و امریکا، سیاست جورج بوش برای تغییر رژیم در ایران بود.
به اعتقاد جاناتان استیل، «از نگاه رهبران فعلی ایران دیدگاه‌های آقای اوباما ممکن است در بردارنده ی همان عناصر و عوامل تخاصم باشد. با وجود شعارهای تند رهبران حکومت ایران علیه امریکا، بسیاری از صاحب نظران سیاسی در تهران معتقدند که حتا در این شرایط بحرانی در مناسبات دو طرف، زمینه برای گفتگو بین دو حکومت وجود دارد. بنابراین مهم ترین چالش برای باراک اوباما در برخورد با ایران، انتخاب گزینه «یک معامله بزرگ» و یا رفتن به سوی «یک انفجار بزرگ» در مناسبات با آن کشور است».

دکمه بازگشت به بالا