ان لم یکن لکم دینُُ فکونو احراراً فی دنیاکم

ترجمه: اگر دین ندارید حداقل در دنیا آزاده باشید (امام حسین).
اهریمنان زن ستیز و انسانیت‌گریزان ضد آزادی،  با کمال بی‌رحمی و بی‌عاطفگی، به خاطر تحقق اهداف پلید و شیطانی خویش جنایت دیگری را مرتکب شدند که با هیچ منطق و استدلالی قابل توجیه نیست. این سیاه دلان با پاشیدن اسید بر رخسار حدود بیشتر از بیست تن از دختران معصومی که با رفتن به مکتب و کسب آموزش می‌خواستند پرده‌های سیاهی و جهالت گمراهی را پاره نمایند و به نیروی دانش، فردای درخشانی برای خود و مردم خویش به وجود آورند،  سیمای هولناک و کریه‌شان را به نمایش گذاشتند. 

این دختران که از قضا چادری هم بر سر داشتند و عرف مورد نظر را رعایت کرده بودند،  در حالی مورد حمله جاهلانه‌ی دشمنان دین و دانش قرار گرفتند که بی‌توجه به تهدیدات کوردلان متعصب و متحجر،  در حال رفتن به سوی مکاتب‌شان بودند. البته آنانی که مرتکب این جنایت شنیع و وقیح شده‌اند هدف‌شان را بی‌جا انتخاب نکرده‌اند، بلکه با قبول این حقیقت که زنان نیروی اصلی و اساسی  هر تغییری در خانواده و جامعه هستند و می‌توانند با توسل به دانش و آگاهی،  نمونه و الگویی برای مردان باشند، می‌کوشند با فلج کردن این بخش عظیم و پرتوان و موثر جامعه و راندن و توقیف آنان در حصار سیاه دیوارهای اسارت،  رکود و عقب گرد جامعه را حتمی سازند.  چنانچه سال‌ها قبل و در همان اولین روزهایی که زمزمه‌های دموکراسی در کشور ما طنین انداز شده بود، نیز متوسل به همین روش بی‌رحمانه شدند و حتا شخصی به نام ملا گل محمد،  با فیر گلوله، کوشید دختران را از رفتن به مکتب باز دارد اما دختران و زنان شجاع و آزاده‌ی کشور آن تهدیدات را به هیچ گرفتند و بی‌هراس و بدون ترس راه‌شان را ادامه دادند. نتیجه آن شد که آن سپاهیان جهالت از مواضع‌شان عقب‌نشینی کردند.  حادثه قندهار نشان‌دهنده‌ی این واقعیت تلخ و دردناک است که در اثر بحران سی سال اخیر جامعه‌ی ما تا کجا به عقب گراییده است.  چنین معلوم می‌شود که این جنایت در برابر چشمان مردمی صورت گرفته است که با بی‌تفاوتی شاهد آن بوده اند.  اما ظاهرا فقط دو تن از عاملان این حادثه گرفتار شده‌اند. هنوز معلوم نیست این جنایت شرم‌آور توسط چه کسانی صورت گرفته است. اگر طالبان و حزب اسلامی مسوولیت آن را بر عهده گرفتند یا در قبال آن این را نیز سکوت کردند، معلوم می‌شود که کار آنهاست. در غیر آن باید قبول کنیم که ممکن افکار و ذایقه و حساسیت‌های طالبانی،  کسان دیگری را بر انگیخته باشد.
اما فرد فرد ما با سکوت و برخورد انفعالی که در قبال جنایت‌هایی مانند کشتار زنان ژورنالیست،  هنرمند و گوینده و غیره حساسیت و انزجار خویش را ظاهر نکرده‌ایم. در مورد قتل شیما رضایی،  خانم ذکیه ذکی، رییس رادیو صلح،  شکیبا سانگه آماج،  ملالی کاکر،  رییس امور زنان خانم صفیه عمه جان و ده ها زن دیگر هیچ فریادی از گلوی ما بیرون نشد. اگر این جنایت‌ها داغ ننگی بر دامان قاتلان است، لکه‌ی شرمی بر پیشانی ما نیز هست.  بگذریم از دولت که جز تاسف و دریغ و تقبیح لفظی و گذرا صدایی از وی بر نمی‌آید و بدتر از آن با گروه‌های زن ستیز پیمان اخوت می‌بندد و به زنان هم چنین وانمود می کند که آنان هیچ مشکلی برای زنان به وجود نمی‌‌آورند.
اما زنان جامعه ما نیک می دانند و بر تجربه تاریخی‌شان آگاه هستند که کوشش نیروهای متحجر قرون وسطایی جز با همت و شجاعت خودشان عقییم نمی‌شود.  همان‌گونه که کوشش‌های ملا گل محمد و همراهان‌اش نتوانست مانعی در برابر حضور زنان گردد.  جنایت و شقاوتی که در قندهار به وقوع پیوست، سیمای زشت آنانی را به نمایش گذاشت که با وجود اسلام‌خواهی‌های دروغین‌شان نه فقط کمترین باوری به اسلام ندارند، زیرا در هیچ روایتی از اسلام ارتکاب چنین جنایتی در قبال زنان جواز ندارد،  بلکه از عاطفه‌ی انسانی نیز بی‌خبراند و مصداق کامل گفته امام حسین هستند: نه دین دارند و نه از آزادگی بهره‌ای دارند،  که برده و غلام دیگران‌اند.

دکمه بازگشت به بالا