امریکا به محبوبیت جنگ کمک کرده نمی‌تواند!

افزایش نیروهای امریکایی در افغانستان از چند نگاه با عدم استقبال گرم رو به رو شده است. این برای مبارزه با تروریزم و حضور جامعه جهانی در افغانستان نشانه ی مثبتی نیست. زیرا، سربازان امریکایی نمی توانند محبوبیت سال های اولیه جنگ در افغانستان را زنده نمایند؛ جنگی که حتا ایران نیز در آن با ایالات متحده همکاری کرد.
نخستین جناحی که به این افزایش روی خوش، به آن صورتی که توقع می رفت، نداد دولت افغانستان بود. آقای کرزی توقع دارد که این نیروها بیشتر بالای مناطق مرزی کشور تمرکز کرده و بر ورود تروریستان از خاک پاکستان به افغانستان توجه کنند. این خواست را آقای کرزی به صراحت در گفتگوی خود با روزنامه ی شیکاگو تربیون مطرح کرد.

او بر این نظر است که فعلا افزایش نیروها در روستا های افغانستان مشکل طالبان را حل نمی نماید.
معلوم است که آقای کرزی حتا با افزایش نیروها نیز به شکست طالبان در افغانستان خوش بین نیست. البته، آقای کرزی بیشتر از امریکایی ها توقع دارد که به بمباران غیرنظامیان در جنوب خاتمه دهد. اگر آقای کرزی نتواند از مردم آنجا دفاع کرده و جلو کشتار شان را به وسیله ی جنگنده های ناتو بگیرد، هم در پیش قوم و مردم خود بدنام می گردد و هم چنان پایگاه خود را در انتخابات ریاست جمهوری از دست می دهد.
برای افکارعامه داخلی نیز افزایش نیروهای امریکایی قابل درک نیست. وقتی مردم به مقایسه میان نیروهای ناتو و طالبان می پردازند، هیچ وجه تشابه از حیث قوت نظامی، سلاح و تکنولوژی میان آن دو نمی بینند. برای مردم این سوال خلق است که ناتو چگونه نمی تواند با تمام تجهیزات و امکانات مالی و استخباراتی که در اختیار دارد، طالبان را که از هیچ جهت قابل مقایسه با ناتو نمی باشد، شکست بدهد؟
از این رو، مردم افزایش نیروهای نظامی را در شکست طالبان موثر نمی دانند. از این خاطر آنان نمی دانند که اوباما با افزایش بیشتر نیروها در کشور قصد دارد که اهمیت افغانستان را برای دولت آینده امریکا خاطر نشان بسازد، و یا این که او به راستی فکر می کند که جنگ نظامی به امنیت افغانستان کمک می نماید.
جنگ افغانستان شهرت خود را دارد از دست می دهد. این بزرگترین خطری است که متوجه حمایت بین المللی از افغانستان می باشد. قدر مسلم این است که افکارعامه اروپا به شدت دولت های خود را زیر فشار قرار داده تا سربازان شان را از افغانستان بیرون کنند. کانادایی ها اعلام کرده اند که تا سال ۲۰۱۱ از افغانستان سربازان خود را می کشند. هالندی ها نیز چنین حرفی را زده اند. مردم فرانسه با وجود این که مخالف جنگ افغانستان هستند، ولی، آقای سارکوزی به دلیل نزدیک شدن به ایالات متحده نه تنها از این جنگ حمایت می کند بلکه در پی افزایش نیروها نیز است. آلمانی ها نیز از چنین وضعیتی برخوردار بوده و تنها تلاش می کنند که از شمال افغانستان بیرون نشده و پای خود را در جنوب نگذارند.
برای افغانستان این یک شکست محسوب می شود که روز تا روز اجماع کشور های جهان را از دست می دهد. اگرچه دولت مصروف انتقادها و توجیه شکست های خود است، ولی، افغان ها در افکار بین المللی جنگ را در برابر طالبان می بازند.
در غرب بسیاری از مردم و سیاستمداران آن فکر می کنند که طالبان یک جریان مقاومت داخلی است که علیه حضور خارجی ها در افغانستان می جنگند. از نظر آنان افغانان مردمان بیگانه ستیزی هستند که حتا اگر به کمک شان بیایی نیز با تو به نبرد می پردازند. پس بهتر این است که آنان پای خود را از این کشور کشیده و بگذارند که افغان ها با هم بر سر مسایل داخلی خود به توافق برسند.
روس ها به امریکایی ها نصحیت می کنند که نباید اشتباه اتحاد شوروی را تکرار کنند و از جنگ با افغان ها پرهیز نمایند. حتا کسانی مانند برژینسکی که خود روزگاری مشاور امنیت ملی جیمی کارتر بوده، چنین مشوره ای را به اوباما می دهد.
نکته ی مهم در این نظرات این است که طالبان به عنوان نمایندگان مردم روز تا روز با جلب نا رضایتی افغان ها یک بیسج عمومی را در قالب جهاد علیه خارجی ها سامان می دهند. اگر از این منظر نگاه کنیم، طالبان یک جنبش و مقاومت داخلی به شمار آمده که نا رضایتی عمومی را منعکس می کند.
ما این جنگ را در حال باختن هستیم. نه از این جهت که یک دولت فاسد از مبارزه با تروریست ها ناتوان است. بلکه از این جهت  که غرب برای توجیه ناکامی و احیانا خروج سربازان اروپایی از افغانستان این توجیه را ورد زبان مردم خود می نمایند.
دولت های این کشور ها می دانند که طالبان به عنوان یک گروه افراطی و تروریست ریشه های منطقه ای داشته و در سالیان حکومت خود اقوام مختلف کشور را قتل عام می کردند. اکنون نیز بزرگترین قربانیان عملیات تروریستی آنان مردم عادی می باشند. ولی، افکارعامه ی غرب که ماموریت دولت های خود را در افغانستان حمایت می کنند به چنین نتیجه ی رسیده اند. این جاست که ما افغان ها جنگ را در برابر طالبان باخته ایم. زیرا، این جنگ تبدیل به یک جنگ نا محبوب در داخل و خارج شده است.
در داخل همه به این فکر هستند که غرب به خاطر صلح و ثبات افغانستان نیامده است. از یک سوی جنگ می کند، ولی، از جهت دیگر هیچ تغییری در وضعیت مردم نمی آورد. آنها گمان می کنند که غرب برای اهداف دیگر به کشور شان آمده و از یک دولت ناتوان و فاسد حمایت می نماید. آنان این تحلیل ساده را نزد خود دارند که اگر غرب بخواهد، می تواند افغانستان را امن و با ثبات نماید.
آیا چنین تصوری کمکی به حضور غرب در افغانستان کرده می تواند؟ اگر امریکا و اروپا نتوانند به کمک افغان ها پایه های یک دولت با ثبات را بریزند، چگونه انتظار جلب رضایت را از آنان دارند؟

دکمه بازگشت به بالا