المپیک به من چیزی نداده است

چند سال پیش همراه با تیم ملی تکواندو به هفدهمین دور رقابت های بین المللی جام فجر به تهران رفته بودم. تیم تکواندوی کشور را همانند همیشه آقای غلام ربانی ربانی، رییس فدراسیون تکواندو به اصطلاح رهبری می فرمودند.
ورزشکاران ما پس از ختم رقابت های جام فجر در رقابت های بین المللی جام نگین البرز نیز شرکت کردند و با هشت مدال به کابل برگشتند. امیدوارم بریده هایی از خاطرات یک سفر چند روزه بتواند حد اقل تصویری از یک رقابت برون مرزی در ذهن خواننده مجسم کند.
– سطح رقابت های جام فجر بسیار بالا بود و قهرمانان زیادی از سراسر جهان برای زور آزمایی به ایران آمده بودند. ورزشکاران ما نتوانستند در این رقابت ها چند مدال به دست بیاورند. اما در حاشیه این رقابت ها، قهرمانی جام نگین البرز با شرکت تعدادی از کشورها در شهر کرج برگزار شد. ورزشکاران ما در رقابت های جام نگین البرز خوش درخشیدند، اما داوری های نادادگرانه ی برادران هم  فرهنگ و هم زبان نگذاشت که تیم افغانستان به مقام شایسته و بایسته ی خود اش که همانا قهرمانی رقابت های جام نگین البرز بود، دست یابد. این حق تلفی در مسابقه ی عباسی حسینی و محمد میرزایی به اوج خود رسید و نگذاشتند این دو مبارز نخبه به مقام قهرمانی صعود کنند.
– رییس فدراسیون تکواندو جیب خرج هر ورزشکار را که حدود هشت صد دالر می شد، در حضور داشت من از ریاست اداری گرفت، اما با پر رویی بخش عمده ی این پول را که می بایست به ورزشکاران داده شود، به جیب زد و با اصرار زیاد ورزشکاران که هر کدام به پول نیاز شدید داشتند تنها برای هر ورزشکار صد دالر داد و گفت که «این نه پول جیب خرج است و نه پول سفر خرج، المپیک به من چیزی نداده، من این پول را از بودجه ی شخصی ام به شما قرض می دهم و هر وقت که به کابل برگشتید، قرضم را پس بدهید. بارها برایش گفتم که کار نادرستی می کند، اما مگر حرف به گوش اش میرفت!
– یکی از نمایندگان کمیته برگزاری رقابت ها در روز آخر و در هنگام خداحافظی گفت ما تنها توانستیم که اعاشه و اباطه ی شما را برای همین چند روز به عهده بگیریم، این در حالی بود که رییس فدراسیون از مصارف گزاف هوتل هر لحظه شکوه می کرد و به ورزشکاران وانمود می کرد که گویا همه پول ها در همین هوتل به مصرف رسیده است.
– هنگام تمرین های آمادگی تیم، رییس فدراسیون تکواندو که حتا از تلفظ درست واژه های تکواندو عاجز بود و حالا یک شبه به یک مربی همه فن حریف و آگاه مبدل شده بود، به امر نهی ورزشکاران می پرداخت و آنها را با دلایل واهی از انجام تکنیک های اصلی و موثر تکواندو منع می کرد؛ در حالی که در روزهای بعد شمار بیشتر ورزشکاران کشورها با همین تکنیک ها که مهر منع را از جانب رییس فدراسیون تکواندوی افغانستان خورده بودند، به پیروزی رسیدند.
– در ضیافت روز فرجامین مجال صحبت کوتاهی با آقای سید محمد پولادگر، رییس فدراسیون تکواندوی ایران دست داد. او به صراحت به من گفت: «این آقاهه (رییس فدراسیون تکواندوی افغانستان) هیچی سرش نمیشه و به درد شما نمی خوره و خیلی از خود راضی است اش». در آن موقع این جمله آقای پولادگر را هتک حرمت به خودم و تکواندوی کشورم دانستم، اما حالا می دانم که شناخت او چقدر دقیق بوده است.
– هنگامی که من و عده ای دیگر از ورزشکاران به قصد خرید وسایل ورزشی به فروشگاه مبتکران پیشتاز، که یکی از مشهورترین فروشگاههای وسایل ورزشی در ایران است، رفتیم، رییس فدراسیون تکواندو همه را از خرید سی دی های آموزشی تکواندو منع کرد و گفت که ما از نظر تکنیک هیچ چیز کم نداریم. در این جا هدف از کلمه «ما» خودشان بوده است.
– در رقابت های جام نگین البرز از من خواستند که کوچینگ یکی از ورزشکاران را در مبارزه با حریف قدرتمند ایرانی اش به عهده بگیرم. آن ورزشکار ما در آن مسابقه و مسابقه های بعدی به پیروزی رسید و مدال طلا را به گردن آویخت، اما نکته ی جالب این جاست که رییس فدراسیون تکواندو هرچند از نتیجه ی مسابقه راضی بود، اما با اندکی عصبانیت گفت که باید هنگام مبارزه نیم نگاهی به او نیز می کردم تا مرا یاد می داد که کدام تکنیک ها را به آن مبارز خاطر نشان کنم. ایشان فراموش کرده بودند که می خواهند به کسی تکواندو را یاد بدهند که آموزش های نخستین تکواندو را از او فرا گرفته اند.
– در آخرین روز رقابت های فدراسیون تکواندوی ایران تیم های شرکت کننده را برای نان چاشت به کاخ سعد آباد، که یکی از کاخ های زیبا و تاریخی تهران است، دعوت کردند. میزبانی این دعوت را استاد اسماعیل آذرپاد پیشکسوت و بنیانگذار تکواندوی ایران و آقای هادی ساعی قهرمان المپیک و قهرمان تکواندوی جهان به عهده داشتند. آقای آذرپاد با ورزشکاران کشور مان با محبت و مهربانی صحبت می کرد. درست به یاد دارم که گفت: «ایران اگر حریف قدرتمندی در تکواندو داشته باشد، آن کره ای ها نیستند، بچه های افغان استند». بلی او درست گفته بود، اصلا کسی تصور نمی کرد که زمانی یک ورزشکار گمنام که در آن ضیافت در گوشه ای نشسته بود و حسرت مدال را می خورد، روزی بتواند قهرمان چند مرتبه ای جهان و قهرمان المپیک را شکست بدهد و یا جوان دیگری از تکواندوی افغانستان مدال المپیک را به گردن بیاویزد.
– در رقابت های کرج یکی از ورزشکاران ایرانی که حتا فکر نمی کرد که بازی نهایی را به حریف گمنامی از افغانستان ببازد، حاضر نبود که بر سکوی نایب قهرمانی بیاستد و به اصطلاح خود اش تن به ذلت بدهد.
– آقای خراسانی مسوول ورزشی شبکه سوم صدا و سیمای ایران که خود یکی از تکواندوکاران سابقه دار ایران است، در روزهای نخستین رقابت ها به تکواندوکاران کشور ما به دیده ی حقارت آمیز می نگریست و رو به رو شدن ورزشکاران کشور اش را با ورزشکاران افغانستان زنگ تفریح می دانست.‌ او حتا از ابراز نظراش در تلویزیون نیز هیچ ابایی نداشت، اما پس از ختم رقابت ها که دید ورزشکاران ما از سطح تکنیکی بالایی برخوردار اند، نزد ما آمد و به نحوی از رفتار ناشایست خود اش پوزش خواست.
– هرچند بازی ها با شعار «بازی های جوانمردانه با داوری دادگرانه» برگزار شده بود، اما آن گونه نشد که نشد و میزبان هم فرهنگ و همزبان با استفاده از امتیاز میزبانی هرکاری که دل اش خواست با امتیاز ها و مدال ها کرد….

دکمه بازگشت به بالا