افغانستان کشوری همراه با تاخیر

جغرافیای افغانستان در طول تاریخ اش همیشه با تاخیر و تعلل همراه و همسو بوده است. در این کشور کمتر زمانی را می توان سراغ  داشته که در آن کار ها در  وقت اش اجرا شده باشد. در کل می توان گفت تاخیر کردن و تعلل ورزیدن شغل شریف مردمان این جغرافیای عجیب است.
تاریخ گواه است که نظامداران در این جغرافیای پر فراز و نشیب کمتر توانسته اند کاری را در زمان و مکان درست آن انجام دهند. دایما در هرچیز تاخیر کرده اند. این تاخیر حتا گاهی به قیمت برباد دادن سرشان نیز تمام شده است.

به طور مثال زمانی که چنگیز با لشکر دو صد هزار نفری اش به سوی این جغرافیا در حرکت شد، سلطان محمد خوارزم شاه که می گویند بیش از یک میلیون سرباز مسلح آماده داشت، آن قدر در فرستادن سپاه به جانب چنگیزیان تاخیر و تعلل کرد که چنگیز و لشکریان شان خاک افغانستان را به توبره کشیدند و خود خوارزمشاه چنان مرد که حتا کفن برایش وجود نداشت.
مردم قندهار آن قدر در قیام کردن در مقابل ظلم گرگین دست نشانده حکام صفوی تعلل و تاخیر انجام دادند که این شخص دمار از روزگار شان در آورد. شاه زمان نواسه احمد شاه ابدالی آن قدر در حمله به هند بریتانیوی تاخیر کرد که بریتانیا در آن کشور چنان قدرت گرفت که بعد ها سه جنگ میان افغانستان و هند برتانیوی به وقوع پیوست و یک عالم درد و رنج را برای مردم به وجود آورد.
حتا سردار داوود خان آن قدر در مهار حزب دموکراتیک خلق افغانستان که کم کم داشت رشد می کرد و اوج می گرفت و حتا در قوای مسلح نفوذ کرده بود، تاخیر کرد تا بالاخره سرش را در این راه به باد داد. کودتای ثور به وجود آمد که میلیون ها انسان را به کام مرگ برد و در کل شیرازه ی نظام اجتماعی در افغانستان را به هم ریخت که شاید جبران آن سال های زیادی طول بکشد.
در حال حاضر نیز تاخیر در بیشتر کار ها عرصه ی زندگی را بر مردم تنگ کرده است.
زمانی که زمستان سرد و آدم سوز می گردد، قحطی و قیمتی هم بر آن افزوده می شود و ضرورت به مواد غذایی بیشتر می گردد. کشوری فقیری نظیر افغانستان که بیش از ۴۰ درصد آن در زیر خط فقر زندگی می کنند، مجبور هستند چشم انتظار دست های خیری از کشور های دیگر باشند تا جان شان را از این ورطه ای بلا برهانند. در چنین آوان دولت اعلام می کنند که برای رفع کمبود مواد غذایی در فصل زمستان چند صد هزار تن گندم وارد میکند. ولی همچون نوشداری بعد از مرگ سهراب، این مواد غذایی زمانی به مردم می رسد که فصل تابستان است و گندم همچنان فراوان و یا هم یک تعداد از محتاجان و گرسنه ها جایی رفته اند که دیگر نه به غذا ضرورت دارند و نه به سر پناه. این تاخیر وحشتناک باعث مرگ و در به دری مردم می گردد.
مسوولین به پایتختی مثل کابل که تاریک ترین شهر جهان است وعده می دهند که به  زودترین فرصت، چه بسا در ظرف چهل روز برق خواهند آورد، ولی آن قدر تاخیر می کنند، که سال ها می گذرد و وقتی برق می آید که مردم فراموش کرده اند که مسوولین چه وقت وعده ی برق را داده بودند.
شهرداری وعده می کند که به زودی یک تعداد از جاده ها عریض تر می گردد. بنابراین یک تعداد زیاد خانه های مردم را تخریب می کند و مردم را بی سرپناه ولی آن قدر در ساختن جاده ها  تاخیر می کند، که مردم تصمیم می گیرند دوباره خانه ی شان را در همان جا آباد کنند.
دولت وعده می دهد که به زودی مواد مخدر را در کشور از بین خواهد برد ، ورنه مواد مخدر آنان را از بین خواهد برد. سال ها می گذرد نه تنها دولت نمی تواند مواد مخدر را از بین ببرد که افرادی در حکومت نیز در این کار دخیل می باشند؛ در نتیجه کشور حامی ما امریکا می گوید این حکومت حکومت مواد مخدر است. به این ترتیب نه مواد مخدر از بین می رود و نه خود حکومت.
حکومت کارمندان زیادی دارد که برای شان معاش می دهد، ولی این معاش تکافوی زندگی یک ماهه یک فرد را هم نمی کند، چه برسد به یک فامیل. بعد حکومت وعده ی افزایش معاش را می دهد، ولی آن قدر در افزایش معاش و یا حتا دادن معاش تاخیر می کند که مامورین اش یا شروع به رشوت گیری می کنند و یا این که بعد از وقت کچالو و شلغم و ترب و ملی سرخک می فروشند.
به این ترتیب حکومت قانون اساسی می سازد و خود را ملزم به اجرای آن می داند، ولی خودش در اجرای آن تاخیر می ورزد. همین  قانون اساسی می گوید رییس جمهور باید در ماه جوزا از سمت اش کناره گیری کند و یک تا دوماه قبل از آن باید انتخابات برگزار شود. ولی کمیسیون انتخابات، انتخابات ریاست جمهوری را  چهار ماه به تاخیر می اندازد و حتا می گوید اگر دلش خواست می تواند بیشتر از این هم به تاخیر بیاندزاد و هیچ کس هم نیست که بگوید کسی نمی تواند قانون اساسی را نقض کند.
زیرا همه اعتراض و انتقاد شان را به دلیل تطمیع شدن به تاخیر انداخته اند.
به این ترتیب، تاخیر و تعلل مانند غم و غصه در این کشور هی تکرار می شود و تکرار می شود و ما می شمریم دیروز را،  امروز و پریروز را.

دکمه بازگشت به بالا