افغانستان و عوامل متعدد ناکامی‌ها

بعد از این که باراک اوباما به ریاست جمهوری امریکا رسید، این پیش بینی در افغانستان شکل گرفت که با آمدن وی امکان ادامه ی کار رهبران دولت افغانستان تقلیل می یابد. به نظر می رسد دو عامل در این پیش بینی دخیل بود. یکی این که باراک اوباما در کارزار انتخاباتی خود از مدیریت دولت افغانستان انتقاد کرده بود و دیگر این که این دموکرات رنگین پوست با سخت کوشی خود را به بلند ترین مقام سیاسی امریکا رسانده و سازش وی با دولتی که به ضعف و ناکامی شهره شده است، مشکل خواهد بود.
بعد از انتشار خبرهایی مبنی بر مشارکت عده ای از شخصیت های افغان بیرون از دولت در مراسم تحلیف باراک اوباما، این نظر قوت بیشتری گرفت و بسیاری ها این تحلیل را تایید می کنند که ممکن است تیمی متشکل از افرادی که در مراسم تحلیف باراک اوباما مشارکت کرده اند، مورد حمایت ایالات متحده قرار گیرد و دولت آینده افغانستان را تشکیل دهد.

این نظر که آمدن اوباما اثرات منفی بر دولت رییس جمهور کرزی دارد، در رسانه های بین المللی نیز بازتاب یافته است.
اخیرا روزنامه بریتانیایی ایندیپندنت در مطلبی با عنوان «کاسه صبر از فساد در افغانستان لبریز می‌شود»، نوشته است که  افزایش فساد و ضعف رهبری در افغانستان باعث شده است تا حمایت بین‌المللی از حامد کرزی که زمانی محبوب دولت‌های غربی بود، به تدریج رو به افول بگذارد. این روزنامه نوشته است که در زمان حاضر، چهار تن از شخصیت‌های سیاسی افغانستان که گفته می‌شود کرزی را به چالش خواهند خواند، به پایتخت امریکا سفر کرده‌اند و قرار است با مقام های دولت باراک اوباما ملاقات کنند. به نوشته ی ایندیپندنت، سفر آنان به این شایعه دامن زده است که ممکن است این چهار  تن با هدف متحد کردن تمامی گروه‌های قومی افغانستان، با حمایت از یک برنامه واحد، وارد مبارزه انتخاباتی علیه کرزی شوند.
از سوی دیگر انتصاب ریچارد هولبروک به عنوان فرستاده ویژه باراک اوباما در امور افغانستان و پاکستان نیز نشان می دهد که باراک اوباما می خواهد به شکل جدی تر و حتا مستقیم تری مسایل مربوط به افغانستان و پاکستان را تحت کنترول داشته باشد تا بتواند با دست بازتری با آن برخورد کرده و بر بحران موجود در منطقه غلبه کند.
اما در این میان آنچه باید مورد ارزیابی قرار گیرد، این است که نباید در مسایل مربوط به ناکامی های دولت نوبنیاد افغانستان تحت رهبری حامد کرزی، تنها رییس جمهور را نکوهش کرد. شکی نیست که رییس جمهور به دلیل قرار داشتن در بلند ترین مقام اجرایی و با برخورداری از بیشترین صلاحیت اداری و اجرایی و در عین حال مسوول بودن به انجام بسیاری از کارهای ضروری اداری و اجرایی، اولین نشانه یا برجسته ترین نشانه و هدف برای انتقاد و اعتراض است، اما با اندکی تامل و پرداختن منطقی و منصفانه به مسایل مربوط به افغانستان، روشن می شود که در ناکام شدن اولین دولت دموکراتیک، رد پای بسیاری از افراد و اشخاص حقیقی و حقوقی وجود دارد که بی توجه گذشتن از آنان و متمرکز کردن انتقاد ها تنها به حامد کرزی، حقیقت را افشا نخواهد کرد و در نتیجه دولت آینده و دولتمردان آینده افغانستان را نیز در ابهام قرار خواهد داد.
آنچه دولت نوپای افغانستان را به بن بست کشاند و نظام سیاسی موجود را در تحقق آرزوهای مردم کشور ناکام گذاشت، عدم تطبیق قانون و برخورد فراقانونی مقام ها با مسایل بود. عدم اجرای قوانین نافذه کشور باعث گردید تا دولت افغانستان به عنوان یک دولت فاسد معرفی گردد و تلاش های این دولت نتواند از حمایت های بین المللی استفاده بهینه نماید.
زمانی که انتخابات ریاست جمهوری، که اولین انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ دیرپای کشور محسوب می گردید، به تاریخ ۱۸ میزان سال ۱۳۸۳ برگزار گردید، مشارکت مردم در انتخابات بی نظیر بود. این مساله نشان می داد که مردم افغانستان امید دارند که اشتراک شان در پروسه ی انتخابات سرآغاز مشارکت شان در اعمال حاکمیت بوده و با تحقق آن، آرزوهای دیرینه ی شان تحقق یابد.
اما از آن جایی که رییس دولت علی رغم وعده ی خود نتوانست در تعیین همکاران خود، از ائتلاف سیاسی و تعامل با اشخاص مقتدر خارج شود، در تعامل با این اشخاص، قدرت کنترولی خود را از دست داده و در نتیجه اخلال در اجرای مسوولیت های اجرایی به وجود آمد و کمک های مالی و سیاسی بین المللی نیز نتوانست به بهبود اوضاع عمومی کمک کند. قانون جای خود را به رفتارهای فراقانونی اشخاص سپرد و دستگاه های عدلی و قضایی نیز نتوانست با متخلفین قانون برخورد کنند.
از سوی دیگر شکل گیری سیستم نمایندگی از مردم و ایجاد پارلمان نیز که به عنوان آخرین روزنه ی امید برای موثر سازی دولت به حساب می آمد، نتوانست امور را بهبود بخشد. تصویب منشور مصالحه ملی  از سوی پارلمان این ذهنیت را به وجود آورد که در افغانستان هنوز هم نه تنها ذهنیت تعامل فراقانونی وجود دارد، قانون نیز به نفع اشخاص زورمند استفاده می شود. از همین رو فاصله میان مردم و دولت ایجاد شد و از این فاصله مخالفان دولت افغانستان بیشترین نفع را برده، با اخلال امنیت باعث گردیدند تا تمامی برنامه ریزی های دولت جدید در عرصه ی اقتصاد، امنیت، سیاست و اجتماع با مانع بربخورند.

دکمه بازگشت به بالا