افغانستان از اشغال تا وابستگی

به روز ششم جدی سال ۱۳۵۸ افغانستان از سوی ارتش سرخ شوروی سابق اشغال گردید. نظامیان ارتش سرخ در حمایت از حکومت ببرک کارمل که پس از قتل حفیظ الله امین  به قدرت رسیده بود، وارد افغانستان شدند. هجوم زمینی و هوایی ارتش سرخ به افغانستان باعث گردید تا سیاستمداران مخالف با نظام تحت حمایت روس ها در کابل، با اشغال شده خواندن سرزمین افغانستان، مردم را به جنگ دعوت کرده و مقابله ی نظامی با نظامیان روسی و حکومت تحت حمایت روسیه در کابل را شروع کنند.

این جنگ اگر چه زمانی درازی را در بر گرفت، اما سر انجام به شکست نیروهای روسی و پیروزی مردم افغانستان منجر گردید و سران کرملین با اشتباه خواندن حضور نیروهای شان در افغانستان، آمادگی روس ها را برای خروج از افغانستان اعلام کردند. این کار سر انجام عملی گردید و نظامیان ارتش سرخ شوروی سابق، دست از پا دراز تر خاک افغانستان را ترک کردند.
از آن روز اینک ۲۹ سال می گذرد. نیروهای روسی از افغانستان خارج شده اند. در سطح جهانی تغییرات سیاسی وسیعی به وجود آمده است. اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی آن زمان، به جماهیر متعددی تقسیم شده است که بعضا سر رقابت و ناسازگاری با کرملین را در پیش گرفته اند. اما در افغانستان وضعیت عمومی تغییر مثبتی نکرده است.
با خروج نیروهای شوروی سابق از افغانستان و شکست دولت تحت حمایت روس ها در کابل، نظام سیاسی تغییر کرد. رهبران جهادی که در راس رهبری جهاد و مقاومت مردم علیه حضور نیروهای خارجی قرار داشتند، حکومت را در کابل به دست گرفتند، تا صفحه ی جدیدی در تاریخ سیاسی پر از حادثه افغانستان بگشایند. اما بهبودی در وضعیت سیاسی به میان نیامد و شرایط به گونه ای پیشرفت که اکنون شماری زیادی از سیاستمداران به این نظر هستند که حیات سیاسی افغانستان به صورت مستقلانه، بدون حضور نیروهای خارجی در این کشور، قابل تصور نیست و زمانی زیادی لازم است تا افغان ها از نظر سیاسی و نظامی، ظرفیت لازم را برای مستقل بودن به دست آورند.
از همین رو است که اکنون نیز سربازان خارجی در افغانستان حضور دارند. گروه طالبان به عنوان تنها گروه مطرح مخالف با دولت افغانستان و حضور نیروهای خارجی در افغانستان، این حضور را اشغال افغانستان تلقی می کنند و از همین رو حتا به دعوت آشتی جویانه رییس جمهور کرزی که در راس دولت قرار دارد نیز روی خوش نشان نمی دهد. اما در سوی دیگر دولت افغانستان تحت رهبری حامد کرزی به این نظر است که حضور این نیروها برای تامین ثبات در افغانستان ، ضروری می باشد.  از همین رو حتا هشدار رییس جمهور کرزی در خوست مبتنی بر امکان تدویر لویه جرگه برای حضور یا عدم حضور  نیروهای خارجی در افغانستان، جدی پنداشته نشده ، بلکه شوخی سیاسی برای جلب آرای انتخاباتی تلقی می شود. زیرا رییس جمهور کرزی بیش از هر فرد دیگری می داند که در نبود این نیروها، حکمروایی وی بر افغانستان نیز به آسانی قابل تصور نیست. به این دلیل که اکنون که این نیروها حضور دارند نیز در مورد میزان سلطه دولت تحت رهبری وی به سطح کشور، اختلاف نظر وجود دارد و بحث هایی در خصوص تقسیم قلمرو حاکمیت در افغانستان وجود دارد.
مهم ترین موضوع این است که باید بررسی شود چه دلیل یا دلایلی باعث گردیده تا زندگی مسالمت آمیز افغان ها بدون حضور نیروهای خارجی، نا ممکن و یا حد اقل بسیار مشکل تلقی شود. البته نباید از واقعیت گذشت که این دید و نگرش نسبت به افغانستان از عملکرد سیاستمدران افغانستان به وجود آمده است که در دوره بعد از خروج نیروهای شوروی سابق از افغانستان و شکست حکومت تحت حمایه مسکو، سالیان سال در جنگ باقی ماندند و نتوانستند به تفاهم محکمی دست یابند و ثابت کنند که رهبران سیاسی افغانستان می توانند بدون نظارت خارجی ها نیز بر بحران های داخلی غلبه نمایند.
اکنون وقتی واژه « تحمل پذیری» و ضرورت آن در سخنان رهبران سیاسی کشور مطرح می گردد، این نگرانی به وجود می آید که گویا وضعیت کنونی که در آن رهبران سیاسی ای در گذشته مخالف، کنار هم می نشینند و به سوی یکدیگر لبخند می زنند، گویا وضعیت تحمیل شده است که اگر تحمیل آن رفع گردد ممکن است وضعیت نیز به هم بخورد. اگرچه شکل گیری تشکلات سیاسی که در آن افرادی از گروپ های سابق که در مخالفت با یکدیگر قرار داشتند، گرد هم آمده اند، می تواند این امیدواری را به وجود آورد که ریشه های مخالفت های سیاسی گذشته، قطع گردیده است. اما آنچه نگران کننده است، این که تضمینی در برابر خشونت آمیز شدن رقابت های سیاسی کنونی در نبود وضعیت تحمیلی ( شاید به دلیل حضور نیروهای خارجی) که از سخنان رهبران سیاسی استنباط می گردد، وجود ندارد.
همین خلای بزرگ باعث گردیده است تا همیشه افغان ها به مناسبت های مختلف فقط نتیجه ی گیرو دارهای شان را جشن بگیرند و از این که نیروهای خارجی را در کشور شکست داده اند و از اشغال مستقیم رهایی یافته اند، جشن بگیرند، اما هیچ گاهی روز و مناسبتی را پیدا نتوانسته اند که در آن از خود کفایی شان در عرصه ی مدیریتی و عدم وابستگی به حضور مشاوران سیاسی نظامی- خارجی تجلیل کنند.

دکمه بازگشت به بالا