افغانستان؛ کشوری وابسته به شرایط خارجی

انتشار خبر مصالحه و مذاکره میان طالبان دره سوات با دولت محلی در پاکستان، موجی از نگرانی را در میان دولتمردان افغانستان به وجود آورده است. شکی نیست که به دلیل ارتباط نزدیکی که میان طالبان پاکستانی و طالبان افغان وجود دارد، هرگونه شرایط در پاکستان تاثیر مستقیم بر افغانستان دارد، اما چیزی که می تواند در پیوند به این موضوع قابل بحث باشد، این است که چرا در افغانستان اوضاع همچنان بدان گونه است که برنامه ریزی های داخلی منوط به چشم اندازها در مورد وضعیت های فراکشوری می باشد.
آنچه باعث گردیده تا افغانستان به شرایط خارجی وابسته گردد، این بوده که در داخل افغانستان یک دولت قوی ملی به وجود نیامده است. چه در دوره ای که افغانستان توسط سلسله های شاهی اداره می گردیده و چه در دوره های بعد از شاهی، دولت قوی مبتنی بر وحدت ملی و حمایت اقشار مختلف مردم از تمامی لایه ها و قشرهای فرهنگی و قومی و زبانی به وجود نیامده و همین مساله باعث گردیده است تا راه نفوذ خارجی بر افغانستان از طریق تمسک به نارضایتی های داخلی باز گردد.
اگرچه می توان وضعیت عمومی جهانی به خصوص در دوران شدت و حدت جنگ سرد میان دو قطب شرق و غرب را نیز دلیلی بر نفوذ سیاست های خارجی در افغانستان دانست، اما آنچه این شرایط را دوامدار ساخته است، عدم سیاست گذاری واقعی برای شکل دهی دولت مقتدر منبعث از یک ملت متحد و مقتدر بوده است که نه در گذشته و نه در حال روی آن کار صورت نگرفته است.
حادثه ی هفتم ثور و نتایج حادث از آن باعث گردید تا وابستگی افغانستان به کشورهای خارجی علنی تر و عریان تر گردد. از یک سو ترتیب دهندگان کودتای خونین هفتم ثور کوشش کردند برای در دست نگهداشتن قدرت و سرکوب نارضایتی مردم از دخالت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سابق استفاده کنند و از سوی دیگر نیروهای مخالف با کودتا گران با انتقال دادن مراکز رهبری خود به کشورهای ایران و پاکستان، زمینه ی دخالت مستقیم این کشورها در امور مربوط به افغانستان را فراهم نمودند.
رحل اقامت افکندن رهبران جهادی در پاکستان و سایر کشور ها باعث گردید تا این کشورها در پی استحکام نفوذ سیاسی خود در افغانستان بر آیند و پس از آن که دولت مجاهدین در افغانستان روی کار آمد، نیز نفوذ سیاسی همسایه ها به خصوص پاکستان راه به همراه داشت که این وضعیت تا کنون نیز اگرچه به عناوین متفاوت تغییر صورت داده، اما پایان نیافته و هنوز ادامه دارد.
البته آنچه باعث شده تا پاکستان در این راستا نقش مداخله جویانه ای را در افغانستان ایفا کند، گسترش نفوذ سیاسی این کشور بر افغانستان برای پرهیز از جنجال های احتمالی مرزی است که همیشه از سوی دولتمردان افغان در قالب اعتراض های سیاسی عنوان گردیده و علی رغم تفاوت شرایط، ادامه یافته و باعث ایجاد حساسیت در نزد رهبران سیاسی پاکستان گردیده است.
همین موضوع باعث گردیده تا این کشور همسایه همیشه در نقش پناهگاه دایمی برای مخالفان دولت مستقر در کابل عمل کند و جالب این که این نقش در هر دوره و شرایط سیاسی و زمانی ادامه یافته است.  به این معنا که پاکستان همیشه آغوش خود را برای نا راضیان دولت افغانستان در هر شرایط سیاسی باز نگهداشته و از مخالفان استقبال کرده است.
همین مساله سبب شده است تا اکنون نیز طالبان در پاکستان فرصتی برای تجدید نیرو و تجهیز به دست بیاورند و به مخالفت مسلحانه ی خود علیه دولت افغانستان ادامه دهند. اگرچه دولت پاکستان در سیاست رسمی خود از دولت کابل اعلام حمایت کرده است، اما در عمل حمایت غیر رسمی از مخالفان دولت کابل نیز ادامه یافته است. ادامه ی این شرایط اگرچه برای دولت پاکستان و امنیت داخلی این کشور نیز خطر آفرین شده است، اما دولت پاکستان کوشش نکرده است تا اوضاع منطقه ای به نفع دولت افغانستان تغییر کند.
اگرچه با روی کار آمدن دولت غیر نظامی در پاکستان به دنبال برگزاری انتخابات پارلمانی در فبروری سال گذشته میلادی، دولت افغانستان با دلخوشی از تغییر مثبت در روابط افغانستان و پاکستان سخن گفته و این کشور را حامی دولت افغانستان در مبارزه با مخالفان اش می داند، اما دولت پاکستان با ظرافت خاصی هنوز هم همان سیاست یک بام و دو هوای خود را با افغانستان ادامه داده و هر از گاهی با به بحث گرفتن موضوع مذاکره و مصالحه با طالبان پاکستانی طرفدار طالبان افغان، خوشبینی های دولت افغانستان را اخلال می کند.
آنچه به یقین قابل طرح است، این که تا رهبران سیاسی افغانستان با به مطالعه گرفتن، شناخت و از میان برداشتن آفت هایی که مانع شکل گیری ملت واحد و همبسته برای تشکیل دولت مقتدر، مستقل و غیر وابسته به کشورهای دیگر در پی ایجاد تغییر در روابط سیاسی درون کشوری گام نگذارند، افغانستان از وابستگی به شرایط سیاسی خارجی تحمیل شده از سوی کشورهای همسایه و غیر همسایه رهایی پیدا نمی کند. نکته ی اصلی این است که برای غیر وابسته بودن تنها بکار گیری کلماتی چون استقلال و خود ارادیت کفایت نمی کند، بلکه لازم است تا شرایط داخلی قطع وابستگی نیز مورد نظر قرار گیرد.

دکمه بازگشت به بالا