اسبم را در خانه ملک بسته کنید

هفته‌ی گذشته آقای محمد انور جگدلک بر بنیاد فرمان رییس‌جمهوری کشور به حیث وزیر دولت در امور پارلمانی مقرر شد. آقای جگدلک سال‌ها ریاست عمومی تربیت بدنی و ورزش و کمیته ملی المپیک را به عهده داشت، مدتی شاروال و چند سالی هم وزیر مشاور ریاست جمهوری در امور جوانان بود. اگر با احتیاط به مساله بنگریم، درمی یابیم که با کنار رفتن آقای جگدلک که بیشتر از شانزده سال رهبری ورزش را به عهده داشت، ریاست جمهوری توانست جای آقای فاروق وردک را به گونه ای در وزارت دولت در امور پارلمانی با گماشتن آقای جگدلک به سادگی پر کند، اما در عوض با چالش های فراوانی در مورد جانشین آقای جگدلک در اداره ورزش رو به رو شده است.

با کنار رفتن آقای جگدلک از رهبری ورزش، میدان بی پرسان ورزش بیشتر از هر زمان دیگر شغالی شد و حلقه ها ی نامتجانس که تا دیروز به خون یکدیگر تشنه بودند، تشکیل جلسه دادند تا هر کدام بر کرسی رهبری ورزش تکیه بزنند. در این میان چیزی که بسیار قابل تاسف است، این که شماری از دست اندرکاران ورزش نیز بی گدار به آب زدند و با نامزد کردن عده ای که هیچ گونه توانمندی در رهبری ورزش ندارند، نا آگاهانه در این پروسه ی نامیمون قدم گذاشتند. تاسف زمانی ابعاد گسترده تری می یابد که کسانی که به اصطلاح پیشینه ی کار شان به حیث مهره های بی کفایت ریاست تربیت بدنی و ورزش و کمیته ملی المپیک زبانزد خاص و عام است و قادر به انجام دادن کوچکترین کاری برای ورزش افغانستان نبودند، حالا هوای ریاست به سر می پرورانند و خواب ریاست ورزش می بینند. مقوله ی معروف است که کسی را که به قریه را نمی دادند، خواستار بستن اسب اش در خانه ی ملک بود. و این مهره های ناکارا و بیکاره که نتوانستند از فرصت های طلایی برای ورزش استفاده کنند، حالا می خواهند که اسب قدرت‌طلبی‌شان را در خانه‌ی ملک ببندند. 
عده‌ای ناشایسته و بیکاره که از سال ها در المپیک و چند فدراسیون به سو استفاده‌ها و خودکامگی‌ها ادامه می دادند، بیشتر از هرکس دیگر از این مساله دست پاچه شده اند و از آن واهمه دارند که مبادا مدیر جدید ورزش به خودکامگی های خود پایان دهد. این خودکامگان از همین حالا خواب ندارند و هر روز می خواهند با پیش کردن مهره های بیکاره و ناتوان به مدیریت ورزش روزها و سال های دیگری را نیز به امپراتوری های بیکارگی شان ادامه بدهند. این بیکارگان که حاضر نبودند با رهبری فدراسیون ها حتا جلسه ی چند دقیقه ای داشته باشند، حالا عده ای از کارمندان المپیک را می خواهند فریب بدهند و رهبری چند فدراسیون را با ایجاد ارعاب و ترس و یا با تطمیع و وعده و وعیدهای میان تهی به پشتیبانی از طرح بیکاره‌ها در مدیریت ورزش افغانستان مجبور کنند.
راستی پرسش این جاست که چگونه شمار علاقه مندان رهبری ورزش به یکبارگی زیادتر از علاقه مندان ریاست جمهوری شد و هر روز شمار علاقه مندان تصاحب این سمت فزونی می یابد و اگر اوضاع به همین منوال به پیش برود، با تاسف باید گفت که تا یک ماه دیگر صدها علاقه مند ریاست ورزش به جان هم می افتند و بر بنیاد فرهنگ خشونت که به دلیل ضعف مدیریت از دیرها در ورزش افغانستان نهادینه شده است، شاهد کشتن ها و بستن ها و لت و کوب ها خواهیم بود. 
یکی از دلایل عمده ای که علاقه مندان ریاست ورزش را بیشتر از هر زمان دیگر شایق و علاقه مند به انحصار این سمت می سازد، امتیاز های فراوان پولی، سفرها و شهرت طلبی و… است، جایی که از کار، پاسخ دهی و مسوولیت خبری نیست و ریاست ورزش به هیچ کس پاسخگو نیست.
اگر ریاست تربیت بدنی و ورزش به گونه ی شفاف از کارها و کارکردهایش به ملت پاسخگو می بود، اگر رهبری آن بر معیار شایستگی انتخاب می شد، اگر می توانست جلو خودسری ها و سو استفاده را بگیرد، اگر فرهنگ خشونت و معامله گری را ترویج و حمایت نمی کرد، اگر زمینه ی اختلاس و سو استفاده را برای شماری از رهبری ورزش و شماری از رییسان فدراسیون فراهم نمی کرد، اگر پارلمان از همه کارها و فعالیت های ریاست تربیت بدنی و ورزش به گونه ی شفاف حساب می گرفت و اگر دولت اندکی به خواست های برحق ورزشکاران توجه می کرد، حالا این همه بیکاره ها دعوای ریاست تربیت بدنی و ورزش را نمی کردند و خواب ریاست ورزش را نمی دیدند و هوای ریاست را در سر نمی پروراندند. 
بی گمان که اگر مدیریت ورزش کشور بر اساس شایستگی، صداقت، خلاقیت، توانمندی و علاقه مندی به کار انتخاب شود، بیکاره های پر ادعا به گوشه ای می خزند و دیگر خواب ریاست نمی بینند. 
ایکاش رهبری دولت اندکی به مساله با تعمق بنگرد و در انتخاب یک مدیر توانمند، آگاه، صادق و پرکار، گره از کار ورزش بگشاید و ورزش را به سوی بالندگی رهنمون شود. اگر ریاست جمهوری بار دیگر اشتباه کند و مدیریت ورزش کشور را به معامله بگذارد، دیر نخواهد بود که شاهد بربادی بیشتر ورزش کشور خواهیم بود.
ایکاش آقای رییس جمهور یک بار هم که شده در مورد ورزش تصمیم مسوولانه بگیرد و سرنوشت صدها هزار ورزش کار را به دست دلالان ورزش و بیکاره های هیچ کاره واگذار نکند. تنها با تعمق و تامل و رایزنی با چیزفهمان ورزش، می توان چهره های صادق، توانمند و آگاه را به مدیریت ورزش انتخاب کرد و کشتی شکسته ی ورزش را به ساحل نجات رساند. تصمیم ریاست جمهوری می تواند آینده ورزش افغانستان را دگرگون یا سرنگون سازد. 

دکمه بازگشت به بالا