اراده ای برای مبارزه با طالبان وجود دارد؟

۷ سال قبل مردم افغانستان شاهد رویداد های مهمی در کشور بودند. در اثر این رویدادها  نظام طالبانی از بین رفت و بر اساس توافق بن، حکومتی تحت ریاست حامد کرزی در افغانستان روی کار آمد. جامعه جهانی در یک رویکرد تازه افغانستان را مورد توجه قرار داده و با تعهد میلیاردها دالر و اعزام سربازان خود با شعار همکاری با مردم افغانستان و مبارزه با طالبان فصل جدیدی را باز نمود. مردم افغانستان با امیدواری های بیشتر از این روند استقبال نموده و در انتظار تحقق وعده های داده شده از سوی جامعه بین المللی و حکومت تحت حمایت آنان بودند.


خشونت همچنان ادامه دارد
با گذشت ۷ سال  هنوز هم مردم افغانستان قربانی حمله های طالبان می باشند. هر چند انتظار می رفت که با توانمندی پولیس، اردو و افزایش نیروهای بین المللی از میزان حمله های طالبان کاسته شود، اما رویداد های سال ۲۰۰۸ نشان داد که این خشونت ها افزایش یافته و نگرانی ها از بد تر شدن اوضاع نیز مطرح می گرد. طی ۷ سال اخیر هزاران تن از شهروندان کشور در اثر حمله های انتحاری، بمب های کنار جاده ای و حمله های مستقیم مخالفان مسلح از بین رفتند. در این میان کشور های خارجی نیز از این خشونت ها در امان نمانده و همه روزه شاهد حمل تابوت سربازان خود به کشور های شان بوده اند. بر اساس آمار های ارایه شده، تنها در سال ۲۰۰۸ بیش از ۳۰۰ تن از سربازان خارجی کشته شده اند.
بر اساس همین ارزیابی ها در سال گذشته میلادی در حدود ۳۴۰ تن از سربازان اردوی ملی و بیشتر از هزار نفر از ماموران پولیس کشته شده اند.
تاثیرات روانی افزایش تلفات
افزایش تلفات سربازان داخلی و خارجی با تاثیرات روانی همراه می باشد. در جنگ بدون دستاورد با طالبان و افزایش مرگ سربازان سبب شده است تا این سربازان از لحاظ روانی و روحی در موقعیت ضعیفی قرار گیرند. برای کشور های عضو ایتلاف نیز تابوت از افغانستان با پیامد های خاصی همراه بوده است. بیشتر نهاد های مدنی و رسانه ها بن بست جنگ در افغانستان را با تحت فشار قرار دادن مسوولان خود می خواهند تا به این ماموریت خطرناک پایان داده شود.
واکنش ها در آلمان، هالند، دانمارک و کانادا همگی گواه بر این مساله می باشند. آیا اراده ای برای جنگ وجود دارد؟
اکنون سوالی که ذهن هر افغان را به خود جلب کرده است، این است که چرا با حضور این همه نیرو و ساز و برگ نظامی، جنگ همچنان ادامه دارد. در حالی که امکانات طالبان با نیروهای داخلی و بین المللی هرگز قابل مقایسه نمی باشد، پس چرا طالبان همچنان به عنوان یک خطر در عرصه ی نظامی باقی مانده و تلاش صورت می گیرد تا این گروه همچنان یکی از بازیگران اصلی در صحنه ی سیاسی-نظامی باقی بماند. هم اکنون تمام مسوولان افغانی و فرماندهان نظامی از قدرتمند شدن طالبان سخن می گویند و بر همین اساس است که حتا برگزاری انتخابات را نیز با شک و تردید پی گیری می کنند. اما آیا واقعا طالبان تا این اندازه توانمند می باشند که در برابر اراده ی تمام دنیا مقابله نمایند؟ البته در این شکی نیست که طالبان از انگیزه های قوی برای بازیابی قدرت از دست رفته تلاش می کنند. اما واقعیت این است که طالبان بیش از آن که قوی باشند، توانمندی قوت طالبان در اذهان نیروهای بین المللی و مسوولان افغانی به وجود آمده است. هم اکنون بر اساس آمار های ارایه شده در کنار حدود ۷۵ هزار سرباز اردوی ملی و ۸۰ هزار سرباز پولیس، ۵۰ هزار سرباز نیرو های ناتو و امریکا در افغانستان حضور دارند. مجموع این نیرو ها به ۲۰۰ هزار تن می رسد.
اگر ما ولسوالی های آسیب پذیر را جدا کرده و برای آن سربازان در حد نیاز داشته باشیم، هرگز با این وضع رو به رو نمی باشیم. سیاست های چند گانه غرب و حکومت افغانستان در برابر  طالبان و گفته های متناقض کرزی در مورد جنگ و مصالحه با طالبان سبب شده است که هیچ گاه اراده جدی جنگ با طالبان به وجود نیاید. هرچند سفیر امریکا در کابل، زمانی که از توجیه برای اعزام سربازان بیشتر به افغانستان سخن می گفت، از اراده قاطع برای سرکوبی طالبان صحبت می کرد، اما شواهد نشان می دهد که اراده قطعی حد اقل در صحنه ی عمل وجود ندارد. این امر سبب شده که هم اکنون شک و گمان های مبنی بر همکاری و حمایت برخی از حلقات در میان کشور های عضو ایتلاف از طالبان شکل گیرد.
وقتی با مردم عادی در کوچه و محل در باره ی طالبان سخن می گویید، فورا در جواب می گویند که همه از یک منبع تمویل می شوند.
هرچند ایالات متحده در صدد لشکر کشی جدید برای نبرد با طابان می باشد، اما واقعیت عینی در کشور نشان می دهد که اگر اراده ای برای سرکوبی طالبان و ختم این جنگ وجود داشته باشد، این امر از عهده ی پولیس و سربازان افغانی نیز بر می آید. اما وقتی که در سطوح بالا چنین اراده ای وجود نداشته باشد و بنا به دلایل نامعلوم هدف های برای دوام جنگ وجود داشته باشد، با افزایش نیرو، هرگز نمی توان به پایان جنگ امیدوار بود. هم اکنون طالبان در صحنه عمل فاقد جبهه های منظم و سربازان آموزش دیده و امکانات وسیع می باشند. اما توهم توانمندی طالبان سبب شده تا حکومت و جامعه جهانی هردو در برابر اراده این گروه خود را ناتوان دیده و برای خلاصی از شر این نیرو،  به دامن  شاه عربستان، مفتی الازهر، بزرگان قوم و کشور های همسایه متوسل شوند.

 

دکمه بازگشت به بالا