اخوت اسلامی و نفاق مسلمین

کنفرانس بین‌المللی‌ای که زیر عنوان اخوت اسلامی به اشتراک بعضی از علمای دین از کشورهای مختلف اسلامی توسط شورای اخوت اسلامی در هوتل انترکانتیننتال گشایش یافت،  بیشتر از آن‌که در صدد یافتن راه‌های عملی و کارآ، برای متحد ساختن مسلمانان باشد،  روی اثرات و پیامد و نتایج این اتحاد و این‌که ضرورت آن در اسلام مورد تاکید قرار گرفته است،  تمرکز یافته بود. در حالی که هم آن نتایج و اثرات و هم تاکیداتی که اسلام بر ضرورت آن داشته و دارد، بدیهیاتی هستند که تقریبا هیچ منکری ندارد.  برادری بدون تردید، پیوسته مورد توجه اسلام و پیامبر گرامی‌اش بوده است، برعلاوه آن‌که سایر پیام‌آوران الهی نیز وحدت و اخوت میان پیروان‌شان را یکی از اهداف محوری‌شان قرار داده‌اند.

  اما در واقعیت تاریخ ما مسلمانان،  کمتر شواهدی از تحقق این آرمان مقدس و متعالی انسانی می‌یابیم،  مگر در زمان حیات خود پیامبر گرامی اسلام که خود نمونه و اسوه‌ای برای آرمان‌ها و ارزش‌هایی بود که دیگران را به آن فرا می‌خواند.  بلکه برعکس هرچه را شاهد بودیم نشان از نفاق و نزاع و خصومت داشته است.  شاید گفته شود که مسلمانان،  هیچ گاهی خصومتی با هم نداشته‌اند، بلکه امرا و حکام سو استفاده جو و دست‌های غرض‌آلود مغرضین، توانسته‌اند، آنان را علیه همدیگر برانگیزانند و فضایی ایجاد کنند که در آن جز نفرت و کدورت و خصومت حاکم نباشد.  درست است و ما خود در زمانی نه دور به چشم سر دیدیم که چگونه و توسط چه کسانی، مردم مسلمان افغانستان همان مردمی که سالیان دراز باهم زیسته بودند و با درد و داغ و حسرت و حرمان هم شریک بودند،  تشنه به خون همدیگر شدند و حتا آبرو و ناموس طرف مقابل را مباح شمردند.  طنز قضیه آنجاست که همان زمان نیز شعار اخوت اسلامی بر لب‌ها می‌شگفت و توصیه می‌شد، اما این شعار و توصیه‌ها معنایی جز تسلیم مطلق و بی‌قید و شرط طرف مقابل نبود. از لحاظ نظری و تیوریک،  هر سوره قرآن مجید،  گویای دیدگاه روشن اسلام در مورد ضرورت اتحاد و هم‌دلی مسلمانان است و پیامبر بزرگوار اسلام تا آن‌جا پیش می‌رود که می‌گوید «اگر فرد مسلمانی صبح کند، در حالی که اهتمام و توجه به امور مسلمانان نداشته باشد، مسلمان نیست».  اما ما عادت کرده‌ایم که این تذکرات و دستورات متعالی را به مثابه‌ی پرده ساتری برای پوشاندن و یا انکار کمبودها و ضعف خود ما بکار گیریم و نه  برای عمل کردن به آنها.  این‌که آرزو کنیم ما همه مسلمین مشت واحدی بر روی توطیه‌گرها بکوبیم و یک صف واحد باشیم، اما این حتا یک شعار هم نیست،  زیرا واقعیت امر این است که هنوز چنین «ما»یی صرفا یک انتزاع مجرد است.  چگونه می‌توان از گروه‌هایی که در مناطق گوناگون جهان زندگی می‌کنند و هر کدامی صرفا به منافع خودشان می‌اندیشند و در همین راستا حاضر و راضی هستند منطقه و مردم و کشور دیگر را که ادعای مسلمانی دارند،  قربانی منافع خویش سازند، تحت عنوان «ما» تعریف کرد؟ هشت سال جنگ عراق و ایران،  بیشتر از سی سال توطیه و ترفند پاکستان علیه افغانستان، جنگ شیعه و سنی در عراق، ستم مذهبی بر اهل سنت در ایران بر علاوه اختلافات مرزی میان کشورهای اسلامی،  حمایت بی‌چون و چرای عربستان از گروه جنایت‌کار طالبان علیه مردم افغانستان،  نمونه‌های اسف‌انگیزی هستند که موجودیت بالفعل «ما»ی اسلامی را با تردید مواجه می‌سازد. در این سمینار یادآوری شده است که» اخوت اسلامی تنها یک حرکت علمایی نیست بلکه سیاستمداران هم باید در آن سهم داشته باشند. این حرف بدی نیست اما باید توجه داشت که سیاستمداران همیشه چه مسلمان باشند و چه نباشند با هم برادراند. آقای کرزی مشرف را برادر می‌خواند،  ملک حسین و ملک فیصل و بشار اسد و قبل از وی حافظ اسد و امرای کویت و قطر و حسنی مبارک و قذافی و… همیشه با هم برادر بوده‌اند و بعضا هم دغدغه‌ی اخوت اسلامی داشته‌اند،  اما فقط همین نیست بلکه هر یک از آنان علما و فقیهان و روحانیونی در خدمت خویش داشتند که اقدام‌های‌شان را توجیه دینی می‌کردند.  آنهایی که عدالت اجتماعی را شعاری می‌دانند که در تمام جهان شنیده می‌شود،  خوب می‌دانند چه می‌گویند.  آنان می‌خواهند بگویند که عدالت شرط و اساس اتحاد مسلمانان نیست، فقط کافی است هر دو طرف مسلمان باشند و بر همدیگر ستم روا دارند و حق هم دیگر را بخورند و مانند سال‌های آغاز دهه هفتاد هم دیگر را اسیر بگیرند و خانه‌های هم را تاراج بنمایند و زنان هم را به اسارت ببرند. از همین سبب بود که درآن زمان هیچ عالم دینی علیه آن همه جنایت و وقاحت و رذالت و بی‌شرافتی سینه سپر نکرد و فتوا نداد.

دکمه بازگشت به بالا