احتمال برگزاری انتخابات در موعد مقرر؛ یک تیر به چند نشان

احتمال این می رود که آقای کرزی انتخابات را در زمان مقرر در قانون اساسی برگزار نماید. هرچند به صورت قاطع این تصمیم اعلام نشده است، ولی، خبرنامه ی ارگ ریاست جمهوری نخستین نشانه ها را در تغییر تصمیم رییس جمهور نشان می دهد. به این ترتیب، رییس جمهور با توجه به فشار های وارده که شاید قبلا تصور نمی کرد، مایل به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در موعد مقرر شده است.
این تغییر را می توان اقدام درست رییس جمهور در بحبوحه ی بحران قانون اساسی در کشور دانست و آن را اقدام مسوولانه خواند. اما، با تمام این خوشبینی روشن است که ترس از رقیبان یک مقدار تردید را در تصمیم رییس جمهور وارد ساخته است.
جبهه ی مخالف کرزی با وجود وعده های قبلی، از ادامه ی کار آقای کرزی، حمایت نکرد و در عوض فشار های پنهان و آشکار خود را بالای حکومت افزایش داد.
البته، باید ذکر کنم که حتا با تحلیل بالا نیز هنوز روشن نیست که آیا براستی رییس جمهور خواهان برگزاری انتخابات در زمان مقرر است یا نه. ولی از ظواهر امر چنین پیداست که رییس جمهور انتخابات به موقع را، با تمام کاستی های که می تواند داشته باشد، به نفع خود می داند.
ترس از جبهه ی مخالف
مشاجره لفظی ریس جمهور با احمد ضیا مسعود یک نکته را فاش کرد. به گمان آقای کرزی، جبهه ی مخالف او قصد دارد که در صورت تعویق انتخابات طرح حکومت موقت را پیش کش کند. آوردن صبغت الله مجددی و استفاده از قدرت رهبری ضعیف اش از سوی جبهه ی مخالف کرزی برای تضعیف رییس جمهور در انتخابات، زنگ خطر را برای حامد کرزی به صدا در آورد. زیرا، آقای کرزی می داند که با این کار جبهه ی شمال با استفاده از این موقعیت، به تحکیم و گسترش نفوذ خویش می پردازد. حتا هیچ کسی پیش بینی کرده نمی تواند که حکومت موقت انتخابات را زود برگزار خواهد کرد و یا دیر. این یعنی وضعیت غیر قابل پیش بینی سیاسی و نظامی.
روشن است که کرزی با احساس این خطر دریافته است که تعویق انتخابات برای او نفعی در بر ندارد. البته، رییس جمهور این را می داند که اگر انتخابات در جنوب به صورت مناسب برگزار نگردد، جبران رای مردم آنجا در شمال و یا مناطق غیر پشتون، کاری سهل نیست. از این خاطر، با تمام پیامد های احتمالی منفی آن، او درک می نماید که برگزاری انتخابات در زمان مقرر به نفع اش است. البته، این را نا دیده نگیریم که امکان تقلب و تخلفات انتخاباتی می تواند در میزان آرا تاثیر گذار باشد. در شرایطی که تمام کارمندان کمیسیون انتخابات متمایل به حکومت موجود هستند، امکان تخلف و تقلب نه بعید است و نه بی سابقه.
موجودیت ناظرین خارجی نیز تضمین کننده ی انتخابات شفاف در افغانستان بوده نمی تواند. زیرا، گرایش های سیاسی در میان ناظرین و کشورهای قدرتمند دخیل در افغانستان، حتا موضوع نظارت بر انتخابات را نیز به امری سیاسی و آلوده به مصلحت های سیاسی مبدل کرده است.
در حالی که بر اساس قانون اساسی و انتخابات، کسانی که مرتکب نقض حقوق بشر هستند نمی توانستند در انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی شرکت کنند، صلاحیت جنگ سالاران و قوماندانان زیادی به بهانه ی مصلحت های سیاسی از سوی کمیسون انتخابات و ناظرین انتخاباتی تایید گردید.
انتخابات به موقع به زیان کدام گروه است؟
من پیش از این به فکر بودم که کرزی نمی تواند در صورت نا آرامی در جنوب به فکر پیروزی در انتخابات یا حد اقل در دور اول آن باشد. ولی، با تحرکات جبهه ی مخالف کرزی برای ایجاد یک دولت غیر قانونی موقت، به نظر می رسد که کرزی حتا ریسک مشارکت پایین پشتون های جنوب را در انتخابات می خرد تا این که شاهد چانه زنی های بی انتها و قدرت گرفتن جبهه ی مخالف در آستانه ی انتخابات باشد.
اکنون، اگر آقای کرزی به واقع انتخابات را در زمان مقرر آن برگزار کند، جبهه ی مخالف، از یکسو، برگ برنده ی خود را از دست داده است، و از جانب دیگر، با عجله ی بسیار باید خود را برای انتخابات آینده و رقابت با کرزی آماده سازد.
چند احتمال را در این مورد می شود ذکر کرد:
۱ـ کرزی زمان کافی در اختیار داشته است که برای پیروزی مجدد از امکانات دولتی استفاده نماید. این در حالی است که رقیبان او از چنین امکاناتی برخوردار نیستند. نه والیان متمایل به خود را در کنار دارند، و نه خزانه های بی سروپای مالی حکومتی را. نه کمیسون انتخابات با آنها همراه است و نه ناظرین خارجی و سفارت های مقیم در کابل به آنها روی خوش نشان می دهند. هرچند کرزی با جامعه جهانی اختلاف نظر دارد، ولی، او اگر نامزد قوی ای را که از حمایت ایالات متحده برخوردار نباشد، در مقابل خود نبیند، از تمام امکانات به نفع خود جهت پیروزی استفاده می نماید.
۲ـ جبهه ی مخالف با توجه به وقت اندکی که در اختیار دارد، باید کمپاین انتخاباتی خود را آغاز کند. به نظر نمی رسد که وقت باقی مانده چنین فرصتی را در اختیار شان قرار بدهد. با وجود این که جبهه ملی ظاهرا مخالف کرزی، به حساب می آید، اما تا حال نتوانسته است که نامزدی را در مقابل او مطرح نماید. این در حالی است که این جبهه بارها گفته است که نامزدی را مطرح خواهد کرد، اما، روشن است که به دلایل متعدد این کار نشده است. اکنون چطور این جبهه می تواند در مدت کم نامزدی را از جانب خود معرفی نماید؟ در صورت تعویق انتخابات احتمال این کار می رفت، ولی، با توجه به وقت کم باقی مانده نه این کار میسر است و نه قابل پیش بینی. به نظر می رسد که فورمول قدیمی سازش با کرزی در مقابل گرفتن امتیازات، اعضای قدرتمند این جبهه را به سوی آقای کرزی می کشاند. البته با یک شرط که او نظر مساعد غرب را به دست آورده بتواند.
۳ـ معلوم نیست که آقایان جلالی و اشرف غنی در چه حالی به سر می برند، تا چه اندازه به رقابت خود با کرزی مطمین هستند و چه زمانی کارزار انتخاباتی خود را آغاز می کنند؟ به نظر می رسد که فرصت باقی مانده مجال کمپاین مناسب را به آنها نداده و الله توکلی به کارزار تبلیغات و رقابت خواهند رفت.

دکمه بازگشت به بالا