احتمالا این راه هم به ترکستان خواهد رفت

مبارزه با تروریزم که جامعه جهانی را به حضور نظامی و ملکی در افغانستان واداشت، همیشه با حرف و حدیث های متفاوتی مطرح گردیده است. در طول این هفت سال حضور نظامی جامعه جهانی در افغانستان همیشه مبارزه با تروریزم با استقبال و خوشحالی مواجه نگردیده که در وضعیت هایی هم مورد انتقاد قرار گرفته و آن زمانی بوده که بمباران نیروهای خارجی به عوض تروریستان، افراد ملکی را به کام مرگ می برد. هم مردم و هم مقام های دولتی افغانستان بارها نیروهای خارجی را به سهل انگاری در عملیات نظامی متهم کردند.

به باور افغانها نیروهای خارجی در طول این هفت سال کمتر عملیات نظامی را با نیرو های افغان هماهنگ کرده اند. این مساله باعث گردیده که اولا یک تعداد از این عملیات ها با تلفات افراد ملکی همراه باشد و ثانیا مردم هم در مقابل عملیات نظامی خارجی ها واکنش تندتری نشان دهند و ثالثا این مساله باعث شد تا طالبان از این موقعیت به نفع خود استفاده کرده و در پی سربازگیری از مردم برآیند. رییس جمهور کرزی هم یا بنا بر علایق وطن پرستانه و یا هم برای کمپاین تبلیغاتی و شاید هم به خاطر این که دیگر جامعه جهانی را با خود نمی بیند، شروع به انتقاد تند از عملیات نظامی، بازرسی خانه های افراد ملکی و بازداشت مردم به عناوین مختلف کرد، که هرچند اثر کمی بر نیروهای خارجی داشت، ولی بالاخره دولت ها را مجبور ساخت تا حد اقل در استراتژی مبارزه با تروریزم در افغانستان به باز بینی بپردازند. بعد از به قدرت رسیدن باراک اوباما در امریکا تغییر استراتژی جنگ در افغانستان ضرورت بیشتری پیدا کرد، زیرا اوباما قول داده بود که در مورد جنگ در افغانستان و عراق تغییراتی را ایجاد خواهد کرد.
این تغییرات شامل افزایش نیرو در افغانستان و تغییر راهبرد جنگ علیه تروریستان می گردیدند، تروریستان با گسترش ساحه ی فعالیت خود در گوشه و کنار کشور مستقیما دولت را به چالش جدی فرا خواندند. آنان هر گونه مذاکره با حکومت رییس جمهوری را که ضعف اداره اش باعث رشد طالبان گردیده است، منوط به خروج نیرو های خارجی دانستند و تقریبا به همه خواست های رییس جمهور جواب منفی دادند.
به عقیده ی صاحب نظران هرچه ساحه ی نفوذ طالبان و ضرورت مبارزه جدی با آنان بیشتر گردید، به همان اندازه دولت در موضع انفعالی فرو رفت و خود را حتا در مقابل جامعه جهانی هم باخت و کلا مهار مشکلات در افغانستان را به خارجی ها سپرد.
امروز وضع به حدی رسیده است که خارجی ها و تروریستان شروع به معامله می کنند  و دولت افغانستان که همه جنگ ها بر سر آن است، حیثیت یک تماشاچی را به خود گرفته است.
به این ترتیب بعد از تحولاتی که در امریکا به وقوع پیوست، زمینه برای بازبینی استراتژی جنگی ای که در افغانستان از سال ۲۰۰۱ اغاز شده است، فراهم گردید و بالاخره از روز پنجشنبه گذشته اجلاس وزیران دفاع کشورهای عضو ناتو برای بازنگری استراتژی جنگ در شهر کراکوف پولند آغاز گردید.
آنچه در آغاز این اجلاس توسط رسانه ها مطرح گردید، بیشتر از این که در حول و حوش تغییرات در راهبرد نظامی ناتو در افغانستان باشد، پیرامون افزایش نیرو ها در افغانستان بوده است. وزیر دفاع امریکا از هم پیمانان اش خواسته است تا به افزایش نیرو در افغانستان فکر کنند. یاپ دیهوپ شیفر، دبیر کل ناتو از کشور های عضو خواسته است تا به افزایش نیروهای امریکایی بسنده نکنند و آنان نیز در این زمینه سهم بگیرند. آلمان و ایتالیا وعده ی افزایش نیرو را داده اند و احتمالا کشور های دیگر هم نیروهای شان را افزایش خواهند داد.
حداقل تا اواخر جمعه شب نیز بحث دیگری جز افزایش نیرو در افغانستان در این اجلاس مطرح نگردید. این مساله در نزد صاحب نظران این نگرانی را به وجود آورده که مبادا تمام بازبینی در استراتژی در همین چارچوب افزایش نیروها محدود گردد که اگر این گونه شود، باید گفت هیچ گونه تغییری در استراتژی جنگ در افغانستان رخ نداده است. قبل از این نظامیان ناتو بارها مطرح کرده اند که افزایش نیرو در افغانستان کلید حل معمای جنگ با تروریزم نیست، بلکه باید راهبردهای جدید و عملی اثر گذار جستجو گردد.
یکی از این راهبردها افزایش سهم همسایه های افغانستان در زمینه ی مبارزه با تروریزم می باشد.
ایران به عنوان کشوری که می تواند بیشترین نقش را در متحول کردن روند مبارزه با تروریزم ایفا کند، مطرح است. این همسایه غربی کشور سال ها از چارچوب استراتژی مبارزه با تروریزم به دور نگهداشته شد و زمانی که خیلی دیر بود، دوباره طرح شراکت ایران در این راستا مطرح شد، پاکستان که صادر کننده ی بیشترین تروریست و تربیت کننده ی آنان است، کمتر همسویی با جامعه جهانی در امر محو تروریزم داشته است. ولی جامعه جهانی از جمله امریکا هنوز هم اعتماد کاذب به این کشور دارند و پاکستان را از کشورهای محوری برای مبارزه با تروریزم می دانند.
با توجه به قراین، اگر قرار باشد که اجلاس  بازنگری استراتژی مبارزه با تروریزم در افغانستان تنها به افزایش نیرو ها منحصر گردد، کاری از پیش نخواهد برد و با توجه به عدم تمایل کشور ها برای اعزام نیرو به افغانستان شاید این اجلاس هم نتواند نتایج مثبتی داشته باشد. ولی اگر همسو با افزایش نیرو در افغانستان طرح های دیگری هم در تغییر راهبرد نظامی در افغانستان مطرح گردد و همچنان مبارزه با ترویزم شکل منطقه ای به خود بگیرد می شود به آینده این بازنگری امیدوار بود. در غیر آن احتمالا ما باز هم به ترکستان خواهیم رفت.

دکمه بازگشت به بالا