اثرات رکود اقتصادی بر عملیات ناتو و عوارض آن بر افغانستان

رسانه ها به نقل از یک مقام پیمان ناتو اعلام کرده اند، امکان وجود دارد که برخی از کشورهای عضو پیمان ناتو به دلیل مشکلات اقتصادی، زودتر نیروهای شان را از عملیات در افغانستان خارج کنند. جنرال جان کراداک، یکی از قوماندانان نیروهای ناتو در واشنگتن، در جواب به این سوال که بحران اقتصادی جهان چه اثری بر حضور ناتو در افغانستان دارد، تایید کرده است که مشکلات اقتصادی جهانی، این خطر را افزایش می دهد که شماری از کشورهای عضو پیمان ناتو در افغانستان دیر باقی نمانند.
این افسر امریکایی نیروهای ناتو با تایید این که بحران اقتصادی بر عملیات ناتو در بالکان و دریای مدیترانه هم تاثیر دارد و در افغانستان نیز ممکن است شرایط سختی به وجود بیاید، تاکید کرده است که سربازان ناتو تا دیر زمان در افغانستان خواهند ماند.
اگرچه وضعیت جنگ در افغانستان و شرایط خاصی که در منطقه رقم خورده است، این تصور را خلق کرده که پیمان ناتو از مبارزه ی که داو طلبانه در افغانستان آن را عهده دار شده است، به آسانی دست نخواهد کشید و در این میان دو کشور امریکا و انگلستان که سهم عمده ای را نیز در سازمان ناتو دارند، آن گونه که برخی از فرماندهان شان اظهار داشته اند، آمادگی حضور دراز مدت در افغانستان را دارند، با آن هم این بحث مطرح است که اگر تغییر غیر قابل پیش بینی ای در موضعگیری سازمان ناتو  نسبت به افغانستان رخ دهد، آمادگی های دولت افغانستان برای کنترول اوضاع تا چه میزان وجود دارد.
چیزی که اکنون به مشاهده می رسد، این است که دولتمردان افغانستان بیشتر از این که به فکر برنامه ریزی در راستای نیل به خود کفایی در عرصه های امنیتی و نظامی حد اقل در سطح تقابل با تهدیدهای درون کشوری باشند، بر وابستگی و اتکای مطلق بر نیروهای خارجی متمرکز بوده اند. زیرا دیده می شود که تلاش های دولت برای تجهیز نهادهای رسمی امنیتی در سطح مقابله با مخالفان داخلی نیز بسیار ناچیز بوده است. چنانچه که می توان به سیاست مسلح سازی نیروهای مردمی در خارج از ساختار دولت به عنوان یکی از نمونه های پلان گذاری غیر رسمی برای مقابله با ناامنی اشاره کرد. این در حالی است که توانمند سازی کشور برای مقابله با تهدیدهای احتمالی برون کشوری، حتا قابل تصور نیز نمی باشد. زیرا فاصله ی موجود میان افغانستان با کشورهای همسایه به ویژه دو کشور جنوب و غرب به اندازه ای زیاد است که به آسانی پر شدنی نمی باشد.
البته باید توجه داشت که اوضاع خاصی که در منطقه وجود دارد، ایجاب می کند که پیمان ناتو جنگ در افغانستان را دست کم نگیرد و حد اقل این موضوع را قبول کند که اگر از جنگی که خود مایل به شرکت در آن شده است، دست بکشد، ممکن است عواقب جدی امنیتی را در تمام کشورهای عضو این پیمان به وجود بیاورد که ممکن است کنترول آن بسیار مشکل تر از  حضور در افغانستان باشد.
با توجه به این که ظواهر و نشانه هایی وجود دارد که سازمان القاعده در عراق قدرت خود را از دست داده است و اکنون شرایط در عراق به نفع دولت تحت رهبری نوری المالکی رقم می خورد، مناطق جنوب افغانستان و شمال پاکستان تنها مرکز موجود برای این سازمان می باشد. چنانچه تا کنون شماری از رسانه های جمعی بین المللی نیز خبرهایی را منتشر ساخته اند که برخی از رهبران القاعده از عراق به افغانستان آمده اند. این موضوع ثابت می سازد که به همان اندازه که حضور و فعالیت القاعده در عراق کاهش یافته، در مناطق قبایلی افزایش یافته است. زیرا اثرات آن هم در وضعیت داخلی افغانستان به مشاهده می رسد که در بعضی از موارد، طالبان دست به قدرت نمایی در عرض دولت زده اند و هم بر اوضاع داخلی پاکستان تاثیر کرده است. چنانچه از یک سال به این سو چندین مورد حوادث شکننده امنیت در داخل پاکستان صورت گرفته که می توان به معضل راهگیری کاروان های تجهیزاتی پیمان ناتو در دره خیبر به حیث یکی از این نشانه ها اشاره کرد.
شکی نیست که این پیش بینی به وجود می آید که با دست کشیدن ناتو از مبارزه در افغانستان، معادله به نفع سازمان القاعده در منطقه تغییر پذیر خواهد بود و در آن صورت این سازمان در صورت مقتدر شدن در منطقه، خواهد توانست که در اقصا نقاط اروپا و امریکا عملیات هایی را سازمان دهی کند. طبیعی است که در این صورت هزینه ی مقابله با آن وضعیت برای کشورهای عضو پیمان ناتو، با توجه به اثرات روانی و اجتماعی آن به مراتب سخت تر و بیشتر از جنگ در افغانستان خواهد بود. همین مساله باعث می گردد تا حضور سازمان ناتو در افغانستان در شرایط کنونی ثابت تلقی گردد.
اما سوالی که در عین زمان وجود دارد، این است که دولت افغانستان در طول هفت سال گذشته به ویژه در فاصله زمانی بعد از استقرار دولت انتخابی در کشور، چقدر برای قایم به نفس شدن برنامه ریزی کرده و نتایج حاصله در این زمینه چه میزان بوده است. شاید سوال اساسی این باشد که آیا در داخل اعضای رهبری دولت افغانستان تلاش برای خود کفایی به خصوص در عرصه نظامی به عنوان یک مساله جدی وجود دارد، یا این که رهبران دولت افغانستان نیز صرفا به همین موضوع دلخوش کرده اند که در سایه تامین امنیت حاصل شده از حضور نیروهای خارجی در افغانستان به دولتداری ادامه دهند.

دکمه بازگشت به بالا