آیا همسایگان ما به خاطر صلح ما را همراهی خواهند کرد؟

گشایش اجلاسی که به ابتکار پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو) در شهر دوشنبه روز گذشته کار خود را برای اولین بار با شرکت کارشناسانی از کشورهای آسیای میانه و جنوبی آغاز کرد، اگر هم نتیجه‌ی قابل انتظار مردم افغانستان را در بر نداشته باشد،  آغاز کوشش امیدوار کننده‌ای برای جلب همکاری و همراهی همسایگان ما به خاطر استقرار صلح در افغانستان است. 
دست کم این نشست به کشورهای همسایه ما این فرصت را خواهد داد که نگرانی‌های خودشان را مطرح ساخته و برای رفع آن در همکاری با سایر اشتراک کنندگان همکاری نمایند؛  مشروط بر این‌که استقرار صلح و تامین امنیت در افغانستان برای تمام کشورهای شرکت کننده هدف اصلی قرار بگیرد و نه این‌که هر کدام مصالح و منافع سیاسی خودشان، هر چند درضدیت با منافع مردم افغانستان باشد، را مبنا و اساس قرار دهند، چنان‌که برخی از کشورها تا حال چنین کرده‌اند. این کار البته در صورتی میسر است که تمامی این کشورها استقرار صلح و امنیت در افغانستان را به مثابه‌ی یک ضرورت اجتناب ناپذیر برای کشورهای خودشان بدانند و به این نتیجه رسیده باشند که ادامه‌ی جنگ و ناامنی و موادمخدر و تبعات آنها، در مرزهای افغانستان محصور و محدود نمی‌ماند. در این میان چنین به نظر می‌رسد که کشورهای تاجیکستان،  ازبکستان و ترکمنستان که در این نشست شرکت دارند از ناحیه موادمخدر و هم از ناحیه رشد افراطیت و تندروی،  انگیزه‌های زیادی برای همکاری دارند. به همین ترتیب کشور چین نیز با در نظر داشت این‌که رقم قابل توجهی از مسلمانان را در خود جا داده است، آسیب پذیر می‌نماید و مسلما علاقه‌مند خواهد بود که در رابطه با امنیت و صلح نقش مثبت ایفا کند. اگر سوالی در این رابطه باشد، متوجه ایران و پاکستان خواهد بود که یکی تا حال تمویل و تجهیز کننده تروریست‌ها و گسیل دهنده آنان به افغانستان بوده است و دیگری تا حال سیاست مبهم و شبهه‌ناکی در قبال کشور و مردم افغانستان داشته است.  راست است که در پاکستان یک حکومت ملکی روی کار آمده است، ولی این آشکار است که نظامیان هنوز هم از قدرت و امکانات زیادی برخوردارند، زیرا طی مدت بیشتر از نیم قرن توانسته‌اند ارزش‌ها، خواست‌ها، تمایلات و اعتقادات و بالاخره منافع‌شان را به عنوان یک طبقه اجتماعی نهادینه بسازند. اردوی پاکستان اردویی است ماجراجو، بنیادگرا و افراطی و همین خصوصیات در دشمنی تاریخی‌ای که با هند دارد، مددگارش بوده است.  زمان زیاد و آن هم تحت شرایط ویژه به کار است که دموکراسی و ملکی‌سازی در پاکستان واقعا تحقق یابد.  دموکراسی پاکستان هنوز متزلزل و ناپایدار است و اگر حمایت خارجی را پشت سر نداشته باشد، تضمینی برای دوام خودش ندارد. اما ایران هرچند از روند موجود در افغانستان جانب‌داری کرده است و در ظاهر تقابل سیاسی‌اش با امریکا را در افغانستان کمتر تبارز داده است، ولی مواردی هم بوده است که همدلی‌اش با مردم و دولت افغانستان را مشکوک می‌سازد.  دولت ایران از یک‌سو به کمک رسانه‌های وابسته‌اش تصویری ترساننده از افغانستان را به نمایش گذاشته و از این طریق موجب بی‌میلی مهاجرین به کشورشان می‌شود، تا آنان آمادگی لازم برای بازگشت به کشورشان، به صورت خودمختار و داوطلبانه، نداشته باشند و از طرف دیگر در بدترین شرایط زمستانی تصمیم به اخراج مهاجرین گرفته و حتا کلبه‌های گلین آنان را به بهانه شیوع یک مرض ویران کرده است و از این طریق خواسته است بر دولت ناتوان افغانستان اعمال فشار نماید. هم‌چنان به نظر می‌رسد که در موارد به خصوص از رساندن کمک‌های تسلیحاتی هم دریغ نورزیده است. ایران مسلما نگرانی‌های زیادی از تحول اوضاع در افغانستان دارد،  اما باید متوجه باشد که این نگرانی‌ها از مجرای اصول و معیارهای مبتنی بر ارزش‌های انسانی و حقوقی می‌تواند حل گردد. ظالمانه است اگر مردم افغانستان که قربانی انواع گوناگون بلایا و آفات هستند، قربانی نگرانی‌های ایران گردد، یا قربانی نگرانی‌های امریکا و سایر کشورها و قدرت‌ها.

دکمه بازگشت به بالا