آیا زرداری جدی می گوید؟

آصف علی زرداری، رییس جمهور پاکستان،  با اظهار این سخن که پاکستان نیز قربانی تروریزم است و همین اکنون بخشی از خاک پاکستان تحت اشغال طالبان قرار دارد،  کوشیده است جدی بودن پاکستان را در مبارزه علیه طالبان اثبات نماید.  تا این جا می توان گفت که آقای زرداری مطلب تازه ای را بیان نکرده است، بلکه چیزی را گفته است که پیش از این توسط خیلی ها به عنوان یک هشدار مطرح شده بود و در عین زمان آقای جنرال مشرف نیز برای کتمان نقش خودش و با استناد به پاره ای از عملیات تروریستی در پاکستان،  همین را می گفت.

  تردیدی نیست که نیمی از آن چه زرداری می گوید و مشرف می گفت، یک واقعیت انکار ناپذیر است و مردم پاکستان هم چون مردم افغانستان، از قربانیان تروریزم می باشند، اما به مشکل می توان باور کرد که پاکستان در مبارزه با تروریزم جدی باشد.  در این نیز نمی توان تردیدی روا داشت که زرداری و حزب حاکم وی،  طبعا در حمایت از طالبان و جناح های محافظه کار و سنت گرای متحد آنان نفعی برای خودش نمی بیند، اما آیا این به معنای آن است که توان و امکان مبارزه با طالبان را در خود می بیند؟ اساسا به جریان افتادن دموکراسی و سپس تن در دادن نظامیان به رهبری مشرف به انتخابات در پاکستان که سرانجام منجر به روی کار آمدن حکومت غیر نظامی شد، قبل از همه مولود فشاری بود که از جوانب گوناگون بر پاکستان وارد می آمد. نتیجه آن بود که مشرف و بی نظیر بوتو با میانجیگری امریکا به توافق رسیدند و مشرف هرچند می دانست که در این انتخابات پیروز نیست، تحت فشار هم قطاران اش که اصرار به دوام حکومت نظامی را موجب محروم شدن از کمک و حمایت مالی و نظامی امریکا می دانستند،  به انتخابات تن در داد و با اخذ این امتیاز که به خاطر کارکردهای گذشته اش محاکمه نمی شود، از تخت و اورنگ فرمانروایی فرود آمد.  توفیق حزب مردم در این انتخابات چه از دید مردم پاکستان و چه از دید خارجیانی که در پاکستان منافع خودشان را داشتند، فقط برای یک برون رفت از حکومت نظامی،  مناسب ترین کار ممکن شمرده می شد. زیرا غیر از حزب مردم،  اگر جریان و نیروی دیگری وجود داشت اغلبا تمایلات محافظه کارانه ای شبیه به نظامیان داشت.  ماحصل آن چه که گفتیم، این است که نظامیان پاکستان گرچه در ظاهر از صحنه کنار رفتند،  هم چنان به عنوان یک قدرت تعیین کننده باقی ماندند و همان سیاست هایی را ادامه دادند که در اصل،  چوکات کلی حکومت های پاکستان را طی بیشتر از نیم قرن اخیر مشخص می کرد.  اردوی پاکستان خودش یک حکومت بود، از این رو ساختارش به گونه ای نبود که بازوی نظامی حکومت حزب مردم شود و یا براساس قانون اساسی کشور عمل کند. اردوی پاکستان همیشه مافوق قانون عمل کرده بود و روند جدید را مصلحتا پذیرفته بود.  چنانچه در همین نزدیکی ها دیدیم که با سازمان دادن حملات تروریستی بر بمبیی و تشدید تخاصم با هند حضور پر قدرت خویش را نشان داد و حکومت غیر نظامی آقای زرداری نیز ناگزیر از دنباله روی از وی گردید.  اردوی پاکستان چه از لحاظ فکری و اعتقادی و چه به لحاظ ساختاری بخش وسیعی از گروه های مذهبی و سیاسی مسلح و غیرمسلح را تحت فرمان دارد و هم چنان تمویل و تقویت می نماید و امیدوار است که در آینده با تکیه بر آنان،  قدرت خویش را ادامه دهد.  این گروه ها بر محور تمایلات مذهبی و از سوی دیگر ناسیونالیزمی که از دشمنی با هند تغذیه می شود، با نظامیان پیوندی ناگسستنی دارد.

دکمه بازگشت به بالا