آقای اوباما باخت با شماست!

روزنامه ی گاردین در شماره ی دیروز خود  با بیان طنز آمیز در باره ی موضع گیری اوباما در باب حملات اسراییل به غزه، که به گفته ی سازمان ملل تا سومین روز خود ۳۲۰ کشته برجای گذاشته است، گزارش خود را این گونه آغاز می کند: «دیروز باراک اوباما [که در هاوایی در تعطیلات به سر می برد] ظاهر شد تا در پشت حکومت جورج بوش در صف ایستاد شده، حمایت خود را از حملات اسراییل به غزه اعلام نماید». اوباما، همانند گذشته جملات زیبایی را در وصف بمباران اسراییل در غزه به زبان آورد، «اگر کسی به خانه ی من، جای که دو دخترم در آن شب خوابیده اند، راکت شلیک نماید، با هر قدرتی که در اختیار دارم برای توقف آن اقدام می کنم. من از اسراییلی ها توقع دارم که چنین کاری را کنند».
به نوشته ی گاردین، وزیرخارجه کاندولیزا رایس و گوردن جاندرو سخنگوی کاخ سفید، جملات مشابه را به کار بردند. آقای اوباما، باخت با شماست. شما تاریخ را عوض کرده نمی توانید، مگر این که طبیعت جنایت بار رفتار های دولت های ملی را انتقاد نمایید.
وقتی شما برای پست ریاست جمهوری مبارزه می کردید، کودکان غزه در شما چهره ی مارتین لوترکینگ و ابراهام لینکلن را می دیدند که آنان را از بند اشغال، تروریزم، فقر و جنگ و عدم کرامت انسانی نجات می دهید. همان گونه که آن دو رهبر پدران شما را از بردگی و ذلت فاتحان بی رحم سفید پوست نجات دادند. شما با نزدیک شدن به آرمان های آن دو الهام بخش ملت امریکا، جهان را نیز به تغییرات در رفتار و اخلاق یک دولت سلطه جو و بی رحم امیدوار ساختید. اما، این جملات شما از افکار جورج بوش در باب اسراییل نیز رادیکال تر و بی رحم تر است. حتا جورج بوش نیز به زیبایی شما نمی تواند این گونه دهشت و جنایت جنگنده ها و جنرال های اسراییلی را توصیف وطن پرستانه کرده، به آن بار عاطفی و انسانی داده و شیاد را در لباس نجات بخش به رقص و عطوفت در آورد. شما این جملات زیبا را یکبار در توصیف همسبتگی بشر و تقلیل رنج آن به کار می برید و روزی در مدح جنرالان و تانک ها و طیاره های خون آشام. ما از این بازی کلمات و سحر استعارات و عواطف در کلام شما در شگفتیم.
حالا آن کودک فلسطینی وقتی از پدر و مادرش این جملات زیبای تان را بشنود، عکس زیبای خندان چاکلیتی تان را در کنار عکس های غضب آلود آریل شارون و ایهود باراک و خندان جورج بوش و … می گذارد و شما مفهوم این عمل او را در خواهید یافت.
سوال آن کودک و این نویسنده ی هوادار سرسخت سخنرانی های زیبای شما در مراسم پیروزی در شیکاگو و همایش دموکرات های امریکا، این است که اگر شما، باراک اوبامای امریکایی نمی بودید، مبارک حسین فلسطینی ساکن نوار غزه می بودید، ساشا و ملیا دو دختر دوست داشتنی تان زخم ناسور از بمب های جنگده های اف- ۱۶ اسراییلی ساخت ایالات متحده بر می داشت. به شفاخانه ی الشفای غزه می رفتید که ویران است، به هر درمانگاهی که سر می زدید، پر از اجساد کشته و زخمی است. داکتر به شما می گفت که دخترک های تان را در یکی از اتاق ها بستری می کند اما دوا به اندازه ی کافی وجود ندارد، برق و تیل های جنراتورهای شفاخانه نیز در حال تمام شدن است. زیرا اسراییل، این دموکراسی مظلوم غرب در خاورمیانه، از ماه ها غزه را محاصره کرده است. شما هیچ امیدی به هیچ کسی ندارید. اعراب همسایه فکر می کنند که اگر به غزه کمک کنند ایران و حماس خوش می شوند. اروپایی ها از بیم این که مبادا ضداسراییلی و یهودی فهمیده شوند، سکوت می کنند، و سازمان ملل با نرمی از اسراییل می خواهد که «لطفا مردم عادی را نکشید!»
اکنون آقای باراک اوباما، اگر شما واقعا مبارک حسین فلسطینی ساکن غزه می بودید به همین راحتی می گفتید که از اسراییل توقع هر کاری علیه غزه را دارید؟ اگر ساشا و ملیا در یکی از شفاخانه های غزه، در شفاخانه ی ویران شده ی الشفا، بستری می بودند، آیا به همین سادگی جواز قتل آنان را به دست جنرالان اسراییلی برای این که مثلا، مبادا حزب لیکود برنده ی انتخابات آینده ی اسراییل شود و حزب کادیما پیروز نشود، صادر می کردید؟
دیروز، در یکی از شفاخانه های غزه پنج جسد از یک خانواده را کنار هم گذاشتند، «اجساد پنج خواهر را، جواهر چهار ساله، دینا هشت ساله، ثمر دوازده ساله، اکرام چهارده ساله و تحریر هفده ساله در سردخانه شفاخانه کنار هم گذاشته شده‌اند. به گفته ی امدادگران، این پنج خواهر، در حمله نیروی هوایی اسراییل به یک مسجد نزدیک خانه‌شان در اردوگاه آوارگان «جبلیه» در شمال نوار غزه کشته شده‌اند».(زمانه/AFP)
من همیشه در سخنرانی های شما نجابت، آزادگی، فروتنی و شور عظیم برای رهبران چون مارتین لوتر کینگ و ابراهام لینکلن و مالکوم اکس را می دیدم. پیروزی شما و سخنرانی زیبای تان در شیکاگو باعث افتخار و غرور بود. اما، آنچه از شما حالا می شنوم، سخت ناگوار و نا امید کننده است. البته، انتظار آن را داشتم اما نه به این زودی و نه به این تلخی و ناگواری.
وقتی سخنرانی های رییس جمهور نجیب سیاه پوست آینده ی ایالات متحده امریکا را می شنیدم به این گفته ی هلموت اشمیت، نخست وزیر  سابق آلمان فکر می کردم که او سیاست عملی را با اهداف اخلاقی تعقیب خواهد کرد. اما، شما برخلاف آن در برابر جنایت های غزه از خود واکنش نشان دادید. هلموت اشمیت روزگاری گفته بود که سیاست بدون مبانی اخلاقی، فاقد وجدان است و سر از جنایت در می آورد. اکنون می بینم که دولت تغییر اوبامای سیاه پوست مایه ی تراژیک و پوچی ای گفته های تلخ هلموت اشمیت را در خود دارد: سیاست بدون وجدان و اخلاق، سیاست جنایت، ترور و واقع گرایی حقیرانه ی سیاسی.

دکمه بازگشت به بالا