آقایان آماده باشید اوباما آمد

امروز باراک اوباما، چهل و چهارمین رییس جمهور منتخب مردم ایالات متحده امریکا به کاخ سفید می رود و به قول خود وی دوره ای از «تغییرات» در ایالات متحده امریکا و بسا نقاطی دیگری این جهان که امریکا در آنجا نقش و یا منافع دارد، آغاز خواهد شد.
هرچند تا قبل از شروع دوران ریاست جمهوری آقای اوباما و «تغییراتی» که ممکن است در آینده رخ بدهد، قضاوت کردن کاری درستی نیست، زیرا به اصطلاح مردم « موزه را پیش از دیدن آب کشیدن» است، اما با این حال نشانه های زیادی وجود دارد که نشان می دهد، دوران ریاست جمهوری باراک اوباما هم برای آن کشور و هم برای جهان به ویژه افغانستان تاثیر به سزایی خواهد داشت.
یکی از دوستان می گفت که چشم دوختن بیش از حد به تغییرات جهانی به ویژه ایالات متحده امریکا و انتظار تغییرات در افغانستان، کاری درستی نیست، زیرا این مساله در واقع انکار توانایی های بالقوه مردم افغانستان برای تغییر است، اما واقعیت این است که تجربه ۳۰ سال گذشته نشان داده است که مردم در فورمول بندی های قدرت در این سرزمین کوچکترین نقشی نداشته اند و همه چیز مستقیما به بیرون از مرزهای این کشور به ویژه به مراکز قدرت های جهانی و آن قدرتی که دولت افغانستان به آن وابسته بوده، ارتباط داشته است.
در هفته ی جاری دو شخصیت مهم در ارتباط به ایجاد تغییر در رهبری دولت افغانستان نظر دادند. یکی هیلاری کلینتون، نامزد وزارت امورخارجه امریکا و دیگری یاپ دی هوپ شیفر، سرمنشی ناتو بود. هر دو رهبری دولت افغانستان را فاقد توانایی های لازم برای حل مشکلات افغانستان خوانده و به گونه ی تلویحی خواستار تغییر در سطوح رهبری در دولت افغانستان گردیدند و خواستار حمایت از رهبری ای شدند که توانایی مهار فساد را داشته و مورد اعتماد مردم باشد.
هرچند این سخنان به مزاج آقای کرزی و دیگر دوستان نزدیک ایشان در ارگ و کابینه خوش نخورده است، اما بحث اصلی این است که آقای کرزی و دوستان شان در ارگ و کابینه مجبور اند یا به خواست های جهانی در ارتباط به ایجاد یک رهبری سالم پاسخ روشن داده و اقدام های کافی و موثر در این زمینه انجام دهند و یا این که دعای خداحافظی خود را با کرسی قدرت بخوانند، زیرا دیگر فرصتی برای ماندن شان میسر نیست و اگر باقی بمانند، وای به حال مردم افغانستان ….
در حالی که دولتمردان ما از اظهارات هر دو مقام غربی ناخرسند اند، ولی برعکس مردم از این اظهارات امیدوار اند و خواستار آن هستند تا این گونه فشارها افزایش بیابد. متاسفانه دولت در طول هفت سال گذشته به خواست های مشروع مردم هیچ گاهی تا این حدی که در واکنش به سخنان هیلاری کلینتون و یاپ دی هوپ شیفر، عکس العمل انجام داد، نشان نداده است. ای کاش رییس جمهور ما در برابر آنانی که بر کودکان مردم تجاوز کرده اند، خانه های مردم ما را ویران کرده اند، دارایی مردم را تاراج کرده اند و یا در برابر آنانی که زمین های مردم را غصب کرده اند و ده ها جنایت دیگر را در طول این سال ها انجام دادند، و اکنشی اندکی کمتر از آنچه که در برابر سخنان کلینتون واکنش انجام داد، نشان می داد، اگر چنین می شد بدون شک امروز ما در جایگاهی که حالا قرار داریم، قرار نمی داشتیم.
به گونه ی مثال تقسیم اوقات اکثر روزهای رییس جمهور یا مملو از ملاقات با شماری از فاسدترین رهبران قومی و قبیله ای است که از زمان شاه فقید ظاهرخان تا به حال در هر دوره بر شانه ی شاه و رییس جمهور چپن انداخته اند و یا لنگی بسته اند و یا هم مملو از ملاقات با این رهبر سیاسی و آن رهبر جهادی بر سر معامله کردن بوده است و بس. آنچه که در طول این سال ها در تقسیم اوقات کاری دولتمردان ما هیچ گاهی شامل نشد و تنها از روی تظاهر گاهی به آن پرداختند، مردم بودند. مردمی که قرن هاست ایدلوژی و فاشیزم شانه های شان را زخمی ساخته است و متاسفانه که دموکراسی نیز برای آنان چیزی جز یک دورغ کلان در طول این سال ها نبود.
مردم اگر چشم به تغییرات بیرون از مرزهای افغانستان دوخته اند، در این کار هیچ تقصیری ندارند. وقتی در برابر اعتراض، خشم و درخواست میلیون ها انسان این سرزمین کسی « گوشه ای ابروی خم نمی کند» آیا چشم دوختن مردم به تغییرات بیرون از مرزها، پذیرفتنی نیست؟
در حالی که برخی ها به این اعتقاد اند که توده ها هیچ نقشی در پروسه تحولات اجتماعی ندارند، در عین حال این نظر نیز وجود دارد که انفعال بیش از حد توده ها، همیشه ناشی از اقدام ها و سیاست گذاری های اقتدارگرایانه و فاسد دولتمردانی است که به جز به قدرت خود به هیچ چیزی دیگر باور ندارند و توده ها را همیشه در انفعال نگهمیدارند. همین انفعال است که زمینه را برای نفوذ و دخالت دیگران مساعد می سازد.
حالا اوباما به کاخ سفید می آید و بزرگترین چالش دوران ریاست جمهوری اش، افغانستان است،  میراثی که اداره جورج تا آخرین روزهای خود با تمام تلاش نتوانست بر آن غلبه کند.
آقای اوباما ناگزیر است تا این پروژه ناتمام را با موفقیت به فرجام برساند. نخستین چالش او برای افغانستان، رهبری فاسد و فاقد توانایی دولت این کشور است. مردم افغانستان به یک دولت موثر، قدرتمند و بدون گرایش های فاشیستی نیاز دارند که در عین حال توانایی مهار فساد را داشته و در زندگی مردم بهبود ایجاد کند.
توجه به افزایش همکاری های ملکی به ویژه بهبود وضعیت اقتصادی ملکی یکی دیگر از چالش های پیش روی اداره آقای اوباما است، که باید به آن رسیدگی کند. توجه محض به نظامی گری و افزایش نیروها تنها در کوتاه مدت می تواند مشکل طالبان و تروریزم را حل کند. برای حل اساسی و بنیادین تروریزم و طالبان باید به بهبود وضعیت اقتصادی، آموزشی و دسترسی مردم به خدمات اجتماعی توجه صورت گیرد.
آقای اوباما باید به متحدان غربی خود و سربازان کشور اش این نکته را واضح بسازد که عدم توجه به تلفات ملکی در جریان عملیات نظامی نیروهای خارجی،  باعث تقویت صفوف تروریستان می شود و اعتماد مردم را نسبت به این نیروهای کاهش می بخشد.
آقای اوباما باید به همسایگان افغانستان به ویژه پاکستان و ایران باید به گونه ی جدی تفهیم کند که در روند توسعه و تامین امنیت در افغانستان صادقانه عمل کنند و از آن حمایت نمایند. جهان و در راس آن ایالات متحده امریکا باید تضمین های را به همسایگان ما بدهند که نگرانی های اساسی آن تا حدی زیادی کاهش یابد و با روند دولت سازی و توسعه افغانستان همگام شوند.

دکمه بازگشت به بالا