آغازی که نو نبود

امروز سال روز آغاز کنفرانس بن است؛ کنفرانسی که فقط مصایب و آلام تاریخی مردم افغانستان را با پوشش دیگری ادامه داد و بدعت هایی را اساس گزاری کرد که عواقب و پیامدهای آن تا امروز دامن گیر مردم افغانستان است. این کنفرانس که در غیاب مردم افغانستان و با شرکت نمایندگان انتصابی و دست چین شده و با دخالت و سازماندهی و تصمیم گیری های خارجیان و صلاحدید آنان،  به اجرا درآمد و اعتبارات و امتیازات زیادی را به قدرت طلبان و مسند خواهان فرمانبردار، بدون در نظر داشت سوابق و کارکردها و رضایت مردم افغانستان اعطا نمود،  در ظاهر امر قرار بود و ادعا می شد که به عنوان یک نقطه ی عطف در تاریخ معاصر کشور ما، نشانی می شود و بر بحرانی که افغانستان دچار آن شده بود، نقطه پایان می گذارد، ولی در عمل نتوانست به حداقل خواست ها و آرزوهای مردم ستم کشیده افغانستان پاسخ گوید. 

در واقع برنامه عملی که در این کنفرانس تنظیم و تهیه گردید و یا قبل آماده شده بود، تا حد زیادی امید آفرین بود و از همین سبب با خوش بینی زیادی در داخل و خارج مواجه شد. ولی عوامل و عناصری را که برای اجرای آن برنامه برگزیدند و بر مردم افغانستان تحمیل کردند، با محتوای آن برنامه هیچ تناسبی نداشت:  برقراری نظام دموکراتیک توسط کسانی که کمترین تعلق خاطری به آن نداشتند،  تحقق ارزش های حقوق بشری توسط آنهایی که از اساس حقوق بشر را وارداتی و تحفه ی کافران می دانستند،  ایجاد جامعه مدنی توسط آنانی که تا هنوز هم نمی دانند،  معنای آن چیست، استقرار صلح توسط دسته های جنگ افروزی که از جنگ تغذیه شده بودند و در دامن آن به نام و نان و نوا رسیده بودند. کسانی که اگر جنگ نمی بود شاید برای همیشه گم نام و ناشناخته می ماندند؛ خلاصه این که غلبه بر بحران، توسط کسانی که در بحران زاده شده بودند، در فضای بحرانی بالیده بودند و پرورش یافته بودند و اگر ترس و طمع نمی بود هرگز حاضر نبودند،  از وفاداری شان به این مساله سخن گویند. برآیند مصوبات این کنفرانس،  شرکت سهامی ای بود که نقش و موقعیت و جایگاه هریک از شرکا در آن را مقدار تفنگ و تفنگدارانی تعیین می نمودند که در اختیار داشت. با وجود آن جناح گلبدین حکمتیار و طالبان کنار گذاشته شدند، زیرا اگر کوشش برای شرکت آنها می شد،  ضرورتی برای قشون و افواج مسلحی که لوای مبارزه علیه تروریزم را برافراشته اند، منتفی می شد.  شاید گفته شود در آن شرایط غیر از این ممکن نیز نبود، ولی آیا نباید عواقب و پیاوردهای این تصامیم نیز مد نظر گرفته می شد؟ اکنون کار به جایی رسیده است که رییس دولت نیز می کوشد با تظاهر به مخالفت با اقدام های خارجیان برای خودش وجهه و آبرو کمایی کند و از آن ها بخواهد که زمان ختم جنگ و در نتیجه خروج شان از افغانستان را معین نمایند و تهدید کند که اگر چنین نکنند ما حق داریم با طالبان و مخالفین مسلح، راه مذاکره را در پیش گیریم.  پس از هفت سال و با در نظر داشت میلیون ها دالر مصرف و کشته و زخمی و معیوب شدن هزاران انسان،  ویران شدن مزارع و محلات مسکونی، چشم انداز روشنی برای ختم ناامنی و استقرار صلح و آرامش وجود ندارد. فقر و فلاکت، فقدان اشتغال، موجودیت شش میلیون گرسنه، مریض، مهاجرت های اجباری، فساد اداری و بی کفایتی و ارتشا، تفرقه ی اجتماعی و مواد مخدر در حال گسترش است و هیچ راه عملی برای مهار آنها وجود ندارد. شکی نیست که کارهای زیادی هم در این مدت صورت گرفته است، ولی آنچه در ازای آنها هزینه شده است و به مصرف رسیده است، برعلاوه قربانی های انسانی و اتلاف هفت سال عمر سی میلیون انسان،  خیلی بیشتر از آن است. 

دکمه بازگشت به بالا