آتش خشونت خانوادگی با پاشیدن تیزاب خاموش شد

بار دیگر خشونت های ناشی از ازدواج های اجباری و ضد اسلامی و انسانی از گریبان کوچ کشی عادی سر کشیده و باعث پاشیدن تیزاب بالای یک خانمی گردید.
آزیتا خانمی ۳۵ ساله، که ۱۵ سال از عروسی اش با فردی به نام شاکر می گذرد و ثمره ی ازدواج اش چهار پسر و یک دختر می باشد، در حالی که در شفاخانه بستر می بود

و از درد ناشی از پاشیدن تیزاب به رویش می نالید گفت: «۱۵ سال می شود که با شاکر ازدواج نموده ام و ۱۲ سال با او در ولسوالی خان آباد ولایت کندز سپری نمودم.
در این مدت بین ما هیچ مشکلی وجود نداشت. از بخت بد سه سال قبل شوهرم به مریضی شب کوری دچار شده بود و من به دلیل تکلیف قلبی و عدم موجودیت داکتران متخصص نمی توانستم در آن ولسوالی با شوهرم زندگی نمایم و شب و روز از این طرف به آن طرف انتقال بدهم. از این لحاظ  به ولایت کندز کوچ نموده و مدت سه سال است که در حویلی با پدر و مادرم زندگی می نمایم. چند ماه می شد که باز هوای کوچ کشی به ولسوالی خان آباد شوهرم را وسوسه می نمود و هر روز جار و جنجال و خشونت میان من و شوهرم وجود داشت، که بالاخره بعد از یک غیابت ده روزه، وقتی که من در حویلی خواهرم در جوار حویلی پدرم مصروف کالا شویی بودم، دخترم برایم احوال داد که پدرش آمده و مرا کار دارد. بعد از داخل شدن به حویلی متوجه چیزی در دست شوهرم  شدم که شبیه یک پول بود.
وقتی کاملا به او  نزدیک شدم، چیزی را از داخل همان بوتل به رویم پاشید و خودش در موتر کرولای سفید رنگ که شیشه هایش سیاه بود، سوار شده و فرار نمود، تمام صورتم که به آن مواد آبی آغشته شده بود، می سوخت و مادرم مرا به شفاخانه انتقال داد که تا هنوز تحت تداوی داکتران قرار دارم».
عارفه حمید، معاون بخش حمایت از حقوق زنان دفتر ساحوی حقوق بشر در کندز که قضیه را از نزدیک دنبال نموده است، می گوید: «آزیتا در حالی که اشک از چشمان اش جاری بود، از تداوی داکتران راضی به نظر می رسید. او خواستار مجازات شوهرش است. خانم حمید تاکید دارد که فرهنگ معافیت مجرمین از تعقیب عدلی باعث گردیده است که دامنه ی نقض حقوق بشر وسعت پیدا نموده و هرکسی هر کاری را که بخواهد، انجام می دهد.
قرار اظهارات مسوولین امنیتی ولایت کندز، شاکر (شوهر آزیتا) تا به حال گرفتار نگردیده و پولیس در حال جستجوی او می باشد.

دکمه بازگشت به بالا