آتش بس ده روزه به آتش بس نامحدود انجامید

همان گونه که پیش بینی می شد مقام های پاکستان در تفاهم با طالبان مستقر در سوات، آتش بس نامحدودی را امضا کردند که بر اساس آن طالبان می توانند شریعت خودساخته ی شان را مورد اجرا قرار دهند و مبارزات شان را بر ضد نیروهای خارجی و نیز دولت افغانستان ادامه دهند. بدین ترتیب حکومت حزب مردم، مانند دوره ی حکومت خانم بی نظیر بوتو، ایتلاف با طالبان را پذیرفته و مسلما آن را تکامل خواهد داد.

گفتنی است که بستن مکتب های دخترانه از نخستین اقدام های است که طالبان به اجرا گذاشته اند، ولی ظاهرا مولانا فضل الله، رهبر طالبان سوات که دو سال تمام با توسل به روش های خشن و تروریستی، با نیروهای پاکستانی جنگیده است در این رابطه گفته است که «دختران وقتی که خود را مطابق دستور شریعت بپوشانند می توانند امتحان بدهند». در این بیان هیچ نکته ای که حاکی از جواز گشایش مکتب های دخترانه باشد وجود ندارد. توافق حکومت پاکستان با طالبان سوات، یک بار دیگر زنگ خطر را برای افغانستان و نیروهای خارجی حاضر در آن به صدا در آورد و نشان داد که پاکستان، حمایت از طالبان را ادامه می دهد. نظامیان پاکستان که حضور نیروهای خارجی در افغانستان را تهدیدی بر ضدخودشان می دانند و فکر می کنند امریکا با پیشرفت اوضاع در نهایت قدرت اتومی پاکستان را به کنترول خودش در آورده و آن را از بین خواهد برد ، می کوشند با گسترش خزنده تروریزم و تقویت طالبان در شمال پاکستان، نیروی مزاحمی به وجود آورند که به عنوان یک دیوار دفاعی عمل کند. امریکا با این تصور که می تواند از طریق ارسال کمک های نقدی و مالی، نظامیان حاکم بر پاکستان را در مبارزه بر ضد تروریزم با خود همنوا سازد، بر کردار آنان چشم پوشید؛ به این امید که روی کار آمدن یک حکومت غیرنظامی می تواند آغازی بر پایان حکومت نظامیان باشد. در حالی که نظامیان پاکستان با هشیاری تمام کمک های ارسالی را در راستای استحکام هرچه بیشتر موقعیت خود به کار گرفتند. مشرف حاکم نظامی پاکستان در کتاب خودش به روشنی اعلام کرده بود که تصمیم وی در اعلام همراهی و همکاری با امریکا، به خاطر آن بود که از تبدیل شدن پاکستان به یک ویرانه جلوگیری کند. وی هرگز نگفت که مبارزه علیه تروریزم یک ضرورت جهانی و دست کم منطقه ای برای تامین صلح و ثبات است و از همین سبب شرکت پاکستان در آن ضرورت است. وی آشکارا گفت که اعلام پیوستن به جبهه ی جهانی بر خلاف میل بر وی تحمیل شده است. از همین سبب بود که پاکستان در این مبارزه هرگز نخواست صادقانه عمل کند. بلکه مشرف در طول مدتی که از زمامداری اش باقی مانده بود، با اتخاذ یک سیاست دوگانه و ریاکارانه راهی را ادامه داد که سلف اش ضیاالحق به ارث گذاشته بود. حکومت بوش با روش نظامیگرانه اش، بر این باور بود که فقط نظامیان هستند که می توانند در مقابله با طالبان نقش تعیین کننده ای داشته باشند، با وجود شواهد انکار ناپذیری که حمایت حکومت مشرف را از طالبان نشان می داد؛ مشرف را متحد مطمین جبهه مبارزه با تروریزم می دانست و اعلام می کرد. اکنون اوضاع به گونه ای پیش می رود که در نهایت درگیر شدن امریکا با طالبان در خاک پاکستان را حتمی می سازد، اما آن وقت برای خیلی از کارها خیلی دیر است. 

دکمه بازگشت به بالا