آتش باری در بمبیی انگیزه ها و پیامدها

حملات مرگبار تروریستی در شهر بمبیی که با دقت و برنامه ریزی دقیقی، از شام چهارشنبه به راه انداخته شده بود و هنوز هم ادامه دارد و در نوع خودش کاملا بی نظیر بود،  هنوز در مرکز توجه افکار و اذهان عمومی قرار دارد. حملات همزمان در ده نقطه از شهر بمبیی، آتش باری بر روی تعدادی از مردم عادی در یک ایستگاه راه آهن،  سه هوتل مجلل، یک مرکز یهودیان و چند مرکز توریستی، همه نشان دهنده ی آن است که طراحان و سازمان دهندگان این حملات،  اهداف و مقاصد خیلی با اهمیتی را از این یورش ها در سر دارند.

گرچه تا هنوز به استثنای یک گروه ناشناخته به نام «مجاهدین دکن» هیچ گروه و سازمان دیگری مسوولیت این حملات را به گردن نگرفته است، اما هم نخست وزیر هند به اشاره و هم برخی از مقام های دیگر هند به صورت علنی تری، کشور پاکستان را به عنوان منشای این یورش می دانند. آقای من موهان سینگ گفته است که «به کشورهای همسایه تذکر داده خواهد شد که هند نمی تواند تحمل کند که کشورهای همسایه اش، پناهگاه امنی در اختیار تروریستان قرار دهد». در عین حال از پاکستان خواسته شده است که ییس «آی اس ای» را غرض توضیح بیشتر قضیه به هندوستان بفرستد.  این می رساند که هندی ها در این قضیه پاکستان را مظنون می دانند، هرچند رییس جمهور پاکستان ضمن محکوم کردن این حملات با هند هم نوایی کرده و افزوده است که پاکستان نیز قربانی حملات تروریستی می باشد؛ چیزی که جنرال مشرف نیز بارها خطاب به افغان ها و برای تبریه خودش گفته بود. اگر ادعای گروه نا معروف و تازه به میدان آمده مجاهدین دکن را بپذیریم،  این سوال را که این گروه تازه اعلام شده (که معلوم نیست وجود خارجی دارد یا نه) چگونه توانسته است در اولین تجربه ی عملیاتی اش با چنین دقت و وسعتی برآمد کند، پاسخی نداریم، مگر این که گروه یا دسته های دیگری را که از اسم مستعار «مجاهدین دکن» استفاده می کنند،  عامل اصلی بشناسیم.  این نکته قابل یادآوری است که در همین نزدیکی ها،  دولت پاکستان از انحلال بخش سیاسی استخبارات اردو خبر داد.  احتمالی که در این رابطه می تواند وجود داشته باشد، این است که این حملات صرفا توسط کسانی می تواند سازمان دهی شده باشد که می خواهند با برهم زدن روابط میان دو کشور و تشدید دشمنی و خصومت میان آنان، ضرورت حفظ تشکیلات «ای.اس.ای» را بر حکومت پاکستان گوشزد نمایند. زیرا فلسفه وجودی «آی.اس.آی» غیر از دشمنی با هند چیز دیگری نمی باشد.  تشدید تشنج میان هند و پاکستان (که به نام و عنوان اسلام عرض وجود کرد) تمایل به احساسات مذهبی را که توسط باندهای افراطی و بنیادگرایی نمایندگی می شود، شدت می بخشد و این همان چیزی است که «آی.اس.آی» می خواهد. با در نظر داشت روابط نزدیک و تنگاتنگ میان گروه های افراطی و بنیادگرای مثل طالبان و نظامیان پاکستان،  بعید نیست که گروه های افراطی مستقر در پاکستان و نظامیان پاکستان در همدستی با القاعده، در سازماندهی این عملیات ویرانگرانه نقش داشته باشند.  اگر چنین شود دولت ملکی پاکستان، در موقعیتی کاملا انفعالی قرار گرفته و ناگزیر از آن می شود که از فشار بر طالبان در شمال پاکستان بکاهد و از طرفی نیز غیر سیاسی سازی اردو را کنار گذاشته و حتا از انحلال بخش سیاسی «آی. اس.آی» صرف نظر کند. هرگاه تشنج میان پاکستان و هند اوج گیرد، نظامیان پاکستان در موقعیت برتری قرار می گیرند و متقابلا روند دموکراسی سازی در پاکستان به حالت تعلیق در می آید. وضعیتی که برای افغانستان کاملا ناگوار است، هرچند موقتا از فشار تروریست ها بر افغانستان کاسته خواهد شد؛ اما فقط موقتا.

دکمه بازگشت به بالا