اولین بار با نام یوسا از تعریف یکی از دوستان که تازه رمان «آخرالزمان» یوسا را خوانده بود، آشنا شدم. دوست من که از خواندن این رمان بسیار هیجانزده شده بود، به من تلفون کرد و گفت یک رمانی خواندهام که با صد سال تنهایی مارکز پهلو میزند. من با خنده و تعجب با او برخورد کردم و او گفت که رمان، کار نویسنده دیگری از آمریکای لاتین است و نام یوسا را برد. آن روز زیاد قضیه را جدی نگرفتم. بعدها نام یوسا و رمان آخرالزمانش را که تازه به فارسی برگردان شده بود، بیشتر و بیشتر شنیدم. دنبال فرصتی بودم که آن را بخوانم و فرصت فراهم نمیشد و تا آخر هم نشد. اما بعدتر رمان دیگری از یوسا ترجمه شد.


