مونوگراف، اثری است که دانشجويان در آخرین سمستر دوره تحصيلي شان، پیرامون یک موضوع مشخص که ارتباط مستقیم با رشته تحصیلی شان داشته باشد و به اساس اندوخته های چند ساله شان و با استفاده از منابع و سرچشمه های مختلف تهیه و ترتیب می نمایند، و سپس به دفاع از اثر پژوهشی خویش می پردازند.
از این که تا اکنون کیفیت تحصیلی در دانشگاه های دولتی رشد آن چنانی ننموده و از سوی دیگر شمار زیاد دانشجویان نظر به عوامل گونه گون علاقه ای به آموزش ندارند، تهیه و ترتیب مونوگراف برای عده ای از دانشجویان به مثابه ي گذر از هفت خوان رستم، دشوار می نماید.
با دریغ و درد که این فرهنگ در بیشتر دانشگاه های کشور مان به فرهنگ بی فرهنگی مبدل شده و به عنوان یک اصل غیر رسمی نهادینه شده است؛ اما دانشکده تربیت بدنی دانشگاه تعلیم و تربیه کابل در این عرصه گوی سبقت را از دیگران ربوده است و حتا رييس دانشکده تربیت بدنی به عنوان پرفروش ترین فروشنده مونوگراف چند سر و گردن از دیگر فروشندگان بلند تر است، تا جایی که همواره بدون هیچ ترس و هراسی از شمار مونوگراف هایی که به فروش رسانیده، در مجالس و محافل یاد آوری می کند.
در حالی که کمترین معاش یک استاد دانشگاه حدود 500 دالر امریکایی است و جناب رییس صاحب دانشکده تربیت بدنی که رتبه علمی شان پوهاند است، بدون شک معاش ماهانه اش به مراتب بیشتر از دیگران است، به هیچ وجه نمی توان فقر اقتصادی را عامل اصلی این عملکرد نابخردانه و غیر مسوولانه دانست.
استادان مونوگراف فروش به عنوان الگوهای دانش و اندیشه، غیر مسوولانه معیارها و پرنسیب های دانشگاهی را زیر پا می کنند. استادان مونوگراف فروش در واقع جفای بزرگ به حق دانشجويان شان نموده و مانع رشد و توسعه ذهنی دانشجویان می شوند و استادان مونوگراف فروش در واقع راه و روش فساد و رشوت گیری را به دانشجویان شان که در حقیقت استادان و کادرهای آینده کشور اند، آموزش می دهند.
روی سخن ما به رهبری دانشگاه تعلیم و تربیه نیست، که رییس آن پیشتازتر از دیگران به چنین کارهایی دست می یازد، بل سخن ما متوجه وزارت تحصیلات عالی به مثابه ي عالی ترین ارگان رهبری دانشگاه ها است تا به وضعیت دانشگاه ها توجه عمیق معطوف داشته و جلو چنین عملکردهای غیر مسوولانه را که جنایت بزرگی در مقابل فرزندان این سرزمین است، بگیرد.






