روزنامه هشت صبح

۰۳ام خرد
جمعه
  • جستجو
اندازه ی متن
  • افزایش اندازه ی فونت
  • اندازهه ی فونت پیش فرض
  • کاهش اندازه یفونت
Home تكنالوژي علمی روش‌شناسی و علمیت تاریخ - قسمت اول


روش‌شناسی و علمیت تاریخ - قسمت اول

نامه الکترونیک چاپ PDF

اولین‌بار که برای تدریس در یکی از کلاس‌های درس حاضر شدم، یکی از دانشجویان در باره علمیت تاریخ و این‌که آیا می‌توان به تاریخ، علم گفت، سوالی مطرح کرد.

البته این سوال از جمله سوال‌هایی است که همواره مورد توجه بوده و کسانی‌که در حوزه تاریخ، مطالعه و تحقیق می‌کنند در صدد پاسخ‌گویی به این سوال برآمده‌اند و پاسخ‌هایی در این زمینه ارایه کرده‌اند.

متاسفانه موانعی که در زمینه علمیت تاریخ مطرح می‌گردد، به‌شکلی بارز در تاریخ‌نگاری افغانستان موجود می‌باشد و هرچند راهکارهایی برای نزدیک‌شدن تاریخ به‌عنوان یک علم مطرح می‌گردد و ارایه می‌شود؛ ولیکن کم‌تر مورد توجه تاریخ‌نگاران افغانستان قرار می‌گیرد که این مهم معلول موارد زیر می‌باشد:

1- اکثر کسانی‌که در حوزه تاریخ افغانستان مطالعه و تحقیق کرده و می‌کنند، فاقد آشنایی با روش تحقیق و نیز تاریخ علمی و آن‌چه که از آن تحت عنوان فلسفه تاریخ یاد می‌گردد، هستند.

2- دخیل کردن ذهنیت شخصی نیز خود بزرگ‌ترین آسیب به روش و شیوه علمی تاریخی می‌باشد.

این نوشتار سعی می‌کند نگاهی اجمالی به‌ روش‌شناسی علمی و نیز تاریخی و هم‌چنین مواردی که سبب شبهه در علمیت تاریخ می‌گردد، داشته باشد و به راهکارهای فلاسفه تاریخ برای نزدیکی تاریخ با علم اشاره کند.

روش‌شناسی یا Metedology: مطالعه تمایزات علوم (شناخت جایگاه یک علم) و طبقه‌بندی آن‌ها براساس روش‌های ویژه هر یک می‌باشد. به یک تعبیر دیگر روش‌شناسی، چگونگی دست‌یابی به یک معرفت علمی را نشان می‌دهد. (روش، راهی که برای رسیدن به مطلوب طی می‌شود.)

مِتُد: مجموعه روش‌ها و وسایلی است که وصول به هدف یا غایتی را آسان می‌سازد و یا به تعریفی دیگر، مِتُد عبارت است از جستجوی اندیشیده و سازمان‌یافته برای دست‌یابی به دانش و قدرت است. بنابراین مِتُدلوژی عبارت است از شناخت روش‌های علوم که در زبان فارسی از آن به روش‌شناسی تعبیر می‌شود و به بیان دیگر منظور از مِتُدلوژی دانشی است که در باره رو‌ش‌های مناسب تحقیق و اثبات علوم مختلف به بحث می‌پردازد و به‌عبارت دیگر در آن یک بحث تعریف علم و طبقه‌بندی جایگاه یک علم و شناخت و تعیین روش آن مطرح است.

تعریف معرفت: در فرهنگ فارسی‌زبانان بین کلماتی چون معرفت، شناخت، دانش، خرد، فلسفه و حتا دین، یا فرقی گذاشته نمی‌شود و به‌جای همدیگر به‌کار می‌روند و یا فرق اندکی گذاشته می‌شود. کلمه معرفت در زبان فارسی با کلمات مختلفی قرابت و نزدیکی دارد که این امر نباید ما را به اشتباه بیندازد. معارفی که از طرق مختلف به‌دست ما می‌رسد، با هم متفاوت است.

بین حوزه‌های معرفتی تفاوت‌ها و تقسیم‌بندی‌هایی وجود دارد، نویسنده آلمانی، ماکس شلر، سه حوزه معرفتی را ذکر می‌کند:

1- دین

2- فلسفه

3- علم اثباتی

نویسنده‌ای دیگر، داکتر توکل، حوزه‌های معرفتی را به چهار گروه تقسیم کرده که عبارت است از:

1-دین(مذهب)

2-فلسفه

3-علم

4-ایدیولوژی

حال سوال در این است که تفاوت قلمروهای معرفتی در چیست؟

1. از حیث موضوع: به‌عنوان مثال موضوع علم یک چیز است و دین چیز دیگر. داکتر توکل می‌نویسد: موضوع علم پرداختن به جهان محسوس فزیکی و طبیعی است. موضوع فلسفه، پرداختن از حیث کلیت و وجود عالم است. موضوع دین پرداختن به فضای نجات و رستگاری بشر است. موضوع ایدیولوژی وضعیت‌های سیاسی و اجتماعی زندگی است.

2. از حیث انگیزه داخلی و ذاتی و روانی: در علم اشتیاق به کنترول روان و جامعه سبب معرفت‌آموزی می‌گردد. در فلسفه، انگیزه، حیرانی مداوم در فهمیدن، سبب معرفت‌آموزی می‌گردد. در دین، تحفص روحی از طریق رستگاری به‌وسیله قدرت قدسی. در ایدیولوژی، انگیزه سایق، ‌زیستن و ماندن است. زیستن و ماندن سبب کشیدن فرد به‌سوی معرفت می‌شود.

3. از حیث روش: در علم روش معرفتی تجربه، مشاهده، اندازه‌گیری، استقرا و قیاس است. در فلسفه با عقل جوهرنگر (نظری) و از طریق مواجهه مستقیم با عالم هستی. در ایدیولوژی روش توجیه و تاثر در صحنه است؛ این روش به رفتار و یافتن سازوکار توجه می‌کند.

4. از حیث هدف: در علم هدف بازنمایی پراگماتیستی، روابط پدیداری، به تعبیر دیگر هدف بازسازی و پیش‌بینی است. هدف فلسفه شرکت در روابط وجودی با عنایت به معنا، ذات و جوهر است و هدف و غرض این است که در روابط وجودی اشیا دخالت کند، تا بتواند آنرا تعریف کند و در دین هدف نجات شخص است و هدف ایدیولوژی دوام روزمرگی است.

5. از حیث شکل و جهت و حرکت تاریخی.

6. زبان و شیوه و استیل سخن.

7. منشای جامعه‌شناسی، تشکل و گروه‌بندی.

8. از حیث کارکرد اجتماعی: در علم کارکرد اجتماعی هدف سلطه و رفاه مادی است. در فلسفه ارایه بینش و فرهنگ و در دین تحمل و وحدت است، انسان را بردبار و صبور می‌سازد و در عین حال سبب وحدت انسان‌ها می‌گردد. در ایدیولوژی چرخاندن اجتماعی و دست‌کاری و مهندسی توده‌ای است.

تعریف علم: در زبان فارسی برای علم تعاریف گوناگونی وجود دارد:

1-علم مجموعه‌ای از آگاهی‌ها و اطلاعاتی است که انسان در مورد خود و غیرخود، به‌طور منظم فراهم آورده است. علم به این معنا بسیار گسترده می‌گردد. یا به تعبیر دیگر کاربرد علم در برابر جهل و نادانی یا به‌عبارت دیگر علم مساوی با آگاهی است و دانستن در برابر ندانستن است. در گذشته به هرگونه معرفت و آگاهی علم می‌گفتند و طریق دست‌یابی به علم یا کشف مجهول یا عقل (از طریق اقامه برهان)، یا دین، قلب (از طریق تزکیه و تهذیب) و یا حس (تجربه) بود.

2-در تعریف دوم، اطلاعاتی است در برابر آزمون ناپذیر‌بودن یا به تعبیر دیگر دانستن در مقابل غیرقابل تجربه بودن است که به تعریف اول در انگلیسی Knowledg  و در فرانسه Connaissance می‌گویند. به تعریف دوم در زبان انگلیسی Science می‌گویند. علم در این معنا بخشی از معنای اول به‌شمار می‌رود و رشد این علم در اروپا پس از رنسانس صورت گرفت و رشد چشم‌گیری یافت.

مهم‌ترین نقش کلیسا در قرون وسطا القای معرفتی بود و کلیسا به گمان خود، تمامی نیازهای معرفتی آدمیان را تامین می‌کرد. در این نگاه معارف دینی اصل بود و در مقابل همه معرفت‌های دیگر قرار گرفته و بقیه معارف را تخطیه می‌کرد. افراط در این عمل موجب اعتراض اهل اندیشه گشت. بدین ترتیب علم ‌تجربی و معرفت ‌تجربی وارد صحنه شد. از این زمان علم به تعریف دوم وارد صحنه گشت و رشد این علم به‌جایی رسید که اینان به تخطیه معرفت دینی پرداختند.

در تعریف تاریخ علم نوشته‌اند: مطالعه و تحقیق در سیر آگاهی بشر در طول زمان پیرامون موجودات یا به‌عبارت دیگر تاریخ علم بررسی سیر حیاتی پدیده‌ای به‌نام علم در طول زمان و تاریخ است.

منشای علم را دو چیز انگاشته‌اند:

1-گرایش انسان به حقیقت‌جویی سبب گرایش انسان به علم و منشای آن شده است.

2-رفع نیازهای جسمی و روانی خویش (برای سلطه بر طبیعت به‌منظور بهتر زیستن).

روش‌شناسی را یک علم آلی می‌دانند؛ یعنی با استفاده از ابزار، کاربرد دارد و در کتاب‌های علم‌شناسی، آنرا همان منطق می‌دانند. در تعریف منطق آمده است: «المنطق آله القانونیه تقصم مراعاتها الذهن عن الخطاء فی الفکر» (آلت ابزار قانونمند است که مراعات‌کردن و پیروی از آن موجب شود ذهن انسان از بازاندیشیدن دچار خطا نگردد.) بنابراین در تعریف روش‌شناسی، امروزه همین تعریف منطق را می‌آورند.

علم منطق دو قسم است: 1-قیاسی و نظری(منطق صوری). 2-منطق استقرایی یا علمی.

برای تقسیم‌بندی علوم، موارد زیادی ذکر شده است؛ به‌عنوان مثال مسلمانان علوم را به لحاظ منشای پیدایی به «اسلامی» و «بیگانه» تقسیم می‌کردند. علوم اسلامی که منشای آن اسلام بود و اگر اسلام نبود، آن‌ها نیز پیدا نمی‌شدند. مانند علم حدیث، فقه، اصول، درایت، تفسیر و....

علم بیگانه، علمی است که به جهان اسلام از سرزمین‌های دیگر وارد شد که به این علوم، علوم دخیله یا غیراسلامی می‌گفتند. پیدایی این علوم به اسلام ربطی نداشت. براساس این طبقه‌بندی، علوم اسلامی برای طبقه‌بندی روشی داشت و علوم بیگانه روش دیگر.

ابن خلدون براساس منشای انسانی، علوم را به دو دسته تقسیم می‌کند:

1- نقلی: علومی که با پشتوانه نقل (داده‌های دینی) پدید آمده‌اند.

2- عقلی: علومی است که عقل بشر در پیدایش آن نقش‌آفرین بوده است.

روش در تحقیقات علمی اهمیت فراوان دارد، و اگر کسی بدون روش دست به تحقیق علمی بزند، به نتیجه‌ای نخواهد رسید. دکارت می‌گوید: «بهتر آن است که بدون روش، اصلا کسی به فکر تحقیق علمی و جستجوی حقیقت نیفتد.»

روش‌شناسی علمی، سیر تاریخی داشت که تحت این مراحل جای گرفته است، که اولین آن علم‌شناسی ارسطو بود و وی برای به‌دست آوردن روش یک علم از تعلق استفاده می‌کرد.

روش دوم، پوزیتویستی یا اثبات‌گرایی بود. تجربه و حس در این روش مهم بود و تجربه محسوس می‌توانست یک چیز را در روش علم مشخص کند. علم‌شناسی تاریخی- توصیفی و علم‌شناسی منطقی- توصیه‌ای از جمله روش‌های دیگر بود. از میان این روش‌ها، علم‌شناسی پوزیتویستی اهمیت یافت و براساس این روش‌شناسی پوزیتویستی قضایا و احکام سه دسته هستند:

1) قضایای صوری یا تحلیلی (شامل قضایای ریاضی و منطق): این گزاره‌ها تماما همان‌گویی و توضیح واضح و خالی از معلومات تازه می‌باشند و به تعبیر دیگر گزاره‌های صوری و تحلیلی هستند. به‌عنوان مثال5=2+3 می‌شود. در این قضیه چیزی به ما ارایه نشده و فقط یک تحلیل صوری صورت گرفت و صورت و جواب یکی هستند. یا در منطق هم همین‌طور؛ به‌عنوان مثال: العالم متغیر و کل متغیر حادث، فالعالم حادث. در این قضیه هم چیز جدیدی نیامده و طی یک تحلیل صورت را اثبات کرده‌اند و معلومات جدید به ما داده نشده است و در واقع صورتی از همان قضیه اول است.

2) قضایای علمی شامل احکام مشاهده‌پذیر و تجربه‌پذیر است که می‌توان این قضیه را تجربه و آنرا اثبات کرد که به آن اثبات‌گرایی هم می‌گویند. مثلا درجه زاویه انعکاس نور از سطح صاف با درجه تابش آن برابر است.

3) قضایای مهمل و بی‌معنا: براساس تفکر پوزیتویستی تقریبا کلیه معارف فلسفی، الهیاتی و اخلاقی جزو این دسته هستند؛ نه قابل تحلیل و نه قابل مشاهده هستند.

مراحل و روش شناخت تجربی از دیدگاه پوزیتویست‌ها:

1-مشاهده

2-ارایه فرضیه

3-آزمایش فرضیه

4-ارایه قانون علمی

5-ارایه نظریه عمومی و سیستم.

بنابراین قضایا یا علمی هستند و یا غیرعلمی و از این بر می‌آید که بسیاری از علوم انسانی از دیدگاه ایشان علم نیست و جزو قضایای مهمل و بی‌معنا هستند و از دیدگاه پوزیتویست‌ها قضایایی که قابلیت تجربه و مشاهده را دارند، علم می‌گویند.

ویژگی‌های علوم از دیدگاه پوزیتویست‌ها:

1-اعتنا به تجربه و آزمایش، البته نه تجربه شخصی و درونی، به همین جهت تجارب عرفانی مشمول تجربه نیستند؛ یعنی Objectivity هستند و عینیت دارند.

2-تکرارپذیری: قابلیت حذف و تغییر عوامل داشته باشد، لذا در مورد خداوند متعال نمی‌توان کاوش تجربی کرد، چرا که خدا قابل حذف نیست.

3-دارای فرضیه پیشینی است، به تعبیر دیگر علم تجربی، مجموعه استقراها و تعمیم‌های کور نیست.

4-تفسیرهای علمی همیشه در سایه تیوری‌ها و قانون‌های علمی صورت‌ها می‌گیرد، (یک پدیده در تصویر گسترده گنجانده می‌شود.)

5-هر نظریه علمی یا قانون علمی از سه صفت برخوردار است: الف- نظمی همیشگی و پایدار را بیان می‌کند، و با هر، هیچ، همه و همیشه آغاز می‌شود. به‌عنوان مثال: همیشه عرضه زیاد موجب کاهش قیمت می‌شود و....

6- توانایی پیش‌بینی مشروط دارند و به کمک آن‌ها می‌توان آینده حادثه را معلوم کرد. به‌عنوان مثال آب در یک ساعت آینده جوش می‌آید، مشروط بر این‌که شرایط گرم‌شدن آب وجود داشته باشد.

7- قانون و فرضیه‌های علمی وقوع بعضی پدیده‌ها را ناممکن اعلام می‌کنند. به تعبیر دیگر با اعلام ناممکن بودن، در صورت وقوع پدیده، قانون از صحت می‌افتد و همه قوانین علمی با اتفاق افتادن بعضی حوادث ابطال و باطل می‌شوند. (ابطال‌پذیری) ابطال‌پذیری یعنی این‌که ما موردی پیدا کنیم که غیر از قانون باشد. به‌عنوان مثال می‌گویند با توجه به شرایط به‌وجود آمده در افغانستان، احتمال کاهش تورم در کشور منتفی است. اگر حرفی ابطال‌پذیر نباشد، آن مطلب علمی نیست.

پوپر در مورد ابطال‌پذیری می‌گوید: ابطال‌پذیری یعنی سازش نداشتن با همه پدیده‌های ممکن؛ اما به‌معنای باطل بودن نیست. تجربه در معرفت تجربی، نقش آن کشف بطلان است؛ نه اثبات صحت. براساس دیدگاه وی شرایط ارایه قانون علمی-براساس نظریه ابطال‌پذیری- سه شرط است:

الف: کلیت منطقی قانون (بتوان آنرا با هر، هیچ و همه آورد.)

ب: توانایی پیش‌بینی مشروط.

ج: قابلیت بطلان.

بنابراین مواردی از نظر این قانون ابطال‌پذیر نیستند که عبارتند از:

 در موردی که نقد و ارزیابی از طریق تجربه ممکن نیست. مثل این‌که بگوییم، اعمال همه انسان‌ها تجسم واقعی می‌یابند.

 شیوه و قرینه مستقلی برای آزمودن و امتحان نباشد. مثل این‌که بگوییم، فلانی هر وقت مرگش برسد، می‌میرد.

 این که جمله و خبری حاوی تناقض باشد.

 توتولوژیک بودن جمله (این همانی) مثلا می‌گوییم، آدم خوب، آن آدمی است که خوب باشد.

 جمیع حالات ممکنه را فراگرفتن یا مشتمل بر حصر منطقی بودن؛ به‌عنوان مثال: عدد یا زوج است یا فرد.

 از بودن موجود خاص سخن گفتن بدون تعیین زمان و مکان مشخص: مثلا می‌گوییم در قطب شمال موجود دوپایی وجود داشت. ما حرفی زده‌ایم؛ ولی زمان را مشخص نکرده‌ایم.

 در باره آینده نامعلوم نظردادن: جهان رو به بهترشدن است.

 از موجودات غیرمادی سخن گفتن: جنیان کافر هستند و....

 کیفی و غیرکمی و با ابهام سخن گفتن: قدرت فساد می‌آورد و قدرت مطلق، فساد مطلق.

 لوازم ضروری یا ذاتی اشیا و افکار را بر شمردن: انسان ذاتا حریص است.

 قضایای جزیی و مثبت بیان کردن. بعضی صدای خوب و جذاب دارند.

8- روش علم گزینشی است. معرفت تجربی گزینشی است، به‌ این معنا که مثلا وقتی از آب سخن می‌گوید، اولا از چهره خاصی از آب سخن می‌گوید. آب چهره‌هایی چون شفافیت، جاری بودن و... دارد. ممکن است در باره اجزای آب بحث کند. ثانیا همه چیز را کشف‌شده نمی‌پندارد. ثالثا رابطه همه چهره‌های یک پدیده و یا همه پدیده‌ها را با هم بیان نمی‌کند. رابعا به هیچ روش علمی نمی‌توان یکجا و یک‌دفعه بر کل یک پدیده احاطه کرد و همه‌چیز آنرا دانست.

ادامه دارد

Addthis
 

فصلنامه زمین

سومین شماره فصلنامه زمین را از اینجا دریافت نمایید.

آرشیو فصلنامه

متن کامل موافقتنامه همکاریهای درازمدت استراتژیک میان دولت جمهوری اسلامی افغانستان و ایالات متحده امریکا را میتوانید از اینجا دانلود کنید.

گزارش بحران کابل بانک

متن گزارش بحران کابل بانک که از سوی کمیته مستقل مشترک نظارت و ارزیابی مبارزه علیه فساد اداری به نشر رسیده است را می توانید به زبان دری و پشتو دانلود کنید.