با معرفی محمد مرسی، نامزد اخوانالمسلمين بهعنوان برنده انتخابات رييسجمهوری، دوران دموکراسی پايه در مصر با هدايت فرماندهان نظامی و استفاده از الگوی ارتش ترکيه آغاز شد.
پيش از معرفی تاخيری مرسی، شورای فرماندهان نظامی مصر مجلس انتخابی را که در آن اسلامگرايان اکثريت يافته بودند منحل ساخت و از راه تغيير قانون اساسی موقت، اختيارات رييسجمهور را کاهش و اختيارات خود را افزايش داد.
به دنبال شکلگرفتن موج آزادیخواهی ۱۶ماه اخير در شمال افريقا و بخشی از خاورميانه عربی، انتظار ميرفت شکل سياسی کنونی ترکيه که توسط يک دولت اسلامگرای متمايل به غرب و طرفدار سرمايه و اقتصاد آزاد اداره ميشود در شکل دادن به ساختار سياسی تونس، ليبی و مصر و همچنين سوريه، بعد از تغيير حکومت اسد، مورد استفاده قرار گيرد.
خودداری فرماندهان ارتش مصر از واگذاری کامل و بدون نظارت قدرت سياسی به صندوقهای رای و نمايندگان انتخابی مردم نشان داد که دموکراسی تازه متولدشده آن کشور، پيش از تاثير گرفتن از الگوی دولت و احزاب ترکيه تا مدتی غيرقابل پيشبينی در مسير رشد تدريجی و مسيرهای از پيش تعيينشده باقی خواهد ماند.
دموکراسی در ترکيه و يونان
ترکيه مدرن بعد از جنگهای استقلال در سال ۱۹۲۳ بهعنوان جانشين حکومت عثمانی متولد شد و مصطفی کمال اتاترک (پدر ترکها؛ عنوانی که پارلمان ترکيه در سال ۱۹۳۴ به وی داد) قدرت را بهعنوان رييسجمهور در آن کشور بهدست گرفت.
هدف اوليه مصطفی کمال و «ترکهای جوان»، نوسازی ترکيه، گذر از شرايط فقر و رسيدن به دوران ثبات و تداوم در کشور بود. در آغاز راه، دموکراسی در حيات سياسی دولت جوان ترکيه اهميت چندان نداشت.
تنها بعد از جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۴۵ ترکيه با عبور از دوران يک حزبی به دوران چند حزبی وارد شد. اگرچه در آن مرحله نيز ارتش ترکيه همچنان در کنترول قدرت سياسی کشور باقی ماند.
در کنار ترکيه، کشور، يونان نيز با برخورداری از «دکترين ترومن» و استفاده از کمکهای مشابه اقتصادی و نظامی امريکا، حيات بعد از جنگ خود را آغاز کرد. يونان مانند ترکيه در جنگ کره شرکت جست و در سال ۱۹۵۲ به پيمان دفاعی ناتو پيوست.
حرکت يونان بهسوی دموکراسی و حکومت انتخابی، باوجود تجربه قبلی حکومت نظاميان در سال ۱۹۳۶، با ترکيه متفاوت بود. عليرغم تفاوتهای ساختاری با ترکيه، يونان نيز به لطف «حکومت سرهنگها» که در سال ۱۹۶۷ پادشاهی مشروطه و دولت انتخابی را با توسل به کودتا در آن کشور تعطيل و تا سال ۱۹۷۴ قدرت حکومت را در آن کشور حفظ کردند، محروم از دموکراسی سياسی بود.
ترکيه در سالهای ۱۰۶۰، ۱۹۷۱ ، ۱۹۸۰ و ۱۹۹۷ کودتای نظاميان و برکناری دولتهای انتخابی را تجربه کرد. برخلاف کودتا در کشورهای عربی، نظاميان ترکيه نيازی به ارسال تانک و توپ به خيابان نداشتند.
در صورتیکه فرماندهان ارتش با عملکرد دولت منتخب روی موافق نداشتند، از راه صدور بيانيه از رييس دولت خواستار تغيير روش و يا برکناری آن ميشدند، چنانکه در سال ۱۹۹۷ در مورد دولت انتخابی اسلامگرای نجمالدين اربکان عمل کردند.
تنها بعد از استعفای چهار فرمانده ارشد ارتش ترکيه، و متعاقب ۹۰سال حرکت آرام در مسير تکامل دولت حزبی، سال گذشته برای اولين بار کنترول سياستمداران انتخابی آن کشور بر نظاميان کامل شد.
دموکراسی نوع روسی
فرايند ورود تدريجی کشورهای فاقد تجربه دموکراسی مدرن به مرحله ابتدايی تشکيل دولت انتخابی را، عليرغم برگزاری انتخابات، بعد از سقوط اتحاد شوروی مردم روسيه نيز شاهد بودهاند.
دموکراسی روسيه با هدايت بوريس يلتسين که پيش از کنار رفتن، پوتين را به جانشينی خود برگزيد بود، به يک حکومت اقتدارگرای مرکزی و فاقد قدرت تحمل مخالفان تبديل شده است.
امروز ترکيه از نظر اقتصادی دارای قدرت چشمگيری است و دولت آن کشور در مسير توسعه آزادیهای انفرادی قرار دارد. با اين وجود از نظر آزادی بيان، براساس رتبهبندی آزادی مطبوعات که از سوی موسسه گزارشگران بدون مرز انتشار يافته در مقام ۱۴۲ و پایينتر از روسيه پوتين (در مقام ۱۳۳) دنيا قرار دارد.
در دموکراسیهای ترکيه و روسيه، مرحله اقتدار نظاميان پشت سر نهاده شده، ولی حکومت ليبرال نيز هنوز دور از دسترس مردم است.
در يونان دموکراسی با عبور از مرحله قراردادی ليبراليسم، دوران بعد از تامين آزادیهای فردی، آزادی نظر، آزادی مذهب، برابری زن و مرد... را تجربه ميکند. بهای تجربه اين دوران، توسعه توقعات جمعی و وارد شدن به دايره فقر بهدليل کمکاری، اعتصابها و داشتن دولت بیثبات و افکار عمومیگرا است.
در ترکيه، و اينک مصر، تونس، ليبیا، باريکه غزه، حکومتهای سياسی با برخورداری از رای دموکراتيک مردم و کسب اکثريت، باورهای مذهبی و حکومت الهی را پيش از آزادیهای مطلق سياسی و اجتماعی قرار ميدهند. در تجربه نوع مصر، مشابه آنچه پيشتر در ترکيه آزموده شده، ارتش خود را عامل حفظ تعادل در حرکت حکومت ميبيند.
قبول قيموميت ارتش
شايد در صورت عدم مداخله ارتش، اخوانالمسلمين مصر بعد از در دست گرفتن مجلس و قدرت اجرايی دولت، به دموکراسی تا آنجا احترام ميگذاشت که راه حکومت الهی هموار، و تثبيت قدرت خدا بر حدود آزادیهای فردی محقق شود.
پيش از برگزاری انتخابات رييسجمهوری در مصر، خريتالشاطر، مرد قدرتمند اخوانالمسلمین، که خود نامزد اصلی اين منصب بود، هدف دولت آينده را «تجديد اسلام در شکل فراگير آن، و اسلامی کردن زندگی» معرفی کرده بود.
بعد از سلب صلاحيت از وی برای نامزدی، بهدليل داشتن سابقه زندان که در نتيجه راه را برای معرفی چهره کمجاذبهتری مانند محمد مرسی و انتخاب شدن وی هموار ساخت، خريتالشاطر اظهار داشت: «مسير حرکت مصر از راه تغييرات تدريجی است. اين مرحله ممکن است سه، چهار يا پنج سال به درازا بکشد. از ما انتظار خشونت و درگيری با ارتش را نبايد داشت. شيوه ما برای تغيير، صلحآميز و براساس روشهای سياسی است. ما با نظاميان راه گفتمان را انتخاب کرديم و اين راه را ادامه خواهيم داد.»
اخوانالمسلمين که در سال ۱۹۲۸ تاسيس و از سال ۱۹۴۰ بهدليل ممنوعيت فعاليت، زيرزمينی شد ظاهرا وضعيت کنونی مصر و ادامه حضور نظاميان در قدرت را به آغاز يک درگيری تمام عيار و از دست رفتن يک فرصت تازه برای تغييرات تدريجی در جامعه ترجيح داده است.






