روزنامه هشت صبح

۰۴ام خرد
شنبه
  • جستجو
اندازه ی متن
  • افزایش اندازه ی فونت
  • اندازهه ی فونت پیش فرض
  • کاهش اندازه یفونت
Home سينما سينما «کابل دوستت دارم» نمادی از بیم‌ها و امیدها


«کابل دوستت دارم» نمادی از بیم‌ها و امیدها

نامه الکترونیک چاپ PDF

فلم «کابل دوستت دارم» مجموعه‌یی از ده فلم کوتاه داستانی است که به‌وسیله‌ی ده کارگردان افغان در مورد کابل در گذرگاه چند دهه‌ی اخیر و به حمایت مالی «یوناما» ساخته شده است و پنج‌شنبه‌ی گذشته در تالار لیسه استقلال به نمایش در آمد.

یکی از ویژه‌گی‌های این اثر در این است که در آن ده اثر کوتاه از ده کارگردان کشور، در یک پیوند منطقی به هم پیوست شده‌ و منحیث یک فلم واحد تدوین گردیده است که چنین کاری تاکنون در افغانستان سابقه نداشته است.

تدوین این همه فلم‌ها را در قالب یک داستان و یک فلم به‌گونه‌ای که داستان آن لطمه نخورد آقای اسکندر سلطانی تهیه‌کننده‌ی دفتر یوناما انجام داده است.

او می‌گوید: «سخت‌ترین کارم این بود که کارگردانان را بتوانم هم عقیده بسازم که موفق شدیم، زیرا خودمان را خوب آماده کرده بودیم کارگاه‌های داشتیم و در مجموع از آغاز کار تا امروز حدود هفت ماه را در بر گرفت.»

فلم با نمایان شدن یک تکسی قراضه در زمان شاه آغاز می‌شود که دختر یکی از خانواده‌های معتبر کابل را به دانشگاه می‌رساند، این تاکسی و راننده‌اش از ابتدا تا آخر فلم در خدمت مردم کابل قرار دارد و در غم و مصیبت و یا شادی به همراه‌شان است.

اما یک نکته در این تکسی قابل ایراد است که تکسی حتا در سه یا چهار دهه قبل هم هم‌چنان قراضه و فرسوده است و حتا در زمان جمهوری داوودخان که رنگ تکسی‌ها به سیاه و سفید تغییر کرده بود نیز این تکسی همان رنگ زرد و سفید را دارد.

آقای اسکندر سلطانی می‌گوید که تکسی در زمان خودش هم قدیمی بود، راننده جوان است، اما تکسی پیر است، به‌خاطری که شهر پیر و قدیمی است.

ولی با این‌حال دادرسی تکسی در هرجا و هر لحظه که فردی از شخصیت‌های فلم به مصیبتی گرفتار می‌گردد، ستودنی‌ست، زیرا هربار که به نجات دردرسیدگان می‌شتابد هیچ توقع مادی ندارد و هدفش فقط کمک است، آن‌جا که کودک که کفش‌ها را رنگ می‌کند، پایش می‌شکند و یا آن‌جا که ماین در یک دامنه کوه پای کودک خارکش را از بدنش جدا می‌کند.

تکسی نمادی از خدمت‌گذاری است که هیچ پاداشی از مردم در برابر خدماتش ندارد و پیام این است که اگر مردم شهر کابل مانند این تکسی باشند کابل آباد خواهد شد.

در کابل دوستت دارم، سوژه‌های گوناگون که بیشتر نشان‌دهنده حق بشری‌اند، در کنار هم چیده شده‌اند.

اما آقای سلطانی می‌گوید که آن‌ها تنها سوژه‌ها را انتخاب کرده‌اند و هزینه‌ها را که برای هر فلم حدود 8000دالر است، پرداخته‌اند؛ ولی در این که کارگردان چه سوژه‌ای را باید انتخاب کند، کدام نظری نداشته‌اند و دیدگاه خود سازنده‌ها است.

یکی از فلم‌ها به عشق شدید دو دانشجو که یکی هزاره و دیگری پشتون است، پرداخته است، این دو دل‌داده به هر طریق ممکن می‌کوشند خانواده‌های‌شان را راضی بسازند، تا به ازدواج آن‌ها رضایت نشان دهند؛ اما خانواده‌ها از حمایت آن‌ها دست بر می‌دارند و آن‌ها به کمک یک دانشجوی دانشکده شرعیات به نزد قاضی می‌روند و ازدواج می‌کنند.

سوژه دیگری با یک دید انتقادی به بی‌کاری جوانان آموزش‌دیده می‌پردازد و سه جوان از سه قوم مختلف را نشان می‌دهد که به‌خاطر یافتن کار روزها را در سرگردانی سپری می‌کنند.

برادر یکی از این جوانان نیز از بی‌کاری تصمیم دارد تا به کشور‌های اروپایی برود؛ اما در یک کشتی که به‌سوی اروپا در حرکت بوده غرق می‌شود و می‌میرد.

برادر فرد جان‌باخته جهت انتقام‌گیری به دفتر قاچاقبران انسان در کابل می‌رود و قاچاقبر را به قتل می‌رساند، سرنوشت او که بی‌کاری روزگارش را سیاه ساخته 23سال زندان است.

شاید این سرنوشت صد‌ها هزار جوان آموزش‌دیده در افغانستان است که از بی‌کاری رنج می‌برد.

نماد اصلی فلم کابل دوستت دارم یا همان تکسی قراضه یک نگاه گذرا به 4دهه‌ی اخیر دارد و زمان شاه، جمهوری محمد داوود، دوره‌ی کمونیست‌ها و حکومت مجاهدین را به صورت گذرا می‌پیماید، وقتی تکسی در زمان طالبان تمرکز می‌کند، سه طالب مسلح را نشان می‌دهد که داخل تکسی می‌شوند و وقتی از تکسی پیاده می‌شوند کلدار پاکستانی می‌پردازند، تکسی‌ران که ترسیده است پول را نمی‌گیرد؛ اما آن‌ها اصرار می‌کنند و وقتی او پول را می‌گیرد، یکی از طالبان ریش ساختگی تکسی‌ران را می‌کند و او را سرزنش می‌کند.

در کابل دوستت دارم یک دختر جوان از یک عروسی اجباری فرار می‌کند و در مسجدی پنهان می‌شود، خادم مسجد که مرد شریفی‌ست به او کمک می‌کند؛ اما مالک یک دواخانه که در مقابل مسجد است، بالای خادم مسجد گمان بد می‌کند و این موضوع را با بدگمانی که دارد به پولیس خبر می‌دهد و به این ترتیب دختر جوان دستگیر می‌شود و به طرف سرنوشت نامعلومش می‌شتابد.

یکی دیگر از صحنه‌های کابل دوستت دارم، پسری را نشان می‌دهد که پدرش به‌خاطر اعتیاد به مواد مخدر او را از آموزش محروم ساخته و در یک آهنگری شاگردی می‌کند، این پسر که دلش به‌خاطر آموزش می‌تپد، ناگزیر است هرروز برای پدرش پول مواد مخدر را به‌هر ترتیبی پیدا کند، اما یک‌روز وقتی نمی‌تواند به پدرش پول تهیه کند، پدرش با دشنام‌های رکیک او را مورد لت‌و‌کوب قرار می‌دهد و مجروح می‌سازد، اما نرس دل‌سوزی به دادش می‌رسد و او را مداوا می‌کند.

در سراسر فلم کابل دوستت دارم، در کنار این‌که لحظه‌هایی از شادی و پیشرفت و ترقی به نمایش در آمده است، هرجا سایه‌ی تاریک و مخوف جنگ دیده می‌شود که نشان می‌دهد، هنوزهم ددمنشان تاریخ در کمین‌اند و تاریک‌اندیشان زمان در پی براندازی این اندک پیشرفت‌ها دست و آستین بر زده‌اند.

فلم با یک صحنه‌ی دردناک تمام می‌شود، کودکی با خواهرش مصروف جمع‌آوری بته‌ها‌ی کوهی است، او کاغذپران آزاد شده‌ای را می‌بیند و با همان غرایز کودکانه‌اش به دنبال کاغذپران می‌دود؛ اما انفجار ماینی لعنتی پای او را از بدنش جدا می‌کند، تکسی و راننده‌اش باز هم به کمک می‌رسند و کودک زخمی را به شفاخانه می‌برند.

اما این صحنه اخیر نشان می‌دهد که در افغانستان جنگ هنوز ادامه دارد و تا وقتی ماین‌ها زیر خاک باشد، هنوز مشکل جنگ وجود دارد.

Addthis
 

فصلنامه زمین

سومین شماره فصلنامه زمین را از اینجا دریافت نمایید.

آرشیو فصلنامه

متن کامل موافقتنامه همکاریهای درازمدت استراتژیک میان دولت جمهوری اسلامی افغانستان و ایالات متحده امریکا را میتوانید از اینجا دانلود کنید.

گزارش بحران کابل بانک

متن گزارش بحران کابل بانک که از سوی کمیته مستقل مشترک نظارت و ارزیابی مبارزه علیه فساد اداری به نشر رسیده است را می توانید به زبان دری و پشتو دانلود کنید.